برای هزینه های سرسام آور درمان ناباروری فکری بکنید

هر چند که در خبرها از بیمه های نا باروری و کمک هزینه ها و اتفاقات خوب در این باب حرف می زنند اما اگر پای صحبت های زوج های نابارور بنشینید، خواهید دید و شنید که در پشت پرده برای زنانی که مادران بالقوه حساب می شوند، هزینه های سرسام آور درمان ناباروری و سقط مکرر قوز بالا قوزی است بر مشکل ناباروری که ظاهرا هیچ سازمان و مقام مسئولی هم برایش فکری نکرده است.

1

پرده اول: دائم با اضطراب دروني اش در جدال است. اين را مي توان از لرزش پاهايش فهميد. اخلاقش به کلی تغییر کرده. دیگر نمی تواند مثل سابق بافتنی ببافد. حتی نمی تواند بیشتر از نیم ساعت پای گاز آشپزخانه بایستد. کلافه است. دائم غر می زند. تا چند ماه پیش وضعیت بهتری داشت اما گويی در ماه های اخیر هر روز که می گذرد، بدتر می شود. یکی دو سالی هست که دوست دارد بچه دار شود اما گویی کار گره خورده است.

پرده دوم: کلی هزینه و  رفت و آمد و حرص و جوش و اذیت و … برای بچه دار شدن و سه بار بچه اش را در میانه بارداری از دست دادن، راحت نیست.  نمی داند آیا همسرش راضی می شود که با دیگر در زیر بار هزینه های یک بارداری پر خطر برود، هزینه هایی که تا به امروز همه سرمایه های زندگی آن ها را به باد داده است.

پرده سوم: چند ساعتی  بود  که در مرکز ناباروری در انتظار نشسته و در افکار خودش غرق شده است. همهمه و ازدحام زوج هاي نگران فضاي سالن را پر كرده است.

چيزي كه اینجا در چهره اغلب مراجعه كنندگان به وضوح دیده می شود اميد به نتيجه درمان است. گاهي همين احساس باعث مي شود كه برای این مادران که انتظارهایشان 9 ماه که چه بگویم گاهی به 9 سال کشیده است دشواري هاي طول درمان چندان آزاردهنده هم نباشد، این جا همه کس با هر لهجه و فرهنگی دیده می شود زوج هاي نابارور از شهرستان هاي دور و نزديك آمده اند، یکی می گوید: که به امید جوابی از پدرش هزینه های درمان را قرض گرفته است و دیگری می گوید اگر بداند در پس این تلاش ها نتیجه ای است ساعت ها و ساعت ها در پشت این اتاق در این اتاق انتظار شلوغ می نشیند.

همه پرده هایی که در بالا از مقابل چشم شما کنار رفت، رازهای پشت پرده کسانی هست که من به آن ها مادران بالقوه می گویم.

بخش اعظم این مادران یک تراژدی دنباله دار دارند، گاهی آن قدر تلخ و غم انگیز  است که دیگر هیچ چیز زندگی آن ها را شیرین نمی کند.

شاید قابل درک نباشد، شاید برای کسانی که کفش های پر خار این مادران را نپوشیده اند. این کفش های پر خار داستان پر ماجرایی دارد، داستان پر ماجرا از رنج یک مادر آرزومند.

حرف  اخر این که دنیای پشت پرده درمان ناباروری مانند خبرهای خوشش زیبا و دلنشین نیست، هر چند که در خبرها از بیمه های نا باروری و کمک هزینه ها و اتفاقات خوب حرف می زنند اما اگر پای صحبت های این مادران بنشینید و نغمه غم انگیز آن ها را گوش کنید خواهید دید و شنید در پشت این پرده از این خبرها نیست، هزینه های سرسام آور درمان ناباروری و سقط مکرر قوز بالا قوزی است که مادران بالقوه جامعه ما تجربه می کنند، هزینه هایی که غالباً در گروه استثنائات بیمه ها و بیمه های تکمیلی قرار می گیرد.

جدای از ماجرا ناخوشایند بار اقتصادی درمان ناباروری این مادران از نبودن حمایت اجتماعی هم به اندازه نبود حمایت های مالی رنج می برند، شاید نتوان باور کرد اما در بیمارستان های ما حتی بیمارستان های خصوصی و لوکس و لاکچری تخت مادری که فرزندی را از دست داده است درست در کنار تخت مادریست که از تولد فرزند سالمش سرشار از شعف است و خدا می داند که آن مادر …

این بار هم خواه و نا خواه باید صاف برویم در خانه مسئولین و به آن ها بگوییم که  هزینه های سرسام آور درمان ناباروری، سقط مکرر و کنترل بارداری های پر خطر کار را به جایی رسانده است که برخی از زنان با تمام عشقی که در وجودشان بوده است، عطای مادری کردن را به لقایش ببخشند.

نبودن حمایت های اقتصادی و اجتماعی در بیمارستان ها و مراکز درمان ناباروری، داستان تراژیک این مادران بالقوه است. که انتظار دارند حرف های شان را بشنوید و برای شان کاری کنید.

/انتهای متن/