اجازه پدر ضامن کرامت دختر است

در مورد مشروط شدن صدورگذرنامه برای خانم ها چند روز قبل با خانم طاهره رحیمی مصاحبه ای داشتیم با عنوان ” مشروط شدن صدور گذرنامه زنان زير 40 سال ، قصاص قبل از جنايت” . اما دکتر فرزانه اژدری حقوقدان در این زمینه نظر دیگری دارد.

32

سرویس اجتماعی به دخت

می پرسیم: از نظر فقهی و حقوقی نظر تان در مورد لایحه ای که دختران را برای گرفتن گذرنامه ملزم به اجازه گرفتن از پدر و یا دادگاه می کند، چیست؟ آیا این لایحه به کرامت و استقلال دختران و زنان ما آسیب وارد نمی کند؟

و دکتر فرزانه اژدری پاسخ می دهد:

به نظر من همان طور که در موضوع ازدواج، اجازه پدر برای دختر، نه نقض کرامت بلکه عین کرامت دختر است، در این قضیه گرفتن گذرنامه و رفتن به خارج از کشور هم اجازه پدر در جهت حفظ کرامت دختران ماست. اگر هم احیانا به هر دلیل منطقی دختران ما نتوانستند از پدر این اجازه را بگیرند(مثلا نبود پدر یا مخالفت غیر منطقی او) دادگاه کار را برای دختران تسهیل می کند.

–       گفته می شود که این محدودیت ممکن است باعث ایجاد مسائل ناخوشایندی شود که به نوعی مفسده حساب می شود، مثل ازدواج های صوری که ممکن است برای گذشتن از این سد صورت بگیرد. در این مورد چه نظری دارید؟

–       ببینید ازدواج دختر باید با اجازه پدر صورت بگیرد و اگر بعد از ازدواج دختری راهی خارج از کشور شد، با هر انگیزه مثل تحصیل، معالجه و …هم که باشد، قاعدتا برای او مسأله ساز نخواهد شد.حال اگر دختری بدون توجه به مصالح خودش، دست به کارهای نسنجیده و غیرمنطقی بزند، مثلا ازدواج صوری کند فقط برای اینکه راهی خارج از کشور شود، این کار غیرمعقول و غیراخلاقی را نمی توان مبنای تصویب یا عدم تصویب یک قانون قرار داد. اصولا احوال شخصیه آدمها به خودشان مربوط است .

–       یعنی شما اجازه دختران از  پدر را برای خروج از کشور ضامن منافع و مصالح آنها می دانید؟

–       ببینید در اینجا ما باید مسأله ولایت پدر بر دختر را تشریح کنیم. بعضی ها می خواهند خود این ولایت را مغایر شأن و مرتبه انسانی و کرامت زن وانمود کنند. در حالی که اصلا اینطور نیست. وقتی می گوییم پدر بر دختر ولایت دارد، یعنی پدر در تأمین نیازهای مادی دختر و کمک به گذران درست زندگی او وظیفه و مسئولیت دارد و در عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی  از او حمایت می کند. در واقع قانونی که دختر را ملزم به گرفتن اجازه از پدر در مواردی مثل ازدواج و خروج از کشور می کند، اول پدر را ملزم به وظایفی در قبال دختر کرده مثل تأمین هزینه های زندگی او، جهیزیه او، خرج تحصیل او و … بعد هم به دختر می گوید که باید به نظر این حامی دلسوز و مهربان توجه کند. نمی شود که قانونگذار از یک طرف پدر را به قبول بار مالی و تأمین هزینه زندگی دختر ملزم کند، ولی هیچ اختیاری برای او در امور این دختر قائل نباشد. معنای دیگر این ولایت این است که اول پدر مسئولیت تأمین زندگی، تحصیل، سفر و … دختر را بپذیرد، بعد دختر راهی کشوری دیگر شود. در اینجا در واقع قانونگذار می خواهد مانع از به وجود آمدنمشکلات احتمالی شود که  برای دختران در مسیر گذران زندگی پیش می آید؛ مشکلاتی که می تواند دختران ما را در موقعیت های نامناسب و سختی قرار دهد و دقیقا کرامت و شانآنها را نقض کند.

