نسل جوان و زندگي در سايه اتهام!

پدر و مادرم هر دو تحصيلكرده اند و شغلي پردرآمد دارند.جيب شون هميشه پراز پول اما وجودشون خالي از گذشت است.

5

سرویس ما و زندگی به دخت/

ديشب باز مامان و بابا صداشون رو انداختند سرشون و شروع كردند به دعوا..نپرسين سر چي كه خجالت مي كشم بگم. مثل هميشه سر چيزاي الكي و بيخود .اونقدر بيخود كه تعبير بچه گانه هم واسش زياده.

ما هم عادت كرديم به اينكه يه دفعه بي هيچ مقدمه اي  با صداي داد و بيداد اونا تنمون بلرزه و ازدنياي خودمون پرت بشيم وسط دنياي شلوغ و پر از بي حرمتي “پدر ” و “مادر”.

كوچك تر كه بوديم ،فكر مي كرديم آن قدر اهميت داريم كه به خواهش و تمناها ي مان اعتنا كنند و لااقل يكي شون كوتاه بياد ولي حالا ديگه اين  ما هستيم كه بي اعتنا شديم. تنمون مي لرزه ولي انگار اونارو نمي بينيم.

پدر و مادرم هر دو تحصيلكرده اند و شغلي پردرآمد دارند.جيب شون هميشه پر پول و وجودشون خالي از گذشت است. ما را هميشه با پول از سر خودشون باز كرده اند. سرگرمي مادرم سفرهاي مجردي و مهماني هايي با چاشني فال قهوه و…. سرگرمي پدرم تا پاسي از شب بيرون از خانه موندن.

از نظر مادرم پذيرفتن حرف پدر يعني زير بليت او رفتن، اما پدرم اين ضعف مامان رو جوازي مي دونه براي بد اخلاقي بيشتر و سوء معاشرت.

 برادرم داره با پول بابا براي خودش يه آپارتمان دست و پا مي كنه تا از اينجا بره .بابا به او اهميت بيشتري مي ده .اگر او بره من تنهاتر مي شم .با اينكه اون قدر زيبا هستم كه توجه هر پسري رو جلب كنم، اما خيلي مقاومت مي كنم تا مثل بعضي از دخترها درگير رابطه هاي پست خيابوني نشوم.

نمي دونم با اين حس دلتنگي ،تنهايي و كمبود محبت تا كي دووم مي يارم؟

زندگي ما مثل ميوه اي مي مونه كه ظاهرش سالمه ولي توش گنديده و خرابه !

بعد از سال ها ،پدر و مادرم هنوز نمي دونند كه از هم چي ميخوان وچه وظيفه اي در قبال خودشون و بچه هاشون دارند.اونا فقط مي دونند چه طوري تيپ بزنند و كلاس بگذارند وموقعيت اجتماعي شون را به رخ ديگران بكشند واز جامعه چه طور طلبكار باشند .

اگه هر بلايي سر من بياد ،دختر فراري بشم يا معتاد اونا  جامعه رو مقصر مي دونند. نمي دونم چه كار كنم تا در صورت ازدواج با شوهرم بسازم و من يكي آمار طلاق رو بالا نبرم.

همه مي گن جوونا بي صبرند ،بي گذشتند ،لذت جو شدند، اما هيچ كس نمي گه اين جوون چه طور بزرگ شده؟

 و يه حرف ديگه ….اگر بزرگ تر ها شناخت درستي از زمانه داشتند و بچه  هاشون رو درست تربيت مي كردند شايد اين قدر خودخواهي و بي صبري در نسل جوان مشكل ساز نبود وشايد آمار طلاق هم اين نبود….. اين نسل بي آنكه گناهي داشته باشد در سايه اتهام زندگي مي كند.

شيدا از تهران/ انتهای متن/