خانم! چرا کالای ایرانی می خرید؟

خانم های ایرانی این روزها چقدر در خریدهای نوروزی دنبال خرید کالای ایرانی هستند؟‌ چقدر نسبت به خرید جنس ایرانی تعصب دارند؟‌بازار این کالاها چقدر متنوع و مطمئن است؟ برای لباس، دکور خانه، هدیه ها، سوغاتی ها و مخصوصا خوراکی ها چقدر می شود کالای ایرانی را جانشین برندهای خارجی کنیم؟ این ها موضوع گفت و گوهای سایت به دخت با خانم هاست در گیرودار بازار رفتن و خرید کردن نورزوی .

0

چقدر اهمیت می دهید  که خریدهای تان برای عید نوروز از کالاهای تولید داخل باشد؟ چقدر وقت صرف کرده اید که با مناسب ترین هزینه، اجناس باکیفیتی را از تولیدی های ایرانی تهیه کنید؟ اصلا شما که انتخابتان کالای داخلی بوده، چقدر از خریدتان راضی هستید؟ شده است که ضعف یک کالای تولید داخلی را به گوش تولید کننده اش برسانید تا کیفیت تولیداتش را بالاتر ببرد؟


لباس پلوخوری دخترم را بدون  فینگلیش نویسی می خرم

خانم مهدیاری که خودش به نوعی تولید کننده به حساب می آید گفت:

 اصل اقتصاد یک کشور به درون زا بودنش است. در مقیاس کوچک و خیلی دم دستی آدم تا وقتی خودش می تواند غذا درست کند، چرا باید برود از بیرون غذا سفارش دهد و دستپخت کس دیگری را وارد خانه اش بکند؟ اقتصاد مقاومتی هم در اصل همین است. در شاخه های کوچکتر مثل همین غذاست. اولویت با آن کاری است که نفعش به نفع ما یا به نفع نزدیکان ماست. یعنی نیاز خودت را اول خودت تأمین کنی، اگر نتوانستی، از اطرافیان و فامیل تأمین کنی و اگر نشد و کیفیت لازم را پیدا نکردی، از همشهریانت استفاده کنی و در آخر اگر نشد، از هموطنت کمک بگیری. در مواردی می شنویم و حتی کمی هم دیده ایم که محصولی ایرانی با کیفیت مد نظرمان پیدا نمی شود. در اینجا به نظرم اولویت با کشوری است که قرابت و نزدیکی فرهنگی سیاسی بیشتری به ما دارد. اگر اصل اقتصاد مقاومتی درست اجرا شود و همه ما آن را اجرا کنیم، خودبخود خیلی از مشکلات اقتصادی خانواده و به دنبال آن جامعه حل می شود. پس لزوم حمایت از تولید ملی دقیقا مثل همان حمایت از دستپخت ما بعنوان همسر یا مادر در مقابل دستپخت یک مرد غریبه یا یک زن غریبه در یک رستوران است، هر چند غذای رستوران شیک تر و پررنگ و لعاب تر باشد. 

در خانواده ما مسئله خرید تولیدات داخلی خیلی حل شده است. ما نه تنها محصولات موردنیازمان ایرانی است، بلکه دوست نداریم  حروف و اشکال خارجی رویش نوشته شده باشد، خصوصا در حوزه کودک برای دخترم. که متاسفانه در حوزه پوشاک، خصوصا خیلی از محصولات ایرانی، زبان بیگانه رویش نوشته شده است یا از شخصیت های کارتونی غیر بومی استفاده کرده اند. اولویت من و شوهرم این است که جنس ایرانی بدون این اشکال بخریم. البته الان هم باافتخار می توانم بگویم که هیچ لباس پلوخوری ای برای دیدوبازدیدهای دخترم نخریده ایم که فینگلیش نویسی شده باشد.


