اختلال سلوک کودکان: چرا و چگونه؟

در قسمتهای قبل سه نوع اختلال رفتاری مطرح شد و به تشریح دو نوع آن پرداختیم.در این بخش به نوع سوم یعنی اختلال سلوک(conduct disorder) اشاره خواهیم کرد.

1

سرویس ما و زندگی به دخت/

همان گونه که گفته شد اگر چه این سه نوع اختلال رفتاری شباهت های زیادی با هم دارند، ولی چند مشخصه آنها را از یکدیگر جدا می کند و در اکثر موارد کودکان بیش از یک نوع از این اختلالات را دارا هستند.

علائم یا الگوی رفتاری اختلال سلوک(cd)

در این اختلال الگوی رفتاری مداوم ومقاومی دیده می شود که در آن حقوق اساسی دیگران و یا هنجارهای اجتماعی توسط فرد زیر با گذاشته می شود واین امر با سن فرد همخوانی ندارد. اگر وجود سه تا یا بیشتر از ملاک های زیر در طول یک سال یا حداقل یک ملاک در شش ماه تظاهر کند، می توان اختلال سلوک را جدی گرفت. کودکان مبتلا به cd دائما به حقوق دیگران قوانین و هنجارهای اجتماعی تجاوز می کنند.این رفتارها در خانه، مدرسه یا جامعه از انها سر می زند. این رفتارها رفتارهای آشکار ستیزه جویانه تا رفتارهای ناآشکار غیر ستیزه جویانه را در بر می گیرد.

رفتارهای آشکارستیزه جویانه شامل:

ناسزاگویی به دیگرانِ، سرقت مسلحانه، برخاشگری،خشونت جنسی وبطورکلی هررفتاری که بر دیگران تاثیر گذار است، خواهد بود.

رفتارهای نا آشکار غیر ستیزه جویانه شامل سرقت غیرمسلحانه،  مدرسه گریزی، فرار کردن واستفاده از مواد مخدر است.

اگر چه این رفتارها بر خلاف اصول وقوانین اجتماعی هستند، اما تاثیر مستقیمی بر افراد دیگر ندارد. برخی از کودکان ممکن است هر دو دسته از این مشکلات رفتاری را داشته باشند.

سن شروع

کتاب راهنمای تشخیص اختلالات روان بزشکی مربوط به انجمن روان بزشکی امریکا (1994) دو نوع اختلال سلوک را معرفی کرده:

 1- شروع از کودکی کمتر از 10 سال

2- شروع از نوجوانی بالای 10 سال

کودک مبتلا به نوع اول”cd” معمولا پرخاشگر است و رفتارهای ستیزه جویانه آشکار و ضد اجتماعی از خود بروز می دهد.تحقیقات حاکی ازآن است که معمولا مبتلایان به این نوع اختلال پسرهاهستند وسابقه ابتلای” “ADHD یاODD””را نیزدارند ودر نوجوانی و جوانی هم مشکلات همسازی و هماهنگی با جامعه را خواهند داشت.کودکان

مبتلا به نوع دوم “CD” اکثرا دختر هستند و با جامعه هماهنگی دارند.همچنین میان موارد خفیف، متوسط و شدید این اختلال نیزتمایز قائل شده است.

کودکان مبتلا به   “CD” خفیف رفتارهای ستیزه جویانه آشکار کمتری را نسبت به نوع متوسط وشدید از خود نشان می دهند.در این موارد نیز علائم تا شش ماه باید ادامه داشته باشد. تحقیقاتی که در مورد میزان شیوع اختلال سلوک انجام شده دلالت دارد بر آنکه در هر جمعیتی حدود 4 تا 10 درصد مردم  نشانه های کامل CD را دارند و حدود 60 درصد از کودکان جهان به هنگام بلوغ رفتارهای ضد اجتماعی از خود بروز می دهند، اما نمی توان آنها را  نشانه کاملCD  دانست.

عوامل اقتصادی اجتماعی نیز در این مورد نقش به سزایی دارند زیرا کودکان مبتلا به CD در طبقات پایین اجتماعی بیشتراز طبقات بالا دیده شده است.