–       فکر نمی کنید که این قانون به نوعی راه ادامه تحصیل دختران ما را در خارج از کشور می بندد؟

–       در شرایط کنونی که موقعیت تحصیل در ایران برای دختران خیلی خوب و مساعد شده است، خیر. در یک مقطع زمانی که فرصت های تحصیل در دانشگاه های ما برای جوانان از جمله دختران مان کافی نبود، این قانون تصویب شد که دختران بدون اجازه پدر هم بتوانند برای ادامه تحصیل روانه خارج از کشور شوند. اما الان دیگر چنین ضرورتی وجود ندارد.  توجه داشته باشیم که این مهاجرت ها اگر حساب شده و با توجه به شرایط واقعی و امکانات عملی تحصیل و یا هر کار دیگر صورت نپذیرد، می تواند آثار و عواقب سوئی را به دنبال داشته باشد؛ عواقبی مثل تنهایی، مشکلات مادی و روحی و روانی و هدف سوء قصدها و سوءاستفاده ها در دیار غربت قرار گرفتن و … آیا اینها در جهت حفظ کرامت و حرمت دخترهاست؟

–       یعی اجازه پدر می تواند مانع چنین مشکلاتی شود؟

–       دقیقا، وقتی دختر با اجازه پدر و هزینه پدر راهی کشورهای دیگر می شود، خیلی از این مشکلات مادی و غیر مادی پیدا نمی شود. بالاخره تأمین کردن خرج زندگی و تحصیل دریک کشور خارجی کار سختی است، اینقدر سخت که می تواند کلی دردسر و مشکل برای یک دختر تنها و بی پشتوانه درست کند. شما ببینید که ما به اتباع خارجیاجازه چه نوع کارهایی را می دهیم؟ آیا این کارها عزتمندانه است؟

–       بسیاری از مخالفان این لایحه آن را مغایر رشد عقلی دختران می دانند. شما در این مورد چه می گویید؟

–       دختر از 9 سالگی رشید است و از 18 سالگی مثل پسر اهلیت قانونی دارد، یعنی می تواند اختیار اموالش را داشته باشد و در آن تصرف قانونی کند.اما اجازه گرفتن معنایش رشید نبودن نیست.اتفاقا حرمت و کرامت دختر را همین ولایت تأمین می کند چه در مورد ازدواج و چه در مورد خروج از کشور. پس اجازه پدر یا همسر یا دادگاه برای خروج از کشور اصلا نمی خواهد رشد عقلی دختر را نادیده بگیرد؛ بلکه می خواهد یک حمایت و پشتیبانی از دختر توسط پدر یا نظام اسلامی را نهادینه کند. می دانید که  اصولا بیرون از خانه رفتن زن بدون اجازه مرد به لحاظ اخلاقی سوء معاشرت است و به لحاظ قانونی نشوز و این برای دوام خانواده است. البته مرد هم حق ندارد بیش از 4 شب بدون عذر خاصی خانه را ترک کند، وگرنه او هم شامل همین سوءمعاشرت و نشوز خواهد بود.

–       ولی در یک مقطع زمانی ما قانونی داشته ایم که اجازه می داد دختران بدون اجازه پدر برای تحصیل به خارج از کشور بروند. با این حال چرا الان قانون تغییر جهت می دهد؟

–       اگر نظام اسلامی تشخیص دهد که مصالح جامعه اقتضا می کند که به دختران اجازه تحصیل و رفتن به خارج را بدهند( در دولت اصلاحات همین اتفاق افتاد) در واقع ترجیح مصلحت جمع بر مصلحت فرد بوده است. اگر تزاحمی بین این دو بوجود آمد،  شورای تشخیص مصلحت تشخیص می دهد که این قانون را در یک مقطع خاص بردارد که برداشت. ولی الان شرایط تحصیل و ظرفیت دانشگاهها طوریست که دیگر لازم نیست این قانون به آن شکل بماند. پس آنچه در مقطعی خاص استثنا شد، دوباره می خواهد به قاعده برگردد.

علاوه بر این شما در نظر بگیرید دختری 14 ساله یا حتی از این کوچکتر یا بزرگتر با مادر خود قصد خروج از کشور را داشته باشد (به هر دلیلی) مادر که 3 برابر سن دختر خود را دارد اجازه همسر را لازم دارد و آن دختر کوچک اجازه پدر نمی خواهد.این با کدام قانون عقلانی همخوانی دارد ؟ آیا  نظام اسلامی که تمام مصالح فرد و جامعه را در همه دوران زندگی در نظر دارد، می تواند این مطلب را ناگفته گذاشته باشد؟

 /انتهای متن/