شکلات خارجی خریدن ظلم است

درمورد اطرافیان هم اغلب همین است؛ مثلا در مهمانی ها اگر با شکلات خارجی پذیرایی کنند، برنمی دارم. اکثر شکلات های پذیرایی اتفاقا خارجی هستند بااینکه تولید داخل باکیفیت درمورد شکلات کم نداریم. برای همین مثلا وقتی شکلات را تعارف کردند اول می پرسم ایرانی است، اگر بگویند نه، می گویم نمی خورم. بعد همین رفتارم بحث را باز می کند. به آنها می گویم که چه شکلات های خوبی در داخل داریم و این کار ما ظلم در حق آنهاست که شما رفته اید خارجی همان سبک را خریده اید. اینها وقتی هم که مهمان ما می شوند، بعد از این که شکلات شان را  میل کردند، می پرسم: راضی بودید؟ ایرانی بوده و تقریبا همیشه با تعجب شان مواجه میشوم. امسال هم منتظرم دید و بازدیدها شروع شود تا با شکلاتهای داخلی که تهیه کرده ایم تبلیغ بیشتری داشته باشیم.


تولیدات پوشاک ایرانی خیلی خوب شده

من و شوهرم تابه حال برای خرید لباسهای نوروزی مان به سراغ پلاسکو می رفتیم. طبقه های بالای پلاسکو تولیدی بود و لباسه ای باکیفیت بالا را خیلی خوب تولید می کردند. البته گاهی با برند خارجی در پایین ساختمان می فروختند ولی چند مغازه ای که از آن خرید داشته ایم، کاملا تولید خودشان بوده. الحمدلله الان تولیدات پوشاک ایرانی، چه کوچکسال و چه بزرگسال، خیلی خوب شده است و دایره انتخاب مان هم وسیع تر. امسال هم مدل هایی را انتخاب کرده ام و با کمک مادرم برای خودم دوخته ام. برای بقیه خریدهایم هم با همین حساسیت دنبال کرده بودم و راضی ام.


با جنس ایرانی هم می شود شیک پوشید

فاطمه لیاقت می گوید: خیلی سال است که ما این باور را داریم که خریدی از تولیدات غیرایرانی نداشته باشیم. از بچگی که مادرم هم همینطور بودند و حساسیت شان را به ما هم منتقل کردند. واقعا دلیل اصلی ما این است که کشور در شرایط اقتصادی ای قرار دارد که نیاز است تک تک ما همراهی کنیم تا این شرایط بد بگذرد. اگر من می بینم مثلا کودک کار داریم و هزار مصیبت دیگر را در جامعه می بینم، حداقل کمک من این است که به جای جنس خارجی از تولیدات داخلی استفاده کنم. با اینکه مجبورم بگردم و خیلی زمان بگذارم و حتی هزینه بیشتر گاهی بپردازم. چون واقعا گاهی جنس خارجی ارزان تر و شیک تر وجود دارد، حتی بعضی وقت ها شماتت هم بابت خریدم از بیشتر فامیل می شوم. اما چون خیلی مصمم بر عقیده مان هستیم کوتاه نمی آییم. بهرحال خرید جنس ایرانی واقعا برای ما تبعات فرهنگی اقتصادی دارد ولی من با کمال میل و با جان دل این تبعات را به دوش می گیرم چون اعتقاد دارم این حداقل کاری است که نسل ما می تواند برای حفظ کشور انجام دهد. نسل های قبلی هم جان شان را گذاشتند و بعضا آبرو و زندگی شان را گذاشتند، بنظرم این حداقل کاری است که برای کمک به وضعیت بهتر از دست من و خانواده ام برمی آید. بخشی از قضیه هم به عرق ملی و باورهای ارزشی برمی گردد و یک بخش هم دیدگاه اجتماعی من است که من اگر می خواهم جامعه ام حرکت روبه رشد داشته باشد، نه تنها باید کالای تولید داخل را بخرم، بلکه خود خریدنم را هم باید جلوه بدهم. مثلا اگر دارم می گردم جنس خوب ایرانی پیدا کنم و معرفی هم داشته باشم، یک بخشش این است که تبلیغش را داشته باشم و بقیه هم ببینند که با جنس ایرانی هم می شود شیک پوشید و خانه را خوب تزیین کرد و دکور عید را تغییر داد. مثلا خودم سالهاست که برای پذیرایی عید از صنایع دستی مثل ظرفهای مینا استفاده می کنم. که تعدادش هم خیلی زیاد نیست. رفتم اصفهان گشتم و در مغازه ها دنبال جنسی گشتم که مثلا کمی بیشتر در تنور بوده و یک قسمتهایی اش دچار مشکل جزیی شده بود که قیمتش برایم مناسب تر باشد.


