این همسررسول خدا عاشق زهرا (س) بود…

«ام سلمه» از همسران بسیار مومن و خردمند حضرت رسول بود و حضرت زهرای مرضیه – سلام الله علیها- را بسیار دوست می داشت. او حضرت زهرا را برای مراسم ازدواجش با امیر المومنین –علیه السلام- آماده کرد و در شب عروسی آنها اشعار زیبایی سرود.

0

سرویس فرهنگی به دخت/

هند معروف به «ام سلمه» دختر امیة بن مغیره؛ با پسر عمویش عبدالله بن عبدالاسد ازدواج کرده بود. وقتی حضرت رسول ختمی مرتبت –صلی الله علیه و آله و سلم- دعوت خود را در مکه آغاز کرد؛ همسر ام سلمه به وی ایمان آورد و بعد از آنهم ام سلمه را مسلمان کرد. کمی بعد وقتی فشار کفار مکه بر مسلمانان زیاد شد؛ پیامبر (ص) دستور مهاجرت عده ای از مسلمانان را به حبشه صادر کردند. اینطوری ام سلمه و همسرش هم جزء مهاجرانی شدند که  به حبشه رفتند…

در حبشه بود که «سلمه» اولین فرزند و بزرگترین دختر آنها به دنیا آمد و زندگی شان را شیرین تر کرد. اما دوری از پیامبر عزیز اسلام برای ام سلمه و ابوسلمه خیلی سخت بود و آنها دوست داشتند که هرچه زودتر به نزد حضرت رسول برگردند. همینطور هم شد و دل زن و شوهر طاقت نیاورد و بعد از مدتی از حبشه به مکه برگشتند؛ در حالیکه هنوز آزار و اذیت کفار علیه مسلمانان ادامه داشت.

با هجرت حضرت رسول (ص) به طائف و تشکیل مدینة النبی؛ ام سلمه و ابوسلمه هم برای یاری دین خدا و حضرت رسول به مدینه رفتند. بعد هم که به فرمان خدا حکم جهاد با کفار شروع شد؛ ابوسلمه جزء مجاهدانی بود که فداکاری بسیاری در جنگ بدر و سپس جنگ اُحد کرد. در همان جنگ احد هم بود که به شدت زخمی شد. و این در حالی بود که این زن و شوهر در آن زمان به غیر از سلمه، سه فرزند قد و نیم قد دیگر هم داشتند. کمی بعد از جنگ احد، دوباره عرصه جهادی برای مسلمانان پیش آمد، جهادی که ابوسلمه در آن شرکت کرد. ولی به دلیل عود کردن جراحتهای جنگ احد، ابوسلمه به شهادت رسید. او قبل از شهادت در حق همسرش دعا کرده بود که بعد از او خدا «همسری بهتر از خودش به او عطا کند»!.

بعد از شهادت ابوسلمه، ام سلمه باقی مانده بود و چهار فرزند که باید سرپرستی شان میکرد و خورد و خوراکشان را تهیه میکرد. در آن زمان پیامبر سنتی را قرار داده بود که بر مبنای آن مردان مهاجر و انصار با ازدواج، با زنانی که همسرانشان در جنگها به شهادت رسیده بودند؛ سرپرستی کودکان آنها را بر عهده میگرفتند. بر همین اساس هم چند مردی از مهاجرین به خواستگاری ام سلمه آمدند ولی چون ام سلمه همسرش شهیدش را مومن تر و والامقام تر از آنها میدانست، جواب رد به آنها داده بود تا اینکه خود حضرت رسول (ص) از ایشان خواستگاری کرد. خواستگاری ای که باعث شد ام سلمه مفتخر به همسری پیامبر شود.

 

ایمان و عشق ام سلمه به پیامبر و اهل بیت او

«ام سلمه» از همسران بسیار مومن و خردمند حضرت رسول بود. روزی او از پیامبر پرسید که «آیا خداوند فقط به مردان مهاجر و یاری کننده خدا و پیامبرش پاداش میدهد؟» و خداوند در جواب سوال او آیه 195 سوره آل عمران را نازل کرد که «پس استجابت کرد پروردگار ایشان؛ که من عمل هیچ کسی از شما را ضایع نخواهم کرد، چه مرد باشد و چه زن».

ام سلمه حضرت زهرای مرضیه –سلام الله علیها- را بسیار دوست میداشت. او حضرت زهرا را برای مراسم ازدواجش با امیر المومنین –علیه السلام- آماده کرد و در شب عروسی آنها اشعار زیبایی سرود. بعد از رحلت پیامبر از معدود کسانی بود که جلوی غاصبان حق حضرت علی ایستاد و از حضرت زهرا حمایت کرد؛ کاری که بسیاری از مسلمانان مدینه نکردند!. از او در تاریخ بیش از 300 حدیث از حضرت رسول روایت شده که حدیث غدیرخم و حدیث ثقلین از جمله آن احادیث است.

ام سلمه بعدها و در زمان به خلافت رسیدن امیرالمومنین علی –علیه السلام- از ایشان حمایت کرد و در جریان جنگ جمل، ام المومنین عایشه را از جنگ با حضرت علی برحذر داشت که البته عایشه حرف او را گوش نداد. سالها بعد هم این ام سلمه بود که وصیتنامه حضرت امام حسین –علیه السلام- را موقع رفتن ایشان به مکه تحویل گرفت و بعد از واقعه کربلا و بازگشت کاروان اسرا به مدینه آن وصیتنامه را به امام زین العابدین برگرداند.

ام سلمه در عزای امام حسین گریه بسیار میکرد و اهل کوفه را به خاطر آنچه که در حق امام روا داشته بودند، نفرین میکرد. و این چنین این بانوی عاشق اهل بیت در همان سال شهادت «سیدالشهدا» یعنی در سال 61 هجری از دنیا رفت.

منابع:

1-«زن در اسلام»، علامه سیدمحمد حسین طباطبائی، به تصحیح محمد مرادی، دفتر تنظیم و نشر آثار علامه طباطبائی، 1384.ش، ص 112

2-«زن در نهج البلاغه»، دکتر نجوی صالح الجواد، ترجمه ورود سلامی، نشر زمزمه زندگی، 1384.ش، ص 141

3-«تاریخ سیاسی اسلام» -از آغاز تا انقراض دولت اموی-، دکتر حسن ابراهیم حسن-، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، 1360.ش، ص 281

انوشه میرمرعشی/ انتهای متن/