زنان در عرصه سیاستگذاری فرهنگی کاری ندارند!؟

اولین فارغ التحصیل زن در دوره دکترای رشته سیاستگذاری فرهنگی باشی که بخاطر دغدغه های فرهنگی و رشته درسی ات وارد این رشته شدی و عنوان پایان نامه ات هم “تحلیل گفتمان های تحول خواه در وضعیت اجتماعی زنان بعد از انقلاب اسلامی با تاکید بر نهادهای سیاستگذار” باشد اما بگویند شما نمی توانی در نهادهای سیاستگذار فرهنگی مشغول شوی، چون زن هستی ! این داستان خانم محقق و پژوهشگریست که با سایت به دخت از چند و چون درس و تحقیق و مشغولیتش گفته است.

0

عاطفه خادمی متولد سال 63  است که دراستان لرستان شهرستان درود به دنیا آمده است. تا مقطع راهنمایی آنجا بوده ولی تحصیلات بعدی از جمله دوره های  کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را در تهران خوانده است و برای دوره دکترا  رشته سیاستگذاری فرهنگی را انتخاب کرده است تا اولین زنی باشد که در کشور ما با فارغ  التحصیل شدن در این رشته به عرصه تصمیم گیری و تصمیم سازی فرهنگی وارد شود اما … نظر خیلی آقایان این است که زنان را چه به عرصه سیاستگذاری فرهنگی!؟

اول در مورد رشته سیاستگذاری فرهنگی و این که چرا این رشته را انتخاب کردید، برای ما بگویید.

  • سیاستگذاری فرهنگی ماهیتا در کل دنیا رشته ای بین رشته ایست. کسانی که در حوزه فرهنگ و علوم سیاسی و اجتماعی درس خوانده اند، می توانند این تخصص را بخوانند . .وقتی من این رشته را انتخاب کردم، این رشته در ذیل علوم سیاسی تعریف شده بود و در دوره اول رسما از طریق وزرات علوم و فقط از میان فارغ التحصیلان علوم سیاسی دانشجو می گرفتند. من شخصا به این دلیل این  رشته را انتخاب کردم که هر دو عرصه فرهنگ و سیاست را پوشش می داد. در واقع هم رشته ام در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد و هم دعدغه های خاص دوران دانشجویی ام  با رفتن به این رشته همخوانی داشت. تاثیرگذار بودن این رشته در عرصه سیاستگداری از چیزهایی بود که باعث شد من این رشته را انتخاب کنم.

الان که فارغ التحصیل شدید، مطابق انتظارتان توانستید درجایی که به عرصه سیاستگذاری فرهنگی مرتبط باشد، مشغول کار شوید؟

  • من اولین فارغ التحصیل زن این رشته در کشور بودم و گفته می شود که معمولا اولین فارغ التحصیل های هر رشته بمنزله پدر و مادر های آن رشته هستند. من هم با توجه به دغدغه هایی که در حوزه فرهنگ داشتم، انتظار داشتم بعد از فارغ التحصیلی  در جایگاهی مناسب برای فعالیت در عرصه فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی وارد شوم. ولی متاسفانه از وقتی  وارد سیکل جایابی شدم، دیدم واقعیت امر چیزی غیر از این است. مثلا وقتی در فراخوان های معمولی دانشگاه ها برای جذب وارد شدم دیدم که برای مطالبه فارغ التحصیل این رشته در مراکز علمی دانشگاهی هنوز تعریف مشخصی وجود ندارد. از طرف دیگر نهادها و مراکز خاص مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی هم فقط برای جذب نیروهای محدود خودشان بر نیروی مذکر تاکید داشتند و اصلا امکان ثبت نام در سایت های مربوطه برای من به عنوان یک خانم وجود نداشت.

 نهادها و مراکز خاص مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی فقط برای جذب نیروهای محدود خود بر نیروی مذکر تاکید داشتند و اصلا امکان ثبت نام در سایت های مربوطه برای من به عنوان یک خانم وجود نداشت.