کار سنتی ایرانی برای د کور خانه و هدیه نوروزی 

اهل دکور هم که اصلا نیستم ولی در همان حدی که برای همه خانه ها لازم است، هر چه داریم از کارهای سنتی ایرانی خریدیم مثل رومیزی و روتختی هایی که بوسیله خانم هایی که می شناسم در داخل خانه تولید شده است استفاده می کنم. هر طور که بشود از سمبل هایی که جنس ایرانی را تشویق می کند استفاده می کنم. یکی از تلاش های دیگر من برای دادن هدیه به مهمان های نوروزمان که خیلی برایم سخت بود این بود که اصلا از کادوهای خارجی استفاده نکنم. ما حتی مسافرت هم که سال گذشته به بوشهر و قشم داشتیم، هیچ جنس خارجی ای را برای سوغات نخریده بودیم. از آنجا هم سبد حصیربافی و عود دست سازی که خودشان درست کرده بودند و ادویه را بعنوان سوغات خریده بودم. قشم جایی ست که واقعا ممکن است خیلی ها در خرید کالاهای خارجی وا بدهند ولی باز هم ما تلاش کرده بودیم که درگیرش نشویم. الان مثلا چای ایرانی را خیلی ها استفاده می کنند، اما قابلمه را نه، همه سعی می کنند ظرفهای پخت و پزشون چدن باشد و تفلون و استیل فلان. که من تقریبا امسال همه را ایرانی خریدم.

حتی شده است  که کسی برای ما کالای خارجی بیاورد، ولی من استفاده اش نکردم و نگذاشتم که وارد چرخه زندگی مان بشود. خیلی هم سعی می کنم اگر مهمانی ای بروم که می دانم و می بینم که از کالاهای خارجی برای پذیرایی و پوشش شان استفاده کردند، موقع مبارک بادی که خواستم بگویم، سعی کردم نگویم که چه جنس شیکی که دو نفر دیگری که در این جمع هستند هم راغب به خریدش بشوند، سعی کردم از خود آن کالا تعریفی نکنم.


کالای ایرانی می خرم تا کارگر ایرانی بیکار نشود

از سما که خیلی در گروه دوستانه ی تلگرام دنبال تونیک های مناسب برای نوروز بود پرسیدم:

علت این همه اهمیت و تأکید بر کالاهای داخلی چیست؟

گفت: دیدن شرح حال زندگی خیلی از تولیدکننده های داخلی، دیدن کسادی بازار داخلی خیلی تاثیر زیادی داشت. اینکه تا جایی که از دستم برمی آید کالای ایرانی بخرم تا کارگر ایرانی بیکار نشود. به غیر از اینها دیدم با خریدهای اولیه چند جنس ایرانی که تعریف شان را شنیده بودم ضرری نکردم و توانستم با هزینه مناسب تری کالای خوبی داشته باشم. برای همین خیلی تشویق شدم به خرید بیشتر سایر اجناس برای تعطیلات امسال.

ولی واقعا محصولات ایرانی مرغوب درمقابل کالای خارجی خیلی کمتر است و متقاضی باید خیلی بگردد تا پیدایشان کند که این باعث خستگی می شود، البته که به تازگی تبلیغات شان خیلی بهتر شده است. رهبری هم از ما خواسته اند که محصولات داخلی  را با تعصب تمام استفاده کنیم و دنبال برندها نباشیم و خارجی آن چیزهایی که مشابه داخلی دارد را مصرف نکنیم. ما هم دقیقا همین تعصب را داریم. این تعصب، حس کمی نیست، یک کار بزرگ است.


تعطیلی یا تعدیل نیروی کارگاه های تولیدی

از خانمی که بقول خودش خیلی حزب اللهی است  ولی بیشتر اجناس تزیینی خانه و خوراکی های فرزندان و لباسه ای تن شان خارجی است هم می پرسم  که چرا کالای ایرانی مصرف نمی کنند؟

می گوید: ما خیلی دوست داریم ایرانی بخریم اما هر بار نمی شود. هم فرزندانم بشدت با شکلات های برند خارجی عادت کرده اند و مزاج شان با شکلات های ایرانی به هم می ریزد و هم دست خودمان در خرید، سمت همین کالاها می رود. راستش حتی براق کننده های لوازم استیل و شوینده های مان را هم نمی توانیم ایرانی بخریم از بس از مارک های خارجی و حتی بوی مواد شوینده اش راضی هستیم. سالهاست که فکر می کنیم ایرانی ها درس شان را پس داده اند.

