اینها مبارزان زمان پهلوی اند؟!

سریال «دلدادگان» به کارگردانی «منوچهر هادی» که این شب ها از شبکه سه سیما پخش می شود، ظاهرا قرار است یک برهه مهم از تاریخ کشور یعنی دوران مبارزه با رژیم پهلوی و دوران دفاع مقدس را به تصویر بکشد اما در عمل جز خراب و مخدوش نشان دادن تصویر مبارازان انقلابی در اذهان کسانی که آن دوران را ندیده اند، کاری نمی کند!

4

سریال «دلدادگان» به نویسندگی مهدی محمدنژادیان و بابک کایدان و کارگردانی «منوچهر هادی» ساخته شده است و از شبکه سه پخش می شود. البته یک سال قبل از پخش آن و در دوره ساخته شدنش به شدت از سوی برخی خبرگزاری ها درباره آن تبلیغ شد. اما این شبها که سریال دلدادگان از شبکه سه سیما پخش می شود، بینندگان دائما از خودشان می پرسند «آیا واقعا این سریال ضعیف ارزش این قدر تبلیغ کردن را داشت؟» و «آیا این مجموعه واقعا بیان کننده حوادث زندگی یک فرد انقلابی و تلاش او برای وطن و مبارزه با مفاسد اقتصادی است یا به سخره گرفتن انقلابیون و تلاش شان برای حفظ کشور و مبارزه با سیاهی ها در دوران رژیم پهلویست؟»

                                                         

داستان فیلم

 سریال دلدادگان در دو فصل طراحی شده و ماجرای زندگی فردی به ظاهر!! انقلابی و مذهبی است به نام «مالک پورسلیم».

در فصل اول مالک انقلابی و مثلا طرفدار نهضت امام خمینی(ره) عاشق دختری می شود که در عرف آن زمان باحجاب حسابی نمی شود، بشدت به مادیات اهمیت می دهد و  تفکر مذهبی و انقلابی هم ندارد، فقط خیلی زیباست!

شخصیت مالک در این مجموعه داستانی به شدت سطحی طراحی شده است. او در بخش اول و پس از دستگیری و ناکامی در رسیدن به دختری که عاشقش بوده، در دوران تبعید یک احمق تمام عیار تصویر می شود. در واقع مالک به عنوان کسی که وارد دنیای مبارزه شده، اصلا مفهومی به نام ساواک را درک نکرده!، اصول مخفی کاری در مبارزه به ویژه در دوران تبعید را نمی داند و حتی تعریف درستی از عدالت، جریان حق و باطل و … ندارد.

اما متاسفانه در مقابل از نادر که مخبر ساواک است و رقیب مالک، توسط نویسندگان فیلمنامه و کارگردان تصویریک آدم بسیار باهوش، توانمند و کاربلد ارائه شده است.


کدام جبهه؟ کدام زمان؟

حوادث داستان در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به همین شکل ادامه پیدا می کند.

باز در این بخش هم مالک با وجود اینکه دیگر قاعدتا باید یک انقلابی قهرمان باشد، یک فرد منفعل، ضعیف و ناتوان تصویر شده که نه تنها در او که در وجود دوستان انقلابی و همچنین همسر انقلابی اش هیچ اثری از عزت، بصیرت، سرافرازی و صلابت یک رزمنده انقلابی دیده نمی شود!

 فاجعه آمیزتر از شخصیت پردازی آدمهای انقلابی داستان، پرداختن به شدت ضعیف، ناپخته و بچگانه جناب کارگردان به مسئله دفاع مقدس است. جبهه ای که مالک و دوستان انقلابی اش با لباس پاسداری به طرف آن حرکت می کنند در یک منطقه کوهستانی مرکز کشور قرار دارد! و روستای اشغال شده آن در روزهای ابتدایی جنگ شبیه یک روستا در استان اصفهان یا سمنان است! تصاویر اجساد بر زمین افتاده در روستای اشغال شده و معلوم نیست به چه نحو آزاد شده هم که دیگر آنقدر احمقانه طراحی شده که بهتر است درباره آن حرفی زده نشود!


