خون های ناقابل عزیزان ما قابل شما را ندارد بانو

در سالروز وفات حضرت زینب فرزند شهیدی که همسرش هم شهید مدافع حرم است، دلنوشته ای دارد خطاب به بانو زینب(س)، او را قبله گاه عاشقان می داند و ادر مصیبت ها که فقط خدا او را می شناسد.

0

سارا سادات رباط جزی همسر شهید مدافع حرم سعید سامانلو و فرزند شهید دفاع مقدس سید محمد رباط جزی در شب وفات حضرت زینب(س) دلنوشته ای در توصیف حضرت زینب(س) نوشته اند که صبر زینبی و ایستادگی زینب گونه خانواده شهدا مخصوصا شهدای مدافع حرم را نشان مان می دهد.

“عمه جانم کدام واژه ها را برای توصیف عظمت تو به یاری بگیرم فقط قادر متعال می داند چه بنده ای آفریده است.

 بارالها تو خود می دانی زینب کیست، پس خوشا به حال کسانی که عاشق عمه شان زینب(س) شدند و در این هیاهو بار سفر بستند و پرهای رهایی را گشودند و راهی حریم حرم بانو شدند و خون شان به تاسی از قمر بنی هاشم و در دفاع از ناموس اهل بیت(ع) بر زمین شام جاری شد و به مقام شهادت نائل شدند.

زینب(س) عاشقان را قبله گاه است، او ناظر صحنه های قتلگاه کربلا است، زینب در عالم بی مثال است و پیراهنش همچون حسین خونین فشان است.

زینب جان! تو دختر زهرا بودی ، تو دختر مولا بودی، تو وارت عظمت طاها بودی.

 عزیزجان! چه بر سرت آورند که هنوز هم تاریخ بر مظلومیت و اسارت تو گریه می کند؟

 عمه جان تو را فقط خدا می شناسد.

 مادر مصیت ها، نمی گذاریم تاریخ تکرار شود. عزیزانمان فدای غربت تو.

عمه جان نمی گذاریم دوباره اسیر شوی…

تو داغ پدر دیدی هنگامی که ضربت خورد و به خدای کعبه رستگار شد.

 تو داغ مادر جوانت را دیدی، عمه جانم درد فراق مادر مصیبت عظیمی بود.

 تو داغدار عزیز برادر بودی و کریم آل طاها را خون جگر دیدی، گویا جگر تو را پاره پاره کردند. خانم چه داغ های عظیمی؛

چگونه توصیف کنم دلتنگ جدت رسول الله بودی؟

 و وای وای از کرب و بلا..

مگر می توان کربلا را توصیف کرد؟ مگر می توان کربلا را نه بسادگی ، حتی به بسختی بازگو کرد، کربلا داغ حسین(ع) بود، داغ علمدار بود، کربلا داغدار قاسم و عبدالله و عباس و اکبر بود، داغ 72 لاله پر پر بود، کربلا سجاد بود و امامت، کربلا خون بود و شهادت.

بانو!تو دختر شهید و شهیده ای.

 تو خواهر شهید و مادر شهیدی.

 تو عون و محمدت را با جان و دل برای فدا شدن در راه حسین آماده و تقدیم کردی و وقتی فرزندانت شهید شدند، در خیمه ماندی تا مبادا مولایت حسین علی(ع) با تو روبرو شود و خدای ناکرده از تو شرم کند ؛ خون های ناقابل عزیزان ما قابل شما را ندارد بانو…

عمه جان نماز شب تان را، آن عالی ترین تقرب را در بزرگترین شب های مصیبت هایت نشسته خواندی و با عالی ترین کلام نزد پروردگارت و با خوشنودی از رضای خداوند و با قلبی اکنده از اندوه و جگری خونین خواندی.

 تو بنده خوب خدا بودی در صبر برای مصیبت ها و چیزی جز زیبایی ندیدی. پس ما  هم چیزی جز زیبایی نمی بینیم.

عمه جانم کدام واژه ها را برای توصیف عظمت تو به یاری بگیرم؟ فقط قادر متعال می داند چه بنده ای آفریده است.

 بارالها تو خود می دانی زینب کیست، پس خوشا به حال کسانی که عاشق عمه شان زینب(س) شدند و در این هیاهو بار سفر بستند و پرهای رهایی  را گشودند و راهی حریم حرم بانو شدند و خونشان به تاسی از قمر بنی هاشم و در دفاع از ناموس اهل بیت(ع) بر زمین شام جاری شد و به مقام شهادت نائل شدند.

خوشا به سعادت تان مدافعان حرم، که رفتید از حریم حرم حضرت زینب(س) دفاع کنید. رفتید تا از حریم بانو زینب(ع) دفاع کنید،. شما نخواهید گذاشت عاشورا تکرار شود . این را خون های بر زمین ریخته فریاد می زنند که ناموس عباس دوباره اسیر نخواهد شد.

فقط خدا می داند اجر این شهیدان در پیشگاه پاک و مقدسش چیست. درست است که همه جان و مال و آبروی ما ذره ای ناچیز در برابر بانوی دوعالم زینب کبری هم نیست، اما همین ذره ناچیز پیش کشی ناقابل است.

می دانم خدا برای جوانی شهدای مدافع حرم، برای خانوادهایشان که دوست شان داشتند اما از آنها هم گذشتند، برای همسران جوان شان برای نوگلان تازه متولد شده شان، برای آرزوهای شیرین شان چنان اجری می دهد که خودش می داند وبس.

شهدا خوشا به سعادت تان…

فرزند شهید و  همسر شهید”

/انتهای متن/