” دختر شایسته” با کدام ملاک ؟

مسابقه دختر بهار و بعد از آن “مسابقه بین المللی دختر شایسته” که توسط مجله زن روز برگزارمی شد، قرار بود دختران ایرانی را به دخترانی با مدل زندگی غربی تبدیل کند … اما اتفاقات سال 57 در جامعه ایران نشان داد که دختران ایرانی برای شایسته شدن ملاک ها و معیارهای دیگری دارند بجز سایز و قد و اندازه دامن و … .

0

مسابقه دختر بهار که در همان آغاز تاسیس مجله زن روز برگزار شد، ‌بدنبال آن بود که دختری را به عنوان دختر بهار طبق معیارهای تعیین شده (خوش اخلاق، زیبا، امروزی و مدرن و… ) از بین دیگر دختران انتخاب کند. یک سال بعد مجله زن روز به مسابقات رسمی دختر شایسته جهان ملحق شد و قرار شد که دختر شایسته برگزیده ایران راهی مسابقات جهانی شود.

در زمانی که بحث انتخاب دختر شایسته مطرح شد، سیلی از اعتراضات به سمت مجله زن روز سرازیر شد و بیشتر اعتراضات در مورد این مساله بود که با دختر ایرانی مسلمان  نباید مثل یک عروسک تزئینی برخورد شود و طبق معیار ها و ملاک های کشور های دیگر انتخاب شود.

 

حرف و عمل متناقض

در مقابل اعتراضات بیشماری که به این مسابقه صورت گرفت مجله زن روز سیاستی دوگانه و متناقش را در پیش گرفت. از یک طرف اعلام کرد که انتخاب دختر شایسته به صورت کلی ربطی به صرف زیباترین صورت و بدن ندارد ( هر چند که این دو مورد هم بسیار مهم است ) و معیار اصلی با سلیقه بودن و روشنفکری و اصالت دختر مورد نظر است.

از طرف دیگر این مجله در هر شماره  نمونه هایی از معیار های انتخاب ملکه زیبایی را که شامل سایز و قد و مهارت های دیگر دختر شایسته چاپ می کرد و حتی گاهی داستان زندگی این دختران را که یک شبه ملکه شده بودند، منتشر می نمود.

 

زنانی که یک شبه خوشبخت شدند!

هر چند که زن روز به خاطر جبهه گیری مردم نسبت به مسابقات ملکه زیبایی در هر جلد سعی می کرد با آوردن نمونه و معیارهای این مسابقه به مردم تلقین کند که مسابقه دختر شایسته و ملکه زیبایی با هم فرق دارند ولی مشخصا با صفحات زیادی که به معرفی نامزدها و زندگی نامه زنان برنده در مسابقات ملکه زیبایی اختصاص می داد در صدد آماده کردن ذهن مردم برای شناخت و علاقمند شدن به این ملکه های خوشبخت بود.

در خیلی از این مقالات، زنانی از برندگان مسابقات ملکه زیبایی جهان معرفی می شدند که در زندگی واقعی یک زن ساده از طبقه متوسط بودند و حتی بعضی از آنها در روستاها زندگی می کردند و تنها تفاوت شان با زنان دیگر این بود که جسارت شرکت در چنین مسابقه ای و نشان دادن زیبایی شان را داشتند!

 

دختر شایسته و طبقات اجتماعی در ایران

در مسابقات ملکه زیبایی و دختر شایسته در اروپا معمولا دختران و زنان از قشر های متوسط و پایین اجتماع برای شرکت در این مسابقات اقدام می کردند و نوعا دختران و زنان طبقه های بالا و اشراف به سمت این مسابقات نمی رفتند چرا که طبق معیار های زندگی در این طبقات، در شان زن و دختر اشراف زاده نبود که خودش را در معرض دید بقیه مردم بگذارد، همچنان که در خاندان های سلطنتیِ اروپایی، زنان حتی در حال حاضر هم حق ندارند در انظار لباس های خیلی باز و چسبان که موجب شود کسی به دید جنسی به آنان نگاه کند، بپوشند.

