نقش زنان در زندگی و شهادت امام حسن مجتبی(ع)

در زندگی مردان خدا زنان بزرگ نقش مهمی داشته اند، چه زنان خوب و چه زنان بد. درزندگی امام مجتبی علیه السلام به روشنی نقش مثبت و منفی زنان را می توان دید.

0

سرویس فرهنگی به دخت/

مادر: امام حسن علیه السلام فرزند اول خانواه ایست که علی(ع) و فاطمه(س) تشکیل دادند. نقش حضرت زهرای مرضیه در تکوین شخصیت آن بزرگوار به لحاظ وراثت و تربیت قابل انکار نیست؛ بانویی که فرزند رسول خداست و نسل پیامبر در ذریه او ادامه می یابد و بانویی که معصومه است و همتای امیرمومنان علی علیه السلام.

خواهر: زینب کبری(س) به عنوان یک خواهر در زندگی امام نقش مهمی داشته است و تاریخ در مقاطع حساس زندگی امام مثل لحظات سخت شهادت از این نقش یاد می کند.

همسر: دستگاه تبلیغاتی بنی امیه برای مخدوش کردن شخصیت امام حسن علیه السلام بسیار تلاش کرد و از جمله اتهامات ناروایی که متوجه ایشان کرد، ادعای همسران متعدد برای حضرت بود . امّا آنچه تاریخ ‌هاى صحیح نگاشته اند همسران امام (ع ) عبارت بودند از: (ام الحق ) دختر طلحة بن عبیداللّه ، (حفصه ) دختر عبدالرحمن بن ابى بكر ،(هند) دختر سهیل بن عمر و (جعده ) دختر اشعث بن قیس .

شرایط سیاسی سخت و پیچیده ای که در زمان امامت ایشان پدید آمد باعث شد که نهایتا یکی از همسران امام یعنی جعده به ابزاری در دست حکومت بنی امیه تبدیل شود و در جریان به شهادت رساندن همسر معصوم خویش مشارکت کند. جعده دختر اشعث بن قیس و مادر او«ام فروه » خواهر ابوبکر بود (بنابراین جعده دختر عمه عایشه همسر پیامبر بوده است)

 شیخ کلینی «ره » از ابوبکر حضرمی نقل می کند که گفت :

“جعده  دختر اشعث بن قیس کندی امام حسن علیه السلام را با زهر مسموم کرد. زهر در درون جان امام حسن علیه السلام جای گرفت و آن حضرت بر اثر آن، شهید شد”.

  دختر: فرزندان آن حضرت 15 نفر بوده اند و دختران شان هفت تن . نام فرزندان شان را  زید، حسن ، عمرو، قاسم ، عبداللّه ، عبدالرحمن ، حسن اثرم ، طلحه ، ام الحسن ، ام الحسین ، فاطمه ، ام سلمه ، رقیه ، ام عبداللّه و فاطمه گفته اند.

توطئه مسموم کردن امام

ابن ابی الحدید می نویسد: “چون معاویه خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی(ع) کرد، زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش مانعی بزرگ تر و قوی تر از حسن بن علی(ع) نمی دید، پس معاویه توطئه کرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد.”

حاکم نیشابوری هم با سند معتبر از ام بکر بنت مسور نقل می کند:

” حسن بن علی[ع] را بارها مسموم کردند، لیکن اثر چندانی نگذاشت، ولی در آخرین مرتبه زهر کبدش را پاره پاره کرد، که بعد از آن سه روز بیش تر زنده نماند. “

گفته شده که در این توطئه، بیش ترین نقش را مروان بن حکم که فرماندار مدینه بود ایفا کرد. وقتی معاویه تصمیم به شهادت امام گرفت، نامه ای سری به مروان نوشت و از او خواست تا  بسرعت اقدام به مسموم کردن  حسن بن علی(ع) نماید. معاویه در نامه اش نوشته بود که چون جعده یک عنصر ناراضی است، می تواند در اجرای توطئه بر علیه امام با ما همکاری داشته باشد و سفارش کرده بود که به جعده وعده دهد بعد از انجام ماموریتش صد هزار درهم به او می دهد و او را به همسری پسرش یزید درخواهد آورد.

امام صادق(ع) فرمود: جعده زهر را گرفت و به منزل آورد. آن روزها امام مجتبی(ع) روزه داشت و روزهای بسیار گرمی بود. به هنگام افطار خواست مقداری شیر بنوشد، آن ملعون زهر را در میان آن شیر ریخته بود، به مجرد این که شیر را آشامید، پس از چند دقیقه امام(ع) فریاد برآورد:

” دشمن خدا! تو مرا کشتی، خداوند تو را نابود کند. سوگند به خدا! بعد از من بهره و سودی برای تو نخواهد بود. تو را گول زدند و مفت و رایگان برای مقاصدشان به کارت گرفتند. سوگند به خدا (معاویه) بیچاره و بدبخت نمود تو را و خود را خوار و ذلیل کرد.”

