موسیقی قلب ها

“ژان کریستف” اولین رمان رومن رولان نویسنده ی بزرگ فرانسوی، که به خاطر آن جایزه ی نوبل را دریافت کرد، داستان پسری است که نمونه ی بارز یک انسان است. او برای انسانیت و آزادگی می جنگد و سعی در نزدیک کردن مردم جهان به وسیله یک زبان مشترک یعنی موسیقی دارد.

6

 سرویس فرهنگی به دخت/

رومن رولان نویسنده بزرگ فرانسوی در سال1866 در کلامسی در خانواده ی کاتولیک به دنیا آمد. “ژان کریستف” اولین رمان این نویسنده ی بزرگ است که به خاطر آن جایزه ی نوبل را دریافت می کند. او بعدها رمان “جان شیفته” را هم به نگارش در می آورد که مثل “ژان کریستف” مورد توجه بسیار قرار می گیرد.

داستان رمان ژان کریستف در مورد پسر جوانی است به نام ژان که در خانواده ای علاقمند به موسیقی به دنیا می آید. پدر و پدربزرگ او نوازنده ای ماهر بوده اند و ژان هم از کودکی مدرسه را رها کرده به کار موسیقی می پردازد و به عنوان پسر ارشد خانواده جور پدر الکلی اش را به همراه مادر فداکارش می کشد و بار مسئولیت خانواده را به دوش می گیرد. ژان در طول زندگی اش نمونه ی بارز انسانی است که برای انسانیت و آزادگی می جنگد و سعی در نزدیک کردن مردم جهان به وسیله زبان مشترک موسیقی دارد.

رومن رولان با علاقه فراوانی که به موسیقی دارد سختی ها و مشکلات این نابغه موسیقی را با دقت و ریزبینی تمام به تصویر می کشد. نکته ی جالب توجه در شخصیت پردازی ژان کریستف این است که او یک قهرمان بی عیب و نقص نیست، بلکه مانند هر جوان دیگر هم نسل خودش، نقاط ضعف و اشتباهات مخصوص خودش را دارد که در نهایت گذشت زمان و اثراتی که  رفتارش بر زندگی اش می گذارد او را به درستی و غلط بودن اعمالش می رساند. رومن رولان در مورد خلق شخصیت ژان کریستف می گوید: او را تنها و تنها برای این خلق کردم که بگویم زندگی ما انسانها در میان دو پرتگاه پیش از تولد و پس از مرگ، سرگردان است. پس سعی کنیم همدیگر را قبل از اینکه دیر شود، درک کنیم و دوست داشته باشیم و تنها بیندیشیم که انسان های اطراف ما دشمنان  و بدخواهان  نیستند، بلکه آنها نیز چون ما بینوایند.

برخی منتقدان به خاطر نوشتن چند نمایشنامه و برخی حرف های رومن رولان گفته اند که او اعتقادی به خداوند ندارد، ولی نامه ها و مکالمات او در اواخر عمر و مهمتر از آن کتاب ژان کریستف گواه بر نادرستی این قضاوت عجولانه است. رومن رولان در کتاب ژان کریستف  به خصوص در مکالمات او با چند کشیش، در نهایت بی طرفی و صداقت مشکلات بین مردم و مذهب  و دلایل کمرنگ شدن اعتقاد مردم به کلیسا را بیان می کند. این نویسنده ی بزرگ هر چند در دوران نوجوانی ارتباطش را با کلیسا قطع کرد، ولی با وجود تفکرات روشن فکرانه اش  هرگز و در هیچ برگی از کتاب صداقت و پاکدلی اش را از دست نمی دهد و چون یک راوی  بی طرف به دور از تعصب به بیان واقعیت می پردازد.شاید این خصلت را از مادر مؤمن و با تقوایش به ارث برده باشد. رومن رولان جنگ در زندگی و تسلیم نشدن در برابر مشکلات و روزمرگی ها را مهمترین وجه شخصیت ژان کریستف می داند. شاید به خاطر همین هم ژان کریستف با وجود اشتباهات بسیار و نقاط ضعف آزار دهنده اش جای خود را در قلب مخاطبین باز می کند و سالیان سال بعد از اولین چاپ کتابش جزو شخصیت های ماندگار آثار کلاسیک محسوب می شود.

 در آخر بیان این نکته خالی از لطف نیست که ژان کریستف در عین اینکه کنار مردم زندگی می کند، ولی مثل آنها نمی اندیشد و عمل نمی کند و “تنهایی” هرگز باعث سستی و رهایی آرمان هایش نمی شود. این قهرمان تا آخرین لحظه ی زندگی به مردم عشق می ورزد و در این راه با تمام قوا می جنگد.

فاطمه قاسم آبادی/ انتهای متن/