در مورد دانشگاه ها مشخصا شما درکجا متقاضی جایابی شدید و چرا نتوانستید جذب شوید؟

 

  • قرار بود در دانشگاه الزهرا سهمیه رشته سیاستگذاری فرهنگی با حضوریک خانم رقم بخورد .اما این سهمیه اختصاص داده شد به یکی ازآقایان آن هم در یکی از شاخه های علوم اجتماعی و عملا باز هم حضور یک خانم با این تخصص در آن مجموعه دانشگاهی منتفی شد. در واقع اینجا علت عدم جذب من فقط نبود یک تعریف برای جذب فارع التحصیلان رشته سیاستگذاری فرهنگی نبود بلکه علت این بود که من یک خانم بودم که از هیچ جای خاصی، جز اساتیدی که در جریان تحصیل و مخصوصا کار پایان نامه ام بودند، سفارشی برای من صورت نگرفته بود.

قرار بود در دانشگاه الزهرا سهمیه رشته سیاستگذاری فرهنگی با حضوریک خانم رقم بخورد .اما این سهمیه اختصاص داده شد به یکی ازآقایان آن هم در یکی از شاخه های علوم اجتماعی و عملا باز هم حضور یک خانم با این تخصص در آن مجموعه دانشگاهی منتفی شد.

در نهادهای خاص مرتبط با رشته سیاستگذاری فرهنگی چرا شما پذیرفته نشدید؟

  • برای این که بعد از دوره اول که این رشته ذیل رشته علوم سیاسی تعریف شد، تغییری در مراکز دانشگاهی که جذب دانشجو در رشته سیاستگذاری فرهنگی داشتند، پیدا شد. یعنی رشته سیاستگذاری فرهنگی در ذیل علوم اجتماعی آمد و در بعضی دانشگاه های خاص هم حذب دانشجو فقط از میان آقایان صورت گرفت. بعدا مراکزی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی فقط از همین فارغ التحصیلان مرد نیروهای محدود مورد نیازشان را گرفتند و گفتند که اصلا نیروی خانم نمی خواهند و نیروی خانم ها در امر سیاستگذاری فرهنگی در جایی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی ضروری نیست.

 

نظرخودتان در این زمینه چیست؟ آیا واقعا فکر می کنید که درجایی مثل شورایعالی انقلاب فرهنگی  حضور خانم های متخصص در سیاستگذاری فرهنگی  لازم نیست؟

  • ببینید من پیش از این که وارد رشته سیاستگذاری فرهنگی شوم، در دوران دانشجویی نسبت به امور فرهنگی توجه خاصی داشتم و همه فعالیت هایم متمرکز بر همین امور بود. دقیقا به این دلیل بود که وارد این رشته شدم. بعد از ورود به این رشته و مخصوصا بعد از این که رساله پایان نامه ام را تمام کردم تازه فهمیدم که ورود خانم های خبره و متخصص به حوزه فرهنگ چقدر لازم و بلکه واجب است. چون بنظرم خانم ها اصولا با حوزه تربیت انسان ها و امور فرهنگی سنخیت زیادی دارند و بودن شان در سطوح بالای مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی فرهنگی بسیار لازم است. البته این ضرورت درصورتی برای متولیان امور فرهنگی جامعه ما هم مطرح می شود که اصولا آنها قائل باشند که باید کار فرهنگی بصورت اصولی صورت بگیرد و دراین کار اصولی خانم ها با نوع فکر و ایده و نگرش زنانه شان باید حضور داشته باشند تا به نتیجه برسد. این در واقع نظر امام در مورد زن تراز انقلاب اسلامی بوده است.

عنوان پایان نامه دکتری شما دقیقا چه بود؟

  • من با توجه به رشته ام که سیاستگذاری فرهنگی بود و دغدغه هایی که در این زمینه داشتم این عنوان را برای رساله دکتریم انتخاب کردم:”تحلیل گفتمان های تحول خواه در و ضعیت اجتماعی زنان بعد از انقلاب اسلامی با تاکید بر نهادهای سیاستگذار.”

