۹۹ درصد مواقع قهر نمی کنیم

همه ی ما تو زندگی نعمت های زیادی داریم، یکی کمتر یکی بیشتر. اینکه چی داریم و چقدر، نمی تونه خوشبختی مون رو تضمین کنه، چیزی که حال خوب بهمون میده، حس خوبمون نسبت به این داشته هاست،حتی اگه اون داشته ها اندک باشه.
شیوا از حس خوبش به داشته هاش و خونواده اش میگه و همین حس خوب رو عین خوشبختی می دونه.

4

شیوا ۳۲ سالشه و از خوشبختیش با حامد برامون این طور صحبت می کنه:

حال خوبمون، انتظار برای سفره ی شام ‌چهار نفرمونه .

من و حامد همسن ایم و ۱۰ ساله با هم ازدواج کردیم.

بنظرم‌ خوشبختی به احساس ربط داره نه به داشته ها. اگه همه چیز زندگی روبراه باشد اما حس خوب نداشته باشیم، خوشبخت نیستیم.

حس خوشبختی همون حال خوبِ زندگیه. وقتی حال دلت خوب باشه، دیگه مهم نیست بالا و پایین های زندگی و کمبودها.


انتظار برای سفره ی چهار نفره ی شام

همین که دو تا پسرام صحیح و سالم باشن و پسر بزرگه مدرسشو میره و میاد و راحت درس می خونه وبرام با دستای کوچیکش تار می زنه،

همین که پسر کوچیکه خوب غذا بخوره و بازی کنه و قد بکشه،

همین که همسرم دغدغه ی فکری نداشته باشه و آروم باشه،

همین که خودم با انرژی به کارهای خونه و بچه ها برسم، برای خودم کتاب بخونم، برای عزیزام بافتنی ببافم و با اینکه همسرم دیر میاد، سه تایی منتظرش بمونیم تا حتما با هم سر یه سفره ی چهار نفره ی شام بخوریم،

همین ها حال دلم خوبِ خوبه و حس خوشبختی می کنم.


دنبال مقصر نیستیم و ۹۹ درصد مواقع قهر نمی کنیم

مشکلات یا اختلافات هم به هر حال وجود داره و ما بسته به موضوع بهم مشاوره میدیم و یا به تنهایی موضوع رو مدیریت می کنیم.

مثلا اگه مشکل کاری باشه حامد باهام مشورت می کنه و در مورد بچه ها باشه من مدیریت می کنم.

تو اختلافات مون  دنبال مقصر نیستیم در بحث ها،  فقط دنبال حل کردن  مشکلیم چون دوست نداریم چیزی تو دلمون بمونه .اینقدر با هم حرف می زنیم تا به یک ‌نتیجه بر سیم و هیچ وقت موضوع رو رها نمی کنیم تا کهنه بشه. تا ۹۹ درصد مواقع قهر نمی کنیم، هر کدوم مون اشتباهات مون رو قبول می کنیم و موضوع رو حل می کنیم.


با ازدواج زندگیم هدف مشخصی پیدا کرد

اگه ازدواج نمی کردم به احتمال زیاد درسم رو ادامه می دادم و سر کار می رفتم و شاید الان ایران نبودم‌.

با ازدواج بزرگترین چیزی که به دست آوردم آرامش بود و اینکه راه جدید زندگیم مشخص شد و یه جواربی زندگیم هدفدارتر شد.

الان به‌ جای کار بیرون از خونه تمام انرژیم رو صرف خونه و دو تا پسرام ‌می کنم، لحظه به لحظه قد کشیدنش رو می بینم و لذت می برم، محیط خونه رو برای همسرم و خودم و پسرا، اونجور که دلخواه مونه، نگه می دارم.

 از نظر مادی هم، خدا رو شکر از کم شروع کردیم و الان به سطح رفاه قابل توجهی رسیدیم .

 

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده