آرزوی امُ الاسرای ایران + تصاویر

بهجت افراز، ام الاسرای ایران، یک درد داشت، اینکه جوان ها از سیاهی های قبل از انقلاب بی خبرند و آرزویش این بود که جامعه ارزش انقلاب‌مان را بداند زیرا انقلاب به راحتی به دست نیامده و این را وظیفه نسل جدید می دانست که از عظمت انقلاب مان آگاه باشند و بدانند که قبل از انقلاب چه بودیم و حالا چه هستیم.

0

یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه زنان است که به آن ها کرامت بخشید و عزت واقعی به زن را نشان داد و بر اساس ویژگی های ذاتی، فطری و اجتماعی، با تاکید بر حضور در خانه و اهمیت فعالیت های اجتماعی و سیاسی، او به شکلی زیبنده یک انسان با عزت، وارد جامعه کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمونه هایی از این دست زنان، بسیار زیادند که یکی از این گل ها، که اکنون در چهل سالگی انقلاب اسلامی، جای خالیش حس می شود و داغ از دست دادنش تازه می شود، مرحومه بهجت افراز، ملقب به ام الاسرا، است.
او که زاده جهرم فارس به سال ۱۳۱۲ بود و لیسانس زبان و ادبیات عرب خود را از دانشگاه علامه‌طباطبایی گرفت، مبارز قبل از انقلاب در ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی بود که رفعت و محبوبه افراز، دو خواهر گرانقدرش در مجموعه فعالیت های پیش از انقلاب شهید رجایی بودند که توسط منافقین به شهادت رسیدند. یک سال سفیر ایران در کشور هند بود که مأمور انجام کارهای سری و فوق سری شده بود، زیرا نمی توانستند این کارها را به هر کسی بسپرند و معتمدی نداشتند.
افراز، خیر مدرسه ساز؛ دبیر مدرسه رفاه، بازنشسته آموزش و پرورش؛ مدیر مجتمع آموزشی حضرت زینب(س)، کار آفرین نمونه و تقدیر شده به عنوان پیشکسوت نمونه از طرف وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی بود.


او که زندگی اش وقف مردم بود و با فعالیت های فرهنگی هم اخت بود، منزل شخصی خود را فروخت و وقف مدرسه کرد، مترجم کتاب «جایگاه زن در اسلام» و مولف کتاب «چشم تر» بود و دستی هم در فعالیت های امور عمرانی داشت و تعمیرات اساسی امامزادگان سیدعبدالطیف و سیدمحمد در شهرستان جهرم را از پنج سال پیش بر عهده گرفت.
همه این ها تنها بخشی از فعالیت های این بانوی سخت کوش بود اما عنوانی که باعث افتخار و ماندگاری او در یادهاست، کسب لقب «ام‌الاسرا»، از مرحوم ابوترابی‌فرد، سیدآزادگان، به خاطر ۱۸ سال، مدیریت اداره اسرا و مفقودین هلال احمر است که در این بحبوبه کتاب «شرح وظایف اداره اسراء و مفقودین جمعیت هلال احمر» را تدوین کرد و همین اواخر در تیرماه ۱۳۹۷، به قلم حکیمه امیری و به همت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کتاب خاطراتش از دوران مدیریت در اداره اسراء و مفقودین کتاب «ام الاسرا» بود.
بهجت افراز سال ۱۳۶۳ به دستور وحید دستجردی، رییس وقت سازمان هلال احمر، برای ریاست اداره اسرا و مفقودین هلال احمر انتخاب شد و پس از ۱۸ سال تلاش بی وقفه در سال ۱۳۸۰ از این اداره بیرون آمد و کار را به دیگری سپرد.


در طول سال های مدیریت خانم افراز، حدود ۶ میلیون نامه بین اسرای جنگ و خانواده‌هایشان مبادله شد. گاهی از طرف اسرا وکالت نامه‌ای به نام یک وکیل در ایران معین می شد، وکالت نامه می آمد و تحویل خانواده‌ها داده می شد.
در ابتدای تاسیس اداره، کارها به اداره بین الملل جمعیت هلال احمر سپرده شد و این اداره یک خانم را مامور تشکیل پرونده برای خانواده مفقود الاثرها کرد و با زیاد شدن مراجعات تعداد کارمندها هم زیاد شد و کار به جایی رسید که همه به جز راننده و نامه رسان خانم بودند.
به گفته خود خانم فراز، این از الطاف خفیه الهی بود، زیرا خانم‌ها در این کارها عاطفه، دقت و محبت بیشتری دارند و اداره اسرا و مفقودین، به محبت و حوصله برای مردم نیاز داشت، چون خانواده‌ها همه بی تاب، گریان و شیون کنان وارد اداره می شدند و باید آن ها را با اخلاص، محبت و صبوری آرام می کردند و این کار جز از خانم ها بر نمی آمد. در سال های آخر جنگ حدود ۶۰ نفر کارمند خانم بودند که در شهرستان ها هم حدود ۳۰۰ نفر کارمند آقا و خانم مشغول کار بودند.
کارشان پیگیری مفقودین از طریق صلیب سرخ بود، آنها به اردوگاه های عراقی می رفتند و دنبال مفقودین می گشتند. وقتی پیدا می شدند و عراق به صلیب سرخی ها اجازه می داد که بروند و از آنها بازدید و ثبت نام کرده، نامه هایشان را برای خانواده شان بیاورند، به آن ها در اداره خبر می دادند و آن ها هم به خانواده یشان خبر می دادند که مفقود شما اسیر است. مسئولیت پیگیری درمان بیماری‌ها تا حدی که امکان داشت صورت می گرفت و در کنار این اگر خانواده ها نیازهایی داشتند، به اداره می گفتند و آن ها هم چون با سازمان‌های مرتبط با جنگ مثل سپاه پاسداران، بنیاد شهید، ارتش، وزارت خارجه و ستاد تبلیغات جنگ ارتباط داشتند، به این خانواده ها کمک می کردند و در طول این ۱۸ سال، همه خانواده‌ها از اداره راضی بودند و هیچ گونه شکایتی در این زمینه ثبت نشد.
بهجت افراز در ۲۲ ديماه سال ۱۳۹۷، در سن ۸۵ سالگی، پس از تحمل يک دوره بيماري دعوت حق را لبیک گفت اما خاطراتش به یادگار مانده و دردی که داشت، اینکه جوان ها از سیاهی های قبل از انقلاب بی خبرند و آرزویش این بود که جامعه ارزش انقلاب‌مان را بداند زیرا انقلاب به راحتی به دست نیامده و این را وظیفه نسل جدید می دانست که از عظمت انقلاب مان آگاه باشند و بدانند که قبل از انقلاب چه بودیم و حالا چه هستیم.

زهرا باقری – طنین یاس /انتهای متن/