 

این عنوان را با توجه به مفاهیم خاصی که دارد مثل “تحول خواه”، “تحلیل گفتمان”، “نهادهای سیاستگذار” و … لطفا بیشتر برای ما باز کنید.

  • کلا این پایان نامه دو عرصه جدی را در نظر داشت: عرصه زنان چون عرصه فعالیت من بود و عرصه سیاستگذاری که رشته ام بود. به همین جهات هم من این موضوع را انتخاب کردم. ببینید تحول خواهی در حوزه زنان کلیدش با انقلاب اسلامی و توسط امام خمینی زده شد. اساسا برای من خیلی مساله بود که در طول سال های بعد از انقلاب واژه “تحول خواهی” زیاد شنیده می شود و خیلی ها هم عَلَم این تحول خواهی را برداشتند، اما این که واقعا چه کسی تحول خواه بوده و سیری که جمهوری اسلامی در دولت های مختلف دراین مورد طی کرده چگونه بوده و این سیر به کجا ختم شده، سوالی بود که مرا به انتخاب این موضوع برای پایان نامه واداشت .

تحول خواهی در حوزه زنان کلیدش با انقلاب اسلامی و توسط امام خمینی زده شد. اما این که واقعا چه کسی تحول خواه بوده و سیری که جمهوری اسلامی در دولت های مختلف دراین مورد طی کرده چگونه بوده و این سیر به کجا ختم شده، سوالی بود که مرا به انتخاب این موضوع برای پایان نامه واداشت .

بازه زمانی مورد نظرتان در این رساله چگونه تعیین شد؟

  • من در پایان نامه ام دولت های آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد را بررسی کدم.

 

روش تحلیل گفتمان را در حدی که مخاطب عادی متوجه شود تعریف کنید.

  • روش تحلیل گفتمان روشی است که ایجاب می کند کلیه سوابق قبلی مطالعات را در این موضوع رصد کنم. این سوابق شامل تحقیق ها، طرتح های پژوهشی و کتاب ها می شد. روش تحقیق تحلیل گفتمان روش سختی بود. ضمن این که اساتید راهنمایم هم اساتید  سختگیری مثل  دکتر سهیلا صادقی از اساتید دانشکده علوم اجتماعی بودند که همه اینها مرا ملزم می کرد که کار گردآوری داده ها را با دقتی خیلی زیاد انجام دهم. این کار بخاطر حجم خیلی زیادش که در واقع جمع کردن اطلاعات مربوط به شش دولت با سه رئیس جمهوررا شامل  می شد یعنی یک بازه زمانی 24 ساله را مورد بررسی قرار می داد، کار خیلی سختی بود و من برای گرد آوری این همه داده ناچار شدم از کمک دو نیروی همکار در این زمینه استفاده کنم.   

 

مفهوم وضعیت اجتماعی را در رساله تان چطور بررسی کردید؟

  • من وضعیت اجتماعی زنان را با سه مولفه آموزش، مشارکت سیاسی و اشتغال سنیجیدم . برای این منظور حجم زیادی از پژوهش ها را در این سه موضوع به شکل فراتحلیل درظول 24 سال باید بررسی می کردم. مثلا فقط  در موضوع آموزش زنان من 300 عنوان را بررسی کردم تا بتوانم نهایتا به موضوع خاص مورد نظرم وارد شوم .

 من وضعیت اجتماعی زنان را با سه مولفه آموزش، مشارکت سیاسی و اشتغال سنیجیدم . برای این منظور حجم زیادی  از پژوهش ها را در این سه موضوع به شکل فراتحلیل درطول 24 سال باید بررسی می کردم. مثلا فقط  در موضوع آموزش زنان من 300 عنوان را بررسی کردم تا بتوانم نهایتا به موضوع خاص مورد نظرم وارد شوم.

می شود نتیجه مختصر و مفیدی از این مطالعه به ما بدهید؟ یعنی به ما بگویید که این  سه دولت در طول 24 سالی که اداره جامعه را در دست داشتند، برای زنان چه کردند؟

 

ادامه دارد…

 /انتهای متن/