اندر حکایت نخریدن کالای گران و سهم زنان

سبد خرید کالای خانوار در دست زنان است. خرید کردن هم یک رفتار صرفا اقتصادی نیست، جنبه فرهنگی و اجتماعی هم دارد و بلکه گاهی می تواند رفتاری سیاسی هم تلقی شود. و در این میان رسانه ها، گروه های مرجع و رفتار مسئولین بر این رفتار مردم بسیار تاثیر گذارند و زنان بصورت خاص در تعیین اقلام سبد خرید کالای خانوارنقشی اساسی دارند با دانش و تدبیر و هنری که دارند.

0

وقتی کالایی گران می شود، نخریم.

این کاریست که بیشتر مردم در کشورهای مختلف انجام می دهند، وقتی که شاهد رشد یکباره قیمت بعضی اقلام و کالاها هستند. در کشور ما اما وقتی کالایی گران می شود، رفتار معمول و غالب این است که به سمت خرید آن کالا هجوم می برند و می خرند و می خرند و می خرند.

این روزها که اوضاع اقتصادی در کشور به خاطر احتمال متنفی شدن کامل برجام و بازگشت تحریم ها دچار مشکل و نابسامانی هایی شده است، شاهد گرانی بعضی کالاها از ماشین و مسکن گرفته تا گوشت قرمز و مرغ در بازار هستیم.  این گرانی می تواند علت های مختلفی داشته باشد. مثلا گاهی صرف شایعه گران شدن یک کالا می تواند واقعا باعث گرانی آن شود. چون این شایعه براحتی می تواند مصرف کنندگان را  بسوی خرید شتابزده و بیش از حد آن کالا  سوق دهد که این یعنی کمیابی واقعی و بالا رفتن قیمت.

گاهی پیش بینی عواقب بعضی اتفاقات هم می تواند خودبخود باعث گرانی شود . یعنی پیش خبرهای مربوط به رخدادهای اقتصادی و سیاسی و نظامی و … گاه بر وضع بازار و بالطبع بر رفتار مصرف کننندگان اثری بسیار محسوس و واقعی دارد در حالی که خود آن رویدادها چه بسا اتفاق نیفند و یا در حد وا ندازه ای که پیش بینی می شده رخ ندهد ولی آثار آن پیش خبر بر وضع بازار یک اثر واقعی و مشهود است.

سیاست های مقطعی که گاه برای ایجاد تعادل و مقابله با یک بحران اقتصادی از سوی دولت ها اعمال می شود، می تواند عامل بعضی گرانی های مقطعی باشد. کمی و کمیابی واقعی و یا تصنعی کالاها هم ممکن است عامل گرانی باشد.

سوای علل و عواملی که باعث گرانی کالاها می شود، رفتار مردم در قبال خبر این گرانی یا پیش بینی گران شدن کالاها هم می تواند عامل موثری در رشد قیمت ها گردد.

اما آیا از میان همه این عوامل که اشاره کردیم و نکردیم، رفتار مصرف کننده عاملی قابل کنترل و تنظیم بوسیله خود مردم نیست؟

یادمان باشد که خرید کردن فقط یک رفتار اقتصادی نیست. درست است که قاعدتا خرید یک کالا برای رفع یک نیاز مادی است که در محیط بازار صورت می گیرد و چند و چون آن تابع قواعد اقتصادی چون عرضه و تقاضا  و … است. اما خرید کردن به همان میزان که یک رفتار اقتصادیست یک رفتار فرهنگی هم هست، چرا که در دل این رفتار قطعا انتخابگری و اولویت گذاری نهفته است که تحت تاثیر معیارها و شاخص های فرهنگی مثل سطح فکر و نوع باور و اعتقاد و سلیقه و … قرار دارد.

بعلاوه خرید کردن یک رفتار اجتماعی هم بحساب می آید. چون این رفتار آدمی مثل خیلی رفتارهای دیگر او در جمع و تحت تاثیر جمع صورت می گیرد. گاهی خرید یک کالا بیشتر از این که برای رفع نیازی واقعی باشد، براساس تقلید و مد و همرنگی با جماعت و همنوایی با طبقه اجتماعی و نیازهای کاذب ناشی از تبلیغات و … صورت می پذیرد.   

دراین صورت باید گفت که خرید کالایی که گران شده، فقط برای رفع نیاز معمول نیست، بلکه تحت تاثیر مولفه های فرهنگی و اجتماعی و بعضا حتی سیاسی است که شاهد هجوم برای خرید کالایی هستیم که گران شده یا بیم گرانی اش می رود.

خیلی از صاحب نظران و کارشناسان و حتی افرادی از گروه های مرجع که خیلی وقت ها چشم مردم به دست و زبان آنهاست، در این روزها معتقدند و اظهار می کنند که باید مردم از خرید این نوع کالاها تا اطلاع ثانوی چشم پوشی کنند. اتفاقا خیلی از این حرف ها و نظرات در فضای مجازی بسرعت هم منتشر می شود. اما جالب است که در عمل شاهد رفتاری خلاف این از مردم هستیم. یعنی درست همان وقتی که همه دارند پیام یک ورزشکار محبوب مبنی بر نخریدن خودرو را در شبکه های اجتماعی بصورت وسیع منتشر می کنند، دقیقا دنبال خرید خودرو در سایت مربوطه هستند و با چنان حجم بالایی به سایت مراجعه کرده اند که سایت را بسته اند!

