آنام،تصویری اندوهبار از یک مادر قهرمان

سریال آنام به کارگردانی جواد افشار به پایان رسید، در حالی که قهرمان زن سریال که یک زن موفق و مدبر و یک مادر قهرمان بود، با مرگ خود در پایان سریال کام بیننده را تلخ کرد و این در حالی بود که در طول بخش های مختلف سریال هم غالب اتقاقات و رخدادها منفی و ناگوار بود.

0

“آنام “سریالی به تهیه کنندگی اسماعیل عفیفه و کارگردانی جواد افشار و نویسندگی امیرعباس پیام بود که مدتی هر شب از آنتن شبکه سه سیما به روی آنتن رفت. این سریال در 62 قسمت با مشارکت دفتر آموزش و ارتقای سلامت و دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تولید شد.

«آنام» نامی ترکی به معنی «مادرم» می باشد. آنام مجموعه‌ای مادرانه است و فراز و فرودهای زندگی زنی به نام مارال سلطانی(گلچهره سجادیه)را در طول تاریخ روایت می‌کند. داستان سریال در دو مقطع زمانی روایت می شود؛ یکی مربوط به جوانی مارال  در چند دهه پیش در منطقه آذربایجان و روایت ازدواج او و ماجراهای آن سالهاست که با فلاش بک هایی به نمایش در می آید و مقطع دوم در زمان حال می گذرد که مارال دختر گمشده اش- آرزو(شبنم قلی خانی)- را پیدا کرده است.


مادری قهرمان

مارال(ماهگل) قهرمان سریال آنام، زنی صبور، مدیر و باگذشت است. او زنی است چند وجهی؛ هم مادر است و هم مدیر کارخانه؛ هم دلسوز است و هم مقتدر، زنی که در زمانه خودش علیه سنت های اجباری قومی قبیله ای می ایستد و زیر بار ازدواج اجباری با پسر عمویش- سهند- نمی رود. مارال در مقابل مرگ ناگهانی پدر و مادر و شوهرش هم بخوبی با شرایط کنار بیاید اما بارداری او موجب می شود تا برای در امان ماندن از حرف مردم و فشار جامعه بالاخره به همسری پسر عمویش در آید. مخاطب سکانسی از زندگی مشترک مارال و سهند در این 30 سال را نمی بیند اما بنابه گفته پسر خوانده مارال، آنها زندگی عاشقانه ای داشته اند تا زمانی که مارال حقیقت را می فهمد و به خیانت شوهرش در مورد دخترش پی می برد. عکس العمل مارال در قبال این موضوع از او یک قهرمان می سازد. از یک طرف مارال به جای داد و فریاد رعایت حال شوهر بیمارش را می کند و عاقلانه تنها از او کناره می گیرد و ترجیح می دهد تا پرده ها بین آنها پاره نشود و از طرف دیگر با فداکاری تمام بخاطر آرامش دخترش در قامت یک خدمتکار به خانه او می رود تا برایش مادری کند. سکانس های رویارویی مارال با آرزو و تلاش مارال برای پنهان کردن احساسات مادرانه اش مخاطب را تحت تأثیر قرار می دهد.

آرزو( شبنم قلی خانی)  هم گرچه دختری از خانواده ای متمکن می باشد اما با پسری فقیر ازدواج کرده است و از انتخاب خود بسیار راضی است. نحوه تعامل آرزو و بیژن به عنوان یک زوج همراه و خوشبخت از نکات مثبت سریال است. این زوج در تمام سختی های داستان عاشقانه کنار هم می ایستند. آرزو نیز همچون مادر حقیقی اش-مارال- طبعی خاکی و مردمدار دارد. او همواره به فکر خانواده همسرش است تا آنها زیر فشار مالی نباشند. آرزو بعد از فهمیدن حقیقت زندگی اش در اولین واکنش عاشقانه دستان ریحانه را می گیرد و او را مادر خطاب می کند و می گوید:« الهی بمیرم تو این مدت چی کشیدی؟» تا به ریحانه اطمینان دهد بیش از خودش نگران زنی است که برایش مادری کرده است.


تأکید بر فرزند آوری

آنام در راستای سیاست های جمعیتی کشور تأکید محسوسی  بر فرزندآوری دارد و بارها خانم دکتر ریحانه(مهرانه مهین ترابی) تأکید می کند که امروزه هیچ مشکل ناباروری غیر قابل حل نیست. این سریال در معرفی روش های باروری به مخاطب با گنجاندن داستان های فرعی بسیار خوب و سنجیده عمل کرده است

 

آنام در یک نگاه

«آنام»یک سریال تمام عیار مادرانه ایرانی است ؛ سه مادر، سه ضلع مثلث این داستان را تشکیل می‌دهند؛ مارال، ریحانه و آرزو هر سه مادر هستند؛ مادرهایی که هر کدام دچار شرایطی شدند که شاید خودشان خیلی در آن دخیل نبوده‌اند اما تمام تلاش شان را می کنند تا فرزندشان آسیبی نبیند. عشق و محبت خالصانه مادری در تمام طول داستان ساری و جاری است.

 آنام از نظر فیلمنامه، شخصیت پردازی و بازی ها تقریبا قابل دفاع می باشد. داستان سریال در جایی به جز خانه های پرزرق و برق پایتخت تعریف می شود و زیبایی و سادگی زندگی روستایی بخوبی به تصویر درمی آید. این سریال سعی کرده به معرفی بیماری لوپوس و مراقبت های بارداری در این دوران بپردازد.

سریال آنام  اما در کنار نقاط مثبت خود ضعف هایی نیز دارد؛ نمایش آشکار و بی پروای تصاویری از منقل و وافور و دیگر آلات استفاده از موادمخدر در این سریال ، تعجب خیلی از بینندگان را برانگیخت.

اغراق در خبیث و بی رحم نشان دادن بعضی شخصیت ها  ممکن است باورپذیری داستان را برای بیننده سخت کند. ضمن این که  حجم سنگین مشکلات و اتفاقات ناگوار در فیلم مخصوصا برای شخصیت های اصلی فیلم یعنی  مارال و آرزو هم برای بیننده می تواند آزاردهنده باشد. مثلا می بیند که آرزو هم لوپوس دارد، هم سرطان و هم نوزادش در خطر سقط قرار می گیرد.

در واقع این حجم از تلخی و ناراحتی و بویژه پایان تلخ سریال با مرگ مارال، از آنام فیلمی اندوهبار در ذهن مخاطب می سازد .

 

/انتهای متن/