داستان /شب انتظار۶

سلطنت مسئول پذیرش بیمارستانِ یک شهر جنگی است. یک شب در موقع بازگشت به خانه، پیرزنی تنها بنام سوسن بانو را در جوی آب پیدا می کند و به خانه می رساند؛ پیرزنی که پس از حادثه افتادن در جوب، سلطنت تنها دوست و غمخوارش می شود.

داستان/شب انتظار۵

سلطنت مسئول پذیرش بیمارستان یک شهر جنگی است که هم به کارش باید برسد، هم به خانواده اش و هم به سوسن بانو، زنی که یک شب در موقع بازگشت به خانه او را در جوی آب پیدا کرد و به خانه رساند؛ زنی که هیچکس را ندارد.

« رگ خواب »، هشدار ی به زنان مطلقه

رگ خواب چهارمین ساخته ی حمید نعمت اله ، بعد از « بوتیک» ، « بی پولی » و « آرایش غلیظ » است که به آسیب­های روانی زنان بعد از طلاق و به تصویر کشیدن مشکلات این دسته از زنان در جامعه ی ایرانی می پردازد.

داستان/ شب انتظار۴

سلطنت مسئول پذیرش بیمارستان شهری جنگ زده است یک شب در موقع بازگشت به خانه با پیرزنی برخورد می کند که در جوی آب افتاده است ... .

داستان/شب انتظار ۲

سلطنت مسئول پذیرش بیمارستان است در شهر جنگ زده شان . او هم نگران این همه مجروح وشهیدی است که هر روز و شب در بیمارستان می بیند و هم نگران خانواه اش، شوهرش، بچه هایش که به مدرسه می روند و یا پیش مادرشوهرش در خانه اند . هر آن ممکن است یکی از…

داستان/شب انتظار ۱

ثریا منصور بیگی اصالتاً ایلامی و زاده تهران است. در رشته ادبیات تحصیل کرده و 12 سال است که وارد عرصه نویسندگی شده­ است. در سال 1390 به خاطر داستان "دوار(سیاه چادر)" و در سال 1392 برای کتاب "قبل از سپیدی" لوح تقدیر کسب کرده است و در حوزه­ ی…

دَوار/ قسمت آخر

سارال با حسام نامزد می کند و حسام به جبهه می رود. مدت زیادی می گذرد و از حسام خبری نمی شود. کردان به دیدن سارال و حکیم می آید و به آنها می گوید که حسام منافق است و با کومله همکاری می کند. یک شب سارال حسام را زخمی پیدا می کند. درمانش می کنند…

داستان/ دَوار ۶

سارال و پدرش، جوان زخمی به نام کارال را پناه می دهند. حسام که خاطر خواه سارال است با او نامزد می کند به شرط آنکه جبهه نرود، اما وقتی حسام شرایط مملکت را بحرانی می بیند به جبهه می رود و در همان زمان دشمن روستای شان را بمب باران می کند و مادر…

داستان/دَوار ۵

سارال و پدرش، جوان زخمی به نام کارال را پناه می دهند. حسام که خاطرخواه سارال است در خانه ی عمه، از سارال خواستگاری می کند و سارال به او جواب مثبت می دهد به شرط آنکه جبهه نرود ولی حسام به محض اینکه با خبر می شود نیرو در جبهه ها کم است، تصمیم…

داستان/دَوار ۴

سارال و پدرش، جوان زخمی به نام کارال را پناه می دهند. حسام که خاطر خواه سارال است در خانه ی عمه، از سارال خواستگاری می کند و سارال به او جواب مثبت می دهد به شرط آنکه جبهه نرود. روز بعد مادر حسام به او خبر می دهد که شب آماده باشد برای بله…

داستان/ دَوار۳

سارال و پدرش به مرد جوان زخمی پناه می دهند. حسام نامزد سارال به مرد جوان حسادت می کند و از عمه می خواهد تا سارال را شب به خانه ی خودش ببرد. سارال به حسام می گوید به شرط اینکه به جنگ نرود، با او ازدواج می کند. ندارد که شوهر آینده اش به جنگ…

داستان/دوار۲

سارال میزبان مرد مجروحی شده که پدرش به خانه آورده بود. حالا حکیم هم در خانه بود و منتظر که برای مداوای مرد زخمی وسایل مهیا شود.