امام صادق(ع) در ادامه سخنان خود فرمودند: “امام مجتبی(ع) بعد از این که جعده او را مسموم کرد، دو روز بیش تر باقی نماند و از دنیا رفت و معاویه هم بدانچه وعده کرده بود وفا ننمود.”

مورخین گفته اند که چون جعده امام مجتبی(ع) را مسموم کرد، معاویه صدهزار درهم را به او داد، لیکن از ازدواج ا با پسرش یزید جلوگیری کرد و در پیامی برایش نوشت: “چون علاقه به حیات و زندگی فرزندم یزید دارم، نمی گذارم با تو ازدواج کند.”

وصیت امام

امام مجتبی که می دانست بنی امیه از هر فرصتی برای آشوب و اقدام بر علیه خاندان علی (ع) استفاده می کند، به برادرش امام حسین(ع) وصیت کرد:

“این است آنچه وصیت می کند بدان حسن بن علی به برادرش حسین بن علی: وصیت می کند که گواهی دهد معبودی جز خدای یکتا نیست که شریک ندارد، او پرستش می کند او را بدان جهت که شایسته پرستش است، شریکی در سلطنت ندارد و سرپرستی از خواری برای او نیست، و براستی که هر چیزی را او آفریده و بخوبی و به طور کامل اندازه گیری آن را مقدر فرموده، و شایسته ترین معبود، و سزاوارترین کسی است که او را ستایش کنند، هر که فرمانبرداری او کند راه رشد را یافته، و هر کس که نافرمانیش کند به گمراهی و سرگشتگی افتاده و هر کس به سوی او بازگردد راهنمایی گشته است.

من تو را سفارش می کنم ای حسین به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذری، و از نیکوکارشان بپذیری، و برای آنها جانشینی و پدری مهربان باشی، و دیگر آنکه مرا با رسول خدا دفن کنی که من به او و خانه او شایسته تر از دیگران هستم…و اگر از این کار مانع شدند و جلوگیری کردند، من تو را به حق قرابت و نزدیکی که خدا برای تو قرار داده و قرابتی که با رسول خدا داری سوگندت می دهم که اجازه ندهی در این راه به خاطر من به اندازه خونی که از حجامت گرفته می شود خون ریخته شود تا آنگاه که رسول خدا(ص)را دیدار کنیم و شکایت خود به نزد او بریم، و آنچه از این مردم پس از وی بر سر ما رفته به او گزارش کنیم…”

آشوب در تشییع جنازه

هنگامی که امام حسن علیه السلام به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام او را غسل داد و کفن کرد و جنازه او را درمیان تابوت گذارد و به محلی که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم درآنجا بر جنازه ها نماز می خواند، حرکت داد، و نماز برجنازه خواند.

اما هنگامی که به سوی مدفن پیامبرحرکت کردند تا امام را در کنار جد بزرگوارش به خاک سپارند، فرماندار مدینه، مروان بن حکم به همراه آشوبگران جلو آمدند و فریاد برآوردند: شما می خواهید حسن بن علی را در کنار پیامبر دفن کنید؟ از طرف دیگر عایشه سوار بر استر از راه رسید و  فریاد زد: “چگونه می شود کسی را که من هرگز او را دوست ندارم، به میان خانه من داخل کنید!”

مروان گفت: آیا سزاوار است عثمان در دورترین نقطه مدینه در قبرستان دفن شود و حسن بن علی در جوار پیامبر خدا(ص) هرگز نمی شود، من شمشیر به دست می گیرم و حمله می کنم و ممانعت خواهم نمود.

عده ای از امویان و آشوبگران به دنبال بهانه بودند و می خواستند فتنه ای به پا کنند.

امام حسین(ع) خطاب  به مروان فرمود: اگر برادرم وصیت کرده بود که در کنار جدش پیامبر(ص) دفن شود، می فهمیدی که تو کوچک تر از آنی که بتوانی ما را برگردانی و جلو دفن جنازه او را در میان حرم پیامبر(ص) بگیری.

 سپس با بردباری جنازه برادرش را به سوی بقیع برگرداند و بنی هاشم را آرام نمود و پیکرپاک برادر را در جوار جده اش فاطمه بنت اسد در بقیع دفن نمود و از خون ریزی و فتنه به همان وضعی که امام مجتبی(ع) وصیت نموده بود جلوگیری کرد.

ابن شهر آشوب می گوید: “به هنگام بردن جنازه امام مجتبی(ع) به سوی بقیع غرقد، افراد شرور و پست به پشتیبانی امویان به جنازه آن بزرگوار تیراندازی کردند، به طوری که هنگام دفن هفتاد تیر از بدن آن حضرت جدا نمودند. “

سلام خدا بر خاندان مظلوم و پاک پیامبر

و سلام خدا بر امام حسن مجتبی(س) که مظلومانه و غریبانه زیست و مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید و مظلومانه و غریبانه به خاک سپرده شد.

فرزانه حکمت/انتهای متن/