مالک در زمان حال

در زمان حال اما، مالک مثلا همچنان انقلابی! با دوستش سید، می خواهند به شکل فردی به جنگ معضل اعتیاد بروند و بدون حضور پزشک متخصص و روانشناس و … مرکز ترک اعتیادی را تاسیس کرده و آن را اداره می کنند. این درحالی است که مالک و سید هردو جانباز دوران دفاع مقدس هستند و مثلا قهرمان زمان جنگند اما…

در این بخش هم مالک باز بشدت ناتوان، ضعیف و احمق تصویر شده است. حتی تعریف یک فرد مذهبی هم برای شخصیت او طراحی نشده است.

مثلا مخاطب در این سریال هیچ گونه حساسیتی از طرف مالک و همسرش با وجود آگاهی از روابط دوستی میان فرزندان شان با فردی از جنس مخالف نمی بیند. در این مجموعه داستانی «حدیث»-دختر مالک پورسلیم- با خسرو در دانشگاه دوست می شود و وقتی پدر حدیث به عنوان یک فرد مذهبی می شنود که قرار است خسرو «دوست پسر دخترش» به خواستگاری او بیاید با آرامش اعلام می کند که منتظر شنیدن این خبر بوده!

یعنی فیلمنامه نویس و کارگردان به مخاطب پیام میدهند که شخصیت مذهبی سریال ما میدانسته دخترش با یک پسری دوست شده اما اصلا از این مسئله ناراحت نبوده و اصولا چنین مواردی ناراحتی ندارد! 

در این سریال مالک پورسلیم و همسر مذهبی و انقلابی اش مرضیه بسیار ناتوان به تصویر کشیده شده اند طوری که نه توانسته اند فرزندانی عاقل و طبیعی تربیت کنند و نه حتی توانایی تشخیص دشمنان قدیمی خود را دارند!


خوشبینانه نگاه کنیم یا بدبینانه؟

به سریال دلدادگان به لحاظ داستانی و شخصیت پردازی شاید بتوان از دو زاویه نگاه کرد:

از زاویه خوش بینانه اگر نگاه کنیم، باید بگوییم  نویسندگان و کارگردان این مجموعه داستانی، به سبب کم مایه بودن مطالعات و تحقیقات شان نتوانسته اند یک سیرِ داستانی قوی را طراحی کنند و به دلیل عجله در نوشتن فیلمنامه و ساخت سریال، داستانی مملو از حوادث غیرمنطقی به مخاطب ارائه کرده اند.

همچنین به دلیل عدم شناخت حوادث تاریخی و فضای مبارزاتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس، تصویری غلط از زمانه مبارزه علیه رژیم پهلوی و بعد دفاع مقدس به مخاطب نشان داده اند.

یعنی در یک کلام به خاطر عدم تحقیق و جهل چنین سریال ضعیفی را ساخته اند.

                                                         ***      

اما اگر نگاه بدبینانه به سازندگان سریال داشته باشیم، ناگزیر به این نکته می رسیم که نویسندگان فیلمنامه و کارگردان آن دقیقا و از روی آگاهی و برای به لجن کشیدن مذهبیون و انقلابی ها چنین تصویر ضعیف و احمقانه ای از مالک، دوستان انقلابی او و مرضیه به مخاطب ارائه کرده اند تا مخاطب در نهایت نه تنها آنها را مظلوم نداند بلکه مذهبیون انقلابی را یک مشت آدم احمق بداند که لیاقت موفقیت و سربلندی را ندارند!

البته قضاوت نهایی را باید بعهده مردم و مخاطبان سریال گذاشت که چه خوش بینانه و چه بدبینانه در مورد دلدادگان و سازندگانش چه نقطه نظری دارند.

منتها این نکته را هم باید گفت که حتی با نگاه خوش بینانه هم جا دارد از مدیران شبکه سه بپرسیم که چرا آنتن سیما را در اختیار اثری گذاشته اند که آفرینندگان آن بدون تحقیق کافی و داشتن اطلاع درست وارد حیطه روایت تاریخی یک برهه مهم تاریخ کشور شده اند و در نهایت با جهل خود تصویری مخدوش و  ضعیف از  مذهبیون انقلابی ارائه کرده اند؟

و سوال آخر این که آیا این طبیعی است که در برخی از سریال های سیما مانند سریال «دلدادگان» نویسندگان و کارگردانان به خاطر کم مطالعه بودن و بی سوادی از قهرمانان وطن، ضدقهرمان بسازند و به مخاطب عرضه کنند؟

/انتهای متن/