در ایران اما مساله طور دیگری بود، درست است که طبقه اشراف خیلی زود با شرایط مدرن روز در ایران همراه شدند و بیشترین هدف مسابقه ای مثل دختر شایسته جلب نظر عامه مردم به سمت شرکت و همراهی در این مسابقه بود اما در نهایت برندگان اصلی از قشر های بالای جامعه بودند و دختران خانواده های نزدیک به دربار، تاجران و با یک پله ارفاق خوانین شهرستان ها می توانستند در این مسابقه پیروز شودند.

 

اردوهای سرنوشت ساز

درست است که مجله زن روز اعلام کرده بود و هر بار تکرار می کرد که معیار اصلی انتخاب دختر شایسته بیشتر از اینکه ظاهری باشد به سلیقه ، آداب دانی و شیک پوشی بر می گردد اما در نهایت وقتی برندگان به مرحله های نیمه نهایی می رسیدند، باید در اردو هایی شرکت می کردند تا با شرایط بیشتر آشنا شوند و در این اردوها دختران برگزیده معمولا با مینی ژوپ در دورهمی ها شرکت می کردند و عکس های این دختران با لباس های باز و آزاد در مجله زن روز چاپ می شد.

در بخش دیگری از این اردوها،  شرکت کنندگان مهارت های خودشان مثل شناگری در استخر با مایو را به نمایش می گذاشتند و عکس های برگزیدگان در این اردوها با پوشش ها و لباس های مختلف هر هفته چاپ می شد.

معمولا در این عکس ها روی برندگان احتمالی بیشتر مانور داده می شد و عکس هایی با کادر بسته و باز از این کاندیداها در مجله چاپ می شد. در واقع بنوعی به کسانی که خواهان شرکت در مسابقه دختر شایسته بودند تفهیم می شد که شکل و ظاهر و مخصوصا باز بودن و بی تعصب برخورد کردن ملاک مهم برای شرکت در این مسابقه و انتخاب شدن است .

 

هدف کشورهای آسیایی بوده است

در سال اول برنده مسابقه دختری بود از خانواده خوانین دزفول اما مجله زن روز بیشتر از اینکه روی موقعیت خانوادگی و مالی این دختر تکیه کند روی این مساله که دختر های شهرستانی هم توانستند در نهایت بین دختران تهرانی (که در آن زمان الگوی مد و کلاس بودند برای دختران شهرستانی) حرفی برای گفتن داشته باشند، مانور دادند و این اتفاق را نشانه  ورود روشنفکری در بین خانواده های شهرستانی اعلام کردند!

در همان سال برنده مسابقه جهانی دختر شایسته، دختری ژاپنی بود که در خانواده ای بسیار مقید بزرگ شده بود. در سفری که این دختر ژاپنی به خرج مجله زن روز به ایران کرد، در پاسخ به خبرنگار ایرانی در مورد روابط اجتماعی و معیارهای پسر دلخواهش گفته بود که :

” من مادری سختگیر دارم که هنوز هم اگر حرف بی جایی بزنم کتکم می زند! و من حق ندارم در مورد مسائلی مثل پسرها و دوستی با آن ها حتی حرف بزنم! در کشور ما مرد عصبانی حق دارد زنش را بکشد!!! “

ژاپن به عنوان کشوری که در آن زمان در مرحله گذار از سنت ها به مدرنیته بود، اولین کشورآسیایی بود که حاضر شد در مسابقات دختر شایسته شرکت کند و دختر ژاپنی هم در این اولین حضور برنده نهایی مسابقه شد، نشان می دهد که برای این کشورها جایگاه و اهمیت زیادی در این مسابقات قائل بودند.

در حال حاضر هم بیشترین برنده های مسابقات ملکه زیبایی و دختر شایسته از کشور های آسیایی و به قول غربی ها جهان سوم است و در واقع مخاطب اصلی این مسابقات دختران این کشورها هستند.

 

من دوازده فرزند می خواهم!