لجبازی و بیش فعالی

اختلال سلوک در کودکان ارتباط زیادی با اختلال ODD)) نافرمانی- لجبازی و( (ADHD یا بیش فعالی دارد. طبق برآوردهای انجام شده 82 تا 95 در صد کودکان مبتلا به نوع اول CD قبلا ODDو ADHDهم داشته اند و 60 درصد علائم واضح ADHD  یا حواس پرتی و کم تحرکی از خود نشان داده اند. تقریبا 20 تا 30 درصد مبتلایان به بیش فعالی در سال های اولیه دبستان حتما CD هم دارند و حدود 40 تا 60 درصد جوانان مبتلا به ADHD،CD  هم دارند. مسلما کودکان مبتلا به  CD شدیدا در معرض خطر مشکلات روحی اجتماعی تحصیلی و شغلی در هنگام بزرگسالی خواهند بود.

سیر تکاملی

بطور کلی تحقیقات نشان داده اند که هر چه مشکلات ابتلا به CD زود تر اغاز شده و فراگیر و مداوم تر باشد، شانس بهبودی بیماری ضعیف تر خواهد بود. کودکان مبتلا به”CD”نیز مانند مبتلایان “ODD”از همان ابتدای زندگی دارای خلق و خوی تحریک پذیر هستند و در دوره نوزادی وابستگی طبیعی بر مراقبین خود نداشته اند.کرگ ادلبروک)(Craig Edelbrock)در تحقیقات خود در سال1989 نشان داداه که در خلال سال های پیش از دبستان تا سال های اولیه مدرسه، رفتارهای ناسازگار و سرکشانه این کودکان عمدتا در خانه پدیدار می شود. در طول سال های آخر دبستان، این کودکان شروع به قطع ارتباط با دوستان، دروغگویی، تقلب، ناسزاگویی و پرخاشگری می نمایند.شروع سال های نوجوانی تمام این مشکلات رفتاری را با خود خواهد داشت، به اضافه این که رفتارهای آشکار ستیزه جویانه هم در آنها مشخص می شود. در اواسط یا اواخر دوره نوجوانی احتمال فرار ازخانه ومدرسه و استفاده از الکل و مواد مخدر در آنها بسیار زیاد خواهد بود. و به احتمال زیاد جوانی این افراد همراه با رفتارهای ضد اجتماعی، جنایت کاری، مشکلات ارتباط میان فردی، مشکلات شغلی و روانی وبیماری های جسمی می باشند.محققین درصددند تا شواهدی در تایید این تئوری بیابند.

علل احتمالی ابتلای به (CD)

به نظر می رسد دلایل متعددی برای شروع اختلال از کودکی وجود دارد. عوامل زیستی و محیطی هردو در پیدایش این اختلال نقش دارند.کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است نشانه های خفیف را که در اختلالات عصبی دیده می شود، نشان بدهند وسطح پایینی از انتقال دهنده عصبی دوپامین در مکان های خاص مغز را دارا باشند.بعضی از کودکان مبتلا که خیلی پرخاشگر هستند، سطح بالاتری از تستوسترون هورمونی را دارا هستند . در مورد این اختلال نقش وراثت را نیز نمی توان نادیده گرفت. تحقیقات نشان داده اند که حتی در  صورت کنترل عوامل محیطی ، این مشکلات از یک نسل به نسل دیگر منتفل خواهد شد. آسیب شناسی روانی والدین هم در ایجاد این اختلال موثر می باشد. اکثر این کودکان دارای والدین مبتلا به مشکلات روانی ویژه ای هستند. به عنوان مثال پدران آنها رفتارضد اجتماعی دارند یا مادرانشان افسرده هستند یا پدرومادر یکی یاهردوآنها ازمواد مخدر یامشکلات مالی رنج می برند. طلاق و بی توجهی والدین نیز از جمله علل می توانند باشند.همان گونه که در اختلالات دیگر هم گفته شد، والدینی که در اعمال انضباط و کنترل صحیح ناتوان هستند، تاثیر مستقیمی بر پیدایش این مشکل در کودکان شان خواهد داشت. رابطه منفی با دوستان هم می تواند تشدید کننده باشد.اثر خانواده و دوستان ممکن است به گونه ای باشد که کودکان تاسنین جوانی مشکلاتی از خود بروز ندهند، اما سبب بروز مشکلات رفتاری اختلال سلوک در آنها در سنین بعدی خواهد شد.

 فرشته نقدی/انتهای متن/