زن مسلمان امریکایی:

قرار بود مبلغ مسیحیت شوم

خبر ویژه: بعد از دستگیری آنقدر مرا شکنجه دادند که بعد از این که در نزدیکی خانه مان آزادم کردند، فقط آدرس منزل مان یادم بود. این بخشی از خاطره رضوانه دباغ است از زندان ساواک در سال های مبارزه که در نشست “زن تراز اول انقلاب” مطرح کرد.

0

نشست “زن تراز اول انقلاب” شنبه 12 اسفند 1396 با حضور یک زن مبارز انقلابی و یک زن مسلمان امریکایی  به همت کانون فرهنگی بانو امین و مدرسه علمیه فاطمیه برگزار شد تا نقش مهم زنان در پیدایش و حفظ انقلاب اسلامی را نشان دهد.

انقلاب اسلامی و پیوستن قرآن و عترت

هدف از برگزاری این نشست بررسی نقش مهم زنان در بیداری و حفظ انقلاب اسلامی قبل و بعد از انقلاب بود. در شروع نشست معصومه طاهری عضو شورای مرکزی کانون فرهنگی بانو امین بعنوان برگزار کننده ضمن اشاره به حوادث صدر اسلام بعضی  انحرافات که در حکومت های بنی امیه و بنی‌عباس پدیدآمد، تاکید کرد:

“بعد از 1400 سال انقلاب اسلامی در بعدی وسیع قرآن و عترت را به هم متصل کرد و باعث گرایش بسیار به اسلام و شیعه حتی در جهان غرب شد.خیلی زیاد شد، چنانچه مرکز پژوهشکده ادیان و مذاهب انگلیس معروف به لیوسرم در سال 3013 میلادی جمعیت مسلمانان جهان را یک میلیارد و 600 میلیون نفر و تعداد شیعیان را 400 میلیون نفر اعلام کرد. این در حالی بود که تعداد شیعیان تا قبل از پیروزی انقلاب تنها 100میلیون نفر بود.”

طاهری در ادامه با بیان نقش مهم زنان در بیداری و حفظ انقلاب چه قبل از پیروزی انقلاب چه در زمان دفاع مقدس، از خانم طاهره دباغ را به‌عنوان سمبل شجاعت یاد کرد که مقام معظم رهبری در پیام به مناسبت ارتحال شان، از اقدامات خانم دباغ فرماندهی سپاه همدان و عضو هیات اعزامی  امام خمینی برای رساندن نامه ایشان به گورباچف تجلیل بسیاری نمودند.

بعد از مادرم ساواک سراع من آمد

رضوانه دباغ دختر مرحوم طاهره  دباغ سخنران بعدی نشست بود که در سخنانش گفت:

” 14 ساله بودم که مادرم را دستگیر و بازجویی و شکنجه کردند بطوری‌که بدن مادرم براثر شدت شکنجه عفونت کرد و مأموران رژیم مجبور شدند ایشان را به بیمارستان منتقل کنند. مادرم ازآنجا به کمک شهید محمد منتظری فرار کردند و به لبنان رفتند.

بعد از دستگیری مادرم عوامل ساواک که نتوانسته بودند حرفی از او بکشند به خانه ما آمدند و مرا دستگیر کردند. من در آن زمان محصل بودم و در مدرسه اعلامیه پخش می‌کردم. بعد از دستگیری مرا زیاد شکنجه دادند و چند هفته بعد در نزدیکی خانه مان آزادم کردند. براثر شکنجه زیاد فقط آدرس منزل مان یادم بود و بعدازآن به بیماری روماتیسم قلبی مبتلا شدم. خلاصه بنظر من  باید قدر انقلابی را که با زحمت زیاد به دست آمده بدانیم و از ولایت ‌فقیه غافل نشویم.”

تو قرار بود مبلغ مسیحیت بشوی 

سخنران بعدی نشست خانم هاجر حسینی مسلمان امریکایی بود که 38 سال قبل به دین اسلام مشرف شده است. وی در سخنرانی خود از خانواده خود گفت:

“پدرم برای تربیت من خیلی زحمت کشید. می‌خواست که من یک مبلغ کاتولیک شوم. من از خدا می خواستم تا به من کمک کند تا حقیقت را بخوبی بشناسم. دانشجوی ارشد ارتباط بودم که شاه فرار کرد و انقلاب پیروز شد. قبل از آن جریانات انقلاب را دنبال و از آن حمایت می‌کردم. زمانی هم که امام خمینی در نوفل ‌لوشاتو حضور داشتند، دوست داشتم ایشان را از نزدیک ملاقات کنم که این فرصت فراهم نشد.

زمانی که شاه به آمریکا آمد، جلساتی به مخالفت با ایشان در دانشگاه برگزار کردیم که دریکی از این جلسات شهید مقدم یک سخنرانی داشت با موضوع امام خمینی و امام حسین (ع). صحبت‌های ایشان مرا خیلی تحت تأثیر قرارداد و حدود یک سال درباره اسلام مطالعه کردم و خیلی راغب شدم که مسلمان شوم. اسقف و گروه ما خیلی از این موضوع ناراحت شدند و به من گفتند که تو قرار بود مبلغ مسیحیت بشوی حالا می‌خواهی از دین خارج شوی! اسقف بشدت با این تصمیم من مخالف بود و مرا تهدید کرد که از ارث محرومم می‌کند. من هم باکمال ادب گفتم که شما برای من خیلی زحمت‌کشیده‌اید اما من گمشده خود را پیداکرده‌ام. بعد از مدتی که