یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵

۳ بهمن ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق۱۲

ریحانه شب در خانه علی اکبر می ماند. صبح هم به دنبال علی اکبر می رود تا پشت ترک موتورش سوار شود. اما ...
۲ بهمن ۱۳۹۵

شهیدان هم مثل ما انسان بودند و انتخابگر

کتاب «‌ظهور» روایتی از زندگي ‌سردار شهيدیست از زبان خودش که می خواهد چهره‌ ای واقعی و نه اغراق شده از شهید به مخاطب عرضه کند ، با تاکید براین مفهوم که او هم انسانی مثل بقیه انسان هاست که حق انتخاب بین خوبی و بدی داشته و در نهایت انتخابی درست انجام داده است.
۳۰ دی ۱۳۹۵

همه‌ی عشق در این معرکه تنها مانده ست

امروز دیگر غزه نامی فرای جغرافیای مکانی خود دارد، برای خودش تاریخی دارد که اثبات می‌کند نسل ستمگران تاریخ ادامه دارد و ادامه دارد؛ به بهانه بیست و نهمین روز از اولین ماه زمستان، شعری را برای شهر کوچک استقامت از علیرضا نیک نژاد می‌خوانیم.
۲۹ دی ۱۳۹۵

داستان/ عکس

شیما جوادی در 1359 چشم به جهان گشود و فارغ التحصیل رشته ی حقوق قضایی است. دوره های داستان نویسی را با استاد تجار سپری کرده است.
۲۶ دی ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۱

دو هفته است که از عقد ریحانه و علی اکبر می گذرد. ریحانه هر کاری می کند تا علی اکبر را جذب کند، موفق نمی شود. او حتی شب را در خانه علی اکبر می ماند و در اتاق او می خوابد اما...
۲۵ دی ۱۳۹۵

مفتون و فیروزه، روایت انقلابی ها در تئاتر

کتاب "مفتون و فیروزه" به برهه ای در تاریخ کشور ما پرداخته است که تا کنون خیلی مورد توجه نبوده است، یعنی دوران شکل گیری انقلاب اسلامی. این کتاب که با قلم شیوای سعید تشکری به رشته ی تحریر در آمده، سعی کرده است که ابهامات آن دوره را کنار بزند و حقیقت را به مخاطبش عرضه کند.
۲۳ دی ۱۳۹۵

هنوز بید، پریشیده سر فکنده به زیر

روزهای پایانی دی‌ماه یاد بزرگ‌مردی را زنده می‌کند که به جان کوشید تا سرفرازی میهنش را تضمین کند؛ امیرکیبر بزرگ امیری که بزرگی‌اش حاکمان جور را بی‌تاب کرد و ما به بهانه روزهایی که او را یادآور می‌شوند، زیبا شعری از فریدون مشیری را می‌خوانیم.
۲۲ دی ۱۳۹۵

داستان کوتاه/ تاوان یک آه

مهناز یعقوبی آبکناری[۱] که در رشته ی زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده است، از هنرمندان جوان عرصه داستان نویسی است. داستان کوتاه “پای مصنوعی” او برگزیده مسابقات بسیج دانشجویی است.
۱۹ دی ۱۳۹۵

‍ داستان بلند/ مدافع عشق ۱۰

ریحانه تمام تلاشش را می کند تا علی اکبر مجبور می شود به همه اعلام کند که ریحانه همسر اوست و برای همین برای دیدن علی اکبر با دسته گلی به جلوی حوزه می رود. علی اکبر که نمی خواست دوستانش از ازدواج او خبردار شوند، با دیدن ریحانه ناراحت می شود و ...
۱۶ دی ۱۳۹۵

فضای آبی شعرم نثار مقدمتان

ربیع ثانی اگر بهار شد به بهانه خلقت و تولد پدری است که والا فرزندش منجی تمامی آدم‌های دنیاست، سهم ما از شادباش این میلاد بزرگ، شعری معطر از محمد بیابانی است.
۱۵ دی ۱۳۹۵

داستانک / عاشقانه ترین و غم انگیزترین پیام دنیا

مادرها وقتی اس ام اس می دهند، جوری می نویسند انگار که از درون یک زندان در فرصتی کوتاه با هزار بدبختی فرستاده اند. توی خیابان راه می رفتم. مادر من فقط یک بار اس ام اس داد به من وفقط یک کلمه:" آدامس"... فقط همین.
۱۲ دی ۱۳۹۵

‍ داستان بلند/ مدافع عشق ۹

علی اکبر به همراه خانواده اش به خواستگاری ریحانه می رود اما از ریحانه تقاضای ازدواج صوری می کند تا بتواند راهی جبهه جنگ بشود. ریحانه قبول می کند با این فکر که کم کم خودش را به علی اکبر نزدیک کند و در مجلس نامزدی همه سعیش را می کند برای این که او را عاشق خودش بکند و ...
کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد