بهانه ی بعضی شوهرها

همیشه فکر می کردم فقط زنها به دنبال عمل زیبایی هستند. هر چند بارها بعضی از دوستان می گفتند که خیلی از زنها به خاطر فشار همسران شان تن به عمل زیبایی می دهند. حالا با یکی از انها روبرو شده بودم.

6

سرویس فرهنگی به دخت/

هم مسیر بودیم. عقب تاکسی نشستیم. چادری بودو حدود 26تا28 سال سن داشت. بدون سلام و علیک با بغض گفت: “خسته شدم. تا حالا بیشتر از ده تا دکتر رفتم؛ شوهرم می گه باید دماغت را عمل کنی.”

با دقت تو صورتش نگاه کردم. بینی قشنگ و بدون عیبی داشت. گفتم: دماغ شما که عیبی نداره ،چرا؟

گفت :نمی دونم. همه دکترها هم می گن این دماغ عیبی نداره ،ما نمی تونیم کاری بکنیم.

گفتم: ببخشید ،فکر نمی کنید، عمل کردن بینی  بهانه است. شما بهتره به یک مشاور مراجعه کنید.

– رفتیم. نتیجه نداشته. فکر نکنید او یک بیسواده. شغلش معاون … اداره … است. من هم دارم برای ارشد درس می خونم. خیلی وقت آزاد ندارم.

پرسیدم: چندساله ازدواج کردین؟

– ده ساله عقد کرده ام ، خسته شدم، بلاتکلیفم.

–  باید با تفکر و تأمل بیشتری ازدواج کنی.

مسیر کوتاه بود. باید پیاده می شدم.

همیشه فکر می کردم فقط زنها به دنبال عمل های زیبایی هستند. هر چند بارها بعضی از دوستان می گفتند که خیلی از زنها به خاطر فشار همسران شان تن به عمل زیبایی می دهند. حالا با یکی از انها روبرو شده بودم.

فکر می کردم به چه بهانه هایی ده سال از عمر زندگی بعضی ها به بازی گرفته می شود؟

آیا واقعا ارزش یک دختر به فرم بینی اوست؟  آیا مشکل مرد است که چنین تقاضایی دارد؟ یا مشکل دختری است که تن به چنین خواسته های غیر منطقی می دهد؟ یا مشکل جامعه ایست که ارزش را در چنین اموری می داند؟

مریم وصالی/ انتهای متن/