برایشان ناراحت هستیم که چرا نمی توانند پیشرفت کنند و فقر در خیلی از نقاط کشورمان دیده می شود اما کاری ازین جهت از ما برنمی آید. همسرم دست به خیر است، سعی می کنیم از این طریق جبران کنیم. اتفاقا همسرم تعریف می کرد که سمت محل کارش که شهرک صنعتی است، حدود نصفی از کارگاه های تولیدی  از پارسال تعطیل شدند و خیلی ها هم تعدیل نیرو کرده اند. گاهی برخی ها هم راضی هستند که اجناس تولیدی شان را به قیمت تمام شده رد کنند تا پولش را در بانک بگذارند و در اسنپ کار کنند.


اصل، ‌اعتماد مردم است

می پرسم: به نظرت به حمایت دولت نیاز داشتند یا مردم؟

می گوید:  دولت که حمایتی نمی کند هیچ، فقط با گرفتن مالیات اذیت شان می کند، برای همین راغب به تعدیل می شوند. به نظرم اصل، اعتماد مردم است که اگر بتوانند اعتماد کنند و خرید کنند، مشکلی پیش نمی آید. از طرفی جنس بی کیفیت با ظاهر خوب چینی هم ارزانتر است و مردم ترجیحش می دهند. یک سری از تولیدکننده ها هم جعل برند انجام می دهند که اغلب در پوشاک این اتفاق می افتد. که چون فروش شان کم است و ما هم برندگرا هستیم، جعل ها زیاد شده است. مثلا ما یک سری از لباس های عید را از مغازه ای خریده بودیم که برند ترک داشت ولی متوجه شدیم تولید داخل است. بخاطر سلیقه مردم مجبور شده بودند از برند ترک استفاده کنند.


به خاطر خرید جهیزیه ی تمام ایرانی می خواهم ازدواج کنم!

مطهره که دغدغه نخریدن لباس غیرایرانی را برای امسال داشت می گوید:

 به لطف چندین سال تلاش برای جایگزینی کالای ایرانی به جای خارجی، برندهای ایرانی زیادی بلد بودم که کیفیت قابل قبولی دارند اما مقاومت درمقابل لباس های خوشگل و گاهی ارزان خارجی واقعا سخت بود، عین روزه بودن کنار سفره رنگین شده بود.  برای همین یکی از ایده هایی که امسال برای نوروز پیاده کردم که اتفاقا تا الان من و دخترها و همسرم راضی هستیم، دوختن همان مدل خارجی به جای خریدن بود. که تقریبا با نمونه خارجی شان تفاوت خاصی ندارند. حُسنش این بود که دو تا پیراهنی که برای دخترانم سفارش دادم دوخته شود، به قیمت خرید یک دانه ی خارجی اش درآمد. برای ما مهم بود که پولی که از زحمت حلال بدست آوردیم به دست یک هنرمند ایرانی برسد و نه دلال و قاچاقچی و واسطه. این هم سنگر ماست. باید در این سنگر بجنگیم. آنقدر این روحیه ی ما در اعضای خانواده مان اثر مثبت گذاشته است که خواهر همسرم وقتی مهمان خانه مان بود و می دید که تمام لوازم مان را ایرانی کرده ایم، به شوخی می گفت: من فقط به خاطر خرید جهیزیه ی تمام ایرانی می خواهم ازدواج کنم! این روزها هم که روزهای خرید نوروزی داغ شده است، تمام تلاشم را می کنم که وارد هر مغازه ای که شدم، حتی اگر نوشته روی کالا را هم دیدم، باز با اشتیاق از فروشنده بپرسم این ایرانی ست؟ مطمئنم اینطوری فروشنده می فهمد که ما جماعت زیادی هستیم که اجناس ایرانی دوست داریم و باید متناسب با فراوانی این تقاضا، عرضه کالای ایرانی را بالا ببرد.

/انتهای متن/