رمان / ماه من

تازگی ها شک کرده. نکند این قصه هم یکی از هزار قصۀ دروغ سمیر باشد. ولی آن کابوس ها، تب لرزهای بدش، گریه های تا صبح، گرفتن محکم دست مستانه. اینکه برایش لالایی بخواند آن هم لالایی که مادرش برایش همیشه می خوانده. مزۀ دهان مستانه تلخ می شود.

داستان/ آقاجان

شیما جوادی در تابستان سال 1359 چشم به جهان گشود. او فارغ التحصیل رشته ی حقوق قضایی است و دوره های داستان نویسی رابا استاد تجارگذرانده است.