باید پرسید چرا؟

اولین دلیل این است که غالبا این مردم معمولی نیستند که صاحب پول و سرمایه ای هستند که قدرت خرید این نوع کالاها را آن هم در حجم بالا دارند. بازاری که عمده قدرت خرید آن در درست دلالان و واسطه هاست و این برای آنها یک راه کسب سودهای سرشار است، با حرف هیچ سلبریتی نمی تواند از خرید کالای گران شده ای مثل خودرو خودداری کند.

دوم این که حتی در اقلامی ازکالاهای اساسی که نیاز به این سرمایه زیاد هم ندارد و نوعا مردم عادی مشتری و طالب آن هستند، مثل گوشت قرمز و مرغ و …، مردم دانش و تدبیر مناسب برای مدیریت خرید خود در این موقعیت ندارند. دانش و تدبیر خرید کردن یا خرید نکردن در موقعیت های خاص را چه کسی باید به این مردم بدهد؟

البته کارشناسان و متولیان امور مربوطه.

از چه طریق؟

نوعا از طریق رسانه ها.

نیاز به آموزش و آگاه سازی مردم برای داشتن رفتار مناسب در این مواقع یک نیاز اساسی است که معمولا نه در مواقع عادی و نه در موقعیت های خاصی که پیش می آید، اصلا به آن توجهی نمی شود. این در حالی است که از سوی خیلی رسانه های دیگر، برعکس مستقیم و غیرمستقیم رفتاری غیراصولی چون خرید بیشتر و بیشتر در موقع گرانی یک کالا به مردم القا می گردد.

Get tellhco.com survey now and win free items with discount

در این صورت طبعا نمی توان در این موارد انتظار یک رفتار معقول و مناسب از مشتریان داشت. افزون بر همه اینها باید رفتار نخبگان، گروه های مرجع و در راس آنها خود مسئولان امور و نیز اقشار متمکن و پولدار را هم به فهرست عوامل رفتار غلط مردم در خرید کالای گران افزود.

این گروه ها عملا و نه در حرف و پیام های توئیتری و … در رفتار اقتصادی شان در این موقعیت ها الگوی مردمند. نمی توان انتظار داشت که خود مسئولین و گروه های متمول بدون توجه به مصالح جمعی در پیش چشم مردم کاری را انجام دهند ولی مردم رویه دیگری را در پیش بگیرند.

نقش رسانه ها در این میان هم بعنوان عامل آموزش  و هم بعنوان عامل فشار به مسئولین و اقشار متمکن برای اصلاح رفتارهای شان بسیار اساسی است.

اما در اینجا تاکیدی هم باید بر  نقش مهم زنان  داشت.  بطور خاص سبد کالای خرید روزانه خانوار در دستان زنان است. زنان هستند که بنوعی دروازه بانان خرید کالا هستند در مسیر بازار تا خانه. تبدیل اقلام مختلف این سبد به غذایی که سر سفره می آید بعهده زنان است. پس زنانند که عامل اصلی تصمیم گیری و اجرای سیاست های خرید کالا از بازار هستند. یعنی اگر زنان ما  آگاهی های اولیه مربوط به قانون بازار را داشته باشند، هنر و دانش تغذیه را بدانند و تدبیر کافی در خرید داشته باشند، براحتی می توانند بعضی اقلام خوراکی را به مقتضای مصالح جمعی از سبد خرید روزانه خانوار حذف کنند بدون این که لطمه ای به تغذیه و سفره خانوار وارد آید. پس دانش و تدبیر  و هنر زنان در اصلاح الگوی مصرف مخصوصا در شرایط اقتصادی خاص  و در برهه های حساس نقش مهمی در گذر از این شرایط دارد.

در حرکت های مهم و تاثیر گذار اقتصادی دیگر چون حمایت از خرید و مصرف کالای ایرانی هم زنان به همین ترتیب نقش تعیین کننده دارند. رویکردهای فرهنگی حاکم بر سلیقه، دانش و رفتار زن ایرانی می تواند باعث رونق بازار تولید داخلی شود بشرط اینکه زنان  ودختران ایرانی کلیشه “هرجنس خارجی بهتر است” را از ذهن شان دور کنند و گزاره مهم دیگری چون ” کالاهای ایرانی خوب است و با خرید آن و رونق بازارش بهتر هم می شود” جایگزین آن شود.

در این جا هم نقش رسانه های جمعی بسیار مهم و اثر گذار است. فضای مجازی و شبکه های اجتماعی دراین میان جایگاهی خاص دارند.

بعلاوه گروه های مرجع و رفتار و کردار عیان و مشهود  زنانی که به لحاظ اجتماعی و سیاسی متعلق به سطوح بالای جامعه اند، بر رفتار توده زنان در خرید کردن اثرگذاراست.   

همه اینها یعنی اینکه زنان مهمند و تاثیرگذار در همه جا و همه عرصه ها از جمله در خرید کردن بعنوان یک رفتاراقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی .

/انتهای متن/