گناه کرده ام که زن شدم؟!

“حرف هایی از جنس باران ” نام بخش تازه به دخت است که حرف های کاربران را می زند که برای روییدن و رشد کردن و بزرگ شدن زده می شود و برای همین ها هم باید شنیده شود. اگر شما هم “حرف هایی از جنس باران ” دارید که آدمها را رشد می دهد و بزرگ می کند، به دخت آنها را در این بخش تازه خواهد آورد.

22

سرویس ما و زندگی به دخت/

این روزها بس که شنیده ای، خسته ای، می دانم، من هم خسته ام.

زن…خانواده ..طلاق…روابط جنسی…رابطه زناشویی؟؟چرا ما را به حال خودمان نمی گذارند؟

این همه که من و تو باید درباره تاتیر حضورمان و کیفیت و کمیتش در هر محیطی بدانیم و بشنویم، دیگر ابنای بشر هم همین بار را بر گرده می کشند؟؟

شاید گاهی این فکر به ذهن تو هم رسیده باشد که مگر گناه کرده ام که زن شدم؟!

اما من که یکی هستم مثل خودت، چیزهایی به تازگی آموخته ام که کمی این لبه تیز و لج در بیار قضیه را کند کرده….باور کن شعار نمی دهم!!چند جلسه ای حوصله کن و با من نیم نگاهی دیگر به خودت، به خودمان بیانداز ….قصه لج درآر که نیست هیچ…خیلی هم پر افتخار است.

آقایان مردها خیلی هم دل شان بخواهد این همه کفایت و کارآمدی، یک جا…

معمولا ما بنای مان بر نا باوری و بی اعتمادی است؛ بی اعتمادی را هم اول از خودمان شروع  می کنیم. اساسا اگر به خودمان باوری واقع بینانه و سالم داشته باشیم، بسیاری از پیچیدگی های ارتباطی با محیط مان  و آدم هایش حل می شود، حالا این آدمها می توانند شوهر، همکار، فرزند، دوست و یا همسایه و یا حتی عابر توی خیابان باشند!!

باور کنید اینها آموزش و شعار نیست،تجربه شخصی من است.

برای شروع همه با هم از همین فردا صبح یک تمرین را آغاز می کنیم:

استادی دارم که می گوید:”هر وقت صبح بلا فاصله پس از بیدار شدن جلوی آینه رفتی و از دیدن کسی که توی آینه بود خوشحال و راضی بودی، بدان که تو دارای یک اعتماد به نفس سالم و بدون وابستگی به عوامل بیرونی هستی.”

من می خواهم شما این تمرین را آغاز کنید و احساس و نظرتان را حتما برای من بگویید. باور کنید ما باهم به پیچ و خم های هیجان انگیز و با شکوهی درباره خلقت و توانایی های بالفعل و بآلقوه خودمان به عنوان یک “زن” خواهیم رسید.

منتظرتان هستم

باران/انتهای متن/