در سال بعد در مسابقه دختر شایسته جهان، ایران توانست در پله سوم جهان بایستد و برنده مقام اول دختری بی نام و نشان از یکی از روستاهای فنلاند بود. این دختر  زمانی که به دعوت مجله زن روز ایران آمده بود از پذیرایی مفصل و زیادی کادو هایی که گرفته بود ، هیجان زده شده بود و در مصاحبه ای گفته بود من یک دختر روستایی هستم و به هیچ وجه قصد دکتر یا مهندس شدن ندارم . تنها آرزویم هم  ازدواج است و به دنیا آوردن دوازده فرزند مثل مادرم!

این دختر در سفرهایی که به شهرهای مختلف ایران کرده بود از پیشرفته و زیبا بودن این کشور خیلی حرف زده بود؛ چیزی که با تصورات قبلی اش فرق داشت و تاکید کرده بود که  به محض برگشتن به کشورش در مورد ایران حرف های بسیار زیادی خواهد داشت…

 

ایران برنده شد

در سال سوم مسابقات دختر شایسته، اتفاق بزرگ اما قابل پیش بینی افتاد و آن، برنده شدن نماینده ایران به عنوان دختر شایسته جهان بود.

در این مسابقات دختر یکی از درباریان با نفوذ از بین دیگر دختران انتخاب شد و به مسابقات جهانی رفت و گزارش سفرش به آمریکا و کشورهای دیگر مو به مو در مجله زن روز آورده شد ؛ گزارشی که عمدتا شرح دیدارهای این دختر بود با آدم های مشهوری مثل پروفسور برنارد ( پزشک سرشناس و معروف  به عیاشی)، هدایایی که می گرفت، بعضا خواستگاری هایی که از او می شد و نیز مصاحبه هایش  با روزنامه های خارجی.

این همه تابلویی بود از توفیق ها و درخشش های دختر شایسته ایران که در پیش چشم دختران ایرانی به نمایش در می آمد برای این که آنها را به شرکت در این مسابقات ترغیب کند.

 

چرخش بی فایده

مسابقات دختر شایسته تا سال 57 در ایران ادامه پیدا کرد و هر چند در سال های آخر به خاطر جو انقلابی حاکم بر جامعه تعداد شرکت کنندگان بسیار کمتر از سال های قبلش شد ولی باز این مسابقه با همان تعداد محدود شرکت کنندگانش ادامه پیدا کرد.

در نهایت در ماه های آخر که انقلاب اسلامی در جریان بود، مجله زن روز در یک چرخش محسوس خطش را عوض کرد و ظاهرا به سمت ارزش های اسلامی و انقلابی که خواست روز زنان بود، رفت و حتی دیگر اخبار ملکه های زیبایی را هم از لیست مقالاتش پاک کرد و حرفی از دوره جدید مسابقات دختر شایسته هم نزد و این وضعیت تا زمان فرار مجید دوامی سردبیر مجله زن روز ادامه پیدا کرد.

 

خشم و تاسف اشرف پهلوی

آنچه در سال 57 در جریان انقلاب اسلامی رخ داد نشان داد که پروژه غربی کردن دختر ایرانی به شکست انجامیده است. در این سال خیابان های تهران و تمامی شهرها و حتی روستاهای کشور شاهد حضور گسترده دختران ایرانی بودند که اصلا مدل لباس و ظاهرشان و رفتار و سکنات شان با دختر شایسته انتخابی مجله زن روز مطابقتی نداشت. سادگی و پوشیدگی و انقلابی گری خصوصیات برجسته این دختران بود که در مغایرت 180 درجه ای با معیارهای دختر شایسته و ملکه زیبایی بود. 

گفته اند در آن ماه های آخر یک بار اشرف پهلوی که با هلیکوپتر از بالا به خیابان های پوشیده از جمعیت دختران و زنان تظاهرکننده در تهران نظاره می کرد ، با تاسفی آمیخته به خشم گفته بود: این بود عاقبت آن همه زحمت و تلاش من و پدرم برای این که حجاب را از سر این زنان برداریم؟!

/انتهای متن/