زن، عشق و سینما از نگاه آوینی

۲۰ فروردین روز شهادت سید شهیدان اهل قلم «سیدمرتضی آوینی» است؛ او که قدم به دنیای تصویر گذاشت و با سینما نزدیک شد اما بگونه ای متفاوت از خیلی منتقدان و سینماگران. مخصوصا نگاه آوینی به زن و جایگاهش در هنر سینما و عشق واقعی میان زن و مرد در فیلم ها خیلی فرق داشت با بقیه در روزگار خودش و مخصوصا در روزگار اکنون که 22 سال از شهادتش می گذرد.

0

زندگی آوینی مراحل و فراز و نشیب هایی داشته است. آوینی خود در باره تغییراتی که در طی زنان در تفکر و شخصیت او پدید آمد، می نویسد:

“تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم . من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام. موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ ام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌ اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد…

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.”

تصمیم گرفتم که دیگر از”حدیث نفس” ننویسم 

آوینی از خودش اینطور حرف می  زند:

“حالا از یک راه طی شده با شما حرف می ‌زنم، دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته ‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ ام.

اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است… با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را – اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و… –  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که “حدیث نفس” باشد ننویسم و دیگر از “خودم” سخنی به میان نیاورم…”

من پدرم را یک متفکر می دانم

کوثر آوینی (دختر شهید آوینی)در مورد سیر تحول در  پدرش  می گوید:

”  من پدرم را در وهله اول یک متفکر می‌دانم؛ کسی که در جوانی یک مسیر معین فکری را آغاز می‌کند که تا ۲۰ فروردین سال ۷۲ ادامه پیدا می‌کند و آن روز به نتیجه می‌ رسد. اگر به آثار به‌جا مانده از او رجوع کنیم و به ترتیب تاریخی جلو بیاییم، می‌بینیم آن چیزی را که به تعبیر دیگران اسمش شده تحول در شهید آوینی بعد از انقلاب، می‌شود نشانه‌هایش را مرحله به مرحله دید و مسیری را که او از نظر فکری طی کرده، پی گرفت و تا انتها پیش آمد.

می‌شود دید که برای کامران آوینی، جوانی که اهل فکر کردن درباره اوضاع سیاسی جهان و تحولاتش بوده، انقلاب اسلامی به‌ عنوان یک واقعه جذاب تاریخی مطرح می‌ شود و در همین مسیر، وقتی نواری از سخنرانی‌های امام به دستش می ‌رسد، به‌ طور خاص جذب شخصیت امام می‌ شود و کم ‌کم وارد مسیری می ‌شود که ادامه‌ اش حضور در جنگ است و الی آخر. این از نظر من یک مسیر واحد است با یک آغاز و پایان مشخص؛ تحول به ‌معنای تغییر بنیانی در آن نمی‌ بینم. یعنی اینجور نیست که کامران آوینی یک آدم است، سیدمرتضی آوینی یک آدم کاملا جدید.”

 

خانواده در نگاه آوینی

دیدگاه های هر فردی را باید از آثار و گفته ها، نوشته ها و عملکردش شناخت. چون شهید آوینی دو دوره زندگی داشت، خیلی ها سعی دارند با پررنگ کردن بخش اول و کوچک نشان دادن بخش دیگر او را از طیف خود نشان دهند. کافی است آثار، نوشته ها و گفته های شهید آوینی را، فقط در یک مورد آن هم خانواده و روابط همسران بررسی کنیم تا به فاصله بسیار عمیق میان دیدگاه های شهید آوینی با این جماعت پی ببریم.

 

در سراب

جنگ تمام شده بود و شهید آوینی بدون اینکه دغدغه دفاع مقدس و همه آدمهای آن مقطع طلایی را کنار بگذارد، به مسائل روز هم توجه داشت. یکی از مسائل جدی آن روزها ماجرای اشتیاق عده ای برای مهاجرت به خارج از کشور بود. رفتن از وطن به امید خوشبخت شدن…

سال ۶۸ بود و وقتی چند نفر از دوستانش در گروه جهاد تلویزیون پیشنهاد ساخت مجموعه ای درباره مهاجرت به خارج از کشور و تبعات آن را برای خانواده های ایرانی دادند، قبول کرد و کار را شروع کرد.

اینطوری شد که شهید آوینی ساخت مجموعه ای را آغاز کرد که تا سالها در ذهن مخاطبانش باقی ماند. حتی شاید امروز هم خیلی از کسانی که در آن سالها «سراب» را دیده بودند، آن را در خاطر داشته باشند.

در این مجموعه مردم با نمونه هایی واقعی مواجه بودند که برخلاف پدیده نامه های دروغ -اصطلاحی جامعه شناسی درباره خلاف واقع گویی مهاجران به خانواده و دوستانشان درباره شرایط خود در غربت- واقعیت مهاجرت ایرانیان به غرب را نشان می داد. فروپاشی خانواده، تغییر هویت و جدا شدن فرزندان از محیط خانواده، فقر و غربت در کشور مقصد و…

شهید آوینی در ۱۴ قسمت اول این مجموعه که در ساختنش همکاری کرد، بر علیه مهاجرتی که خانواده را به فروپاشی، فرزندان را به تغییر هویت و نابودی می کشاند، فریاد کشید…

 

صورت واقعی عشق میان زن و مرد   

از وقتی آقاسیدمرتضی آوینی مشغول نقد فیلم نویسی در مجله سوره شد، مردم با نوع جدیدی از نقد محتوا مواجه شدند؛ نقدی متعالی و فلسفی.

سر نهمین دوره جشنواره فیلم فجر، وقتی فیلم «عروس» بهروز افخمی با بازیگری ابوالفضل پورعرب و نیکی کریمی اکران شد، شهید آوینی درباره این فیلم نوشت:

“برخلاف غالب فیلم های امسال که تاکنون دیده ام، در فیلم «عروس»، عشق بین زن و مرد نیز صورتی واقعی داشت؛ نه صورتی افسانه ای آن سان که در روانشناسی اعماق طرح می شود و نه حالتی رومانتیک، آن سان که در فیلم «نوبت عاشقی». در فیلم «نوبت عاشقی» [ساخته محسن مخملباف] فقط کششی که بین زن و مرد وجود دارد باقی مانده بود، نه بچه ای در میان بود، نه پدری، نه مادری، نه خویشاوندان دور و نزدیک، نه قیود اجتماعی که حافظ معصومیت بشری هستند، نه احساس گناه در برابر روابط نامشروع، نه احساس عفت و طهارت در برابر کف نفس و دور ماندن از گناه، و نه هیچ چیز دیگر. اما در فیلم «عروس» جاذبه بین زن و مرد فارغ از موقعیت های اجتماعی و وضعیت بشر در برابر جهان اطراف خویش و نیروهای مجردی که در حیات او مدخلیت دارند طرح نمی شد. همه چیز واقعی بود و در عین حال، واقعیتی عظیم تر از پس همه وقایع جلوه داشت.”

                                                                   ***

و این یعنی نگاه شهید آوینی به حقیقت خانواده، عشق میان همسران و نفرتش از ناپاکی، عشق های مثلثی، خیانت و طلاق و بازنمایی اینها در سینما با نگاه  جماعت روشنفکر به این چهار پدیده  خیلی فاصله دارد.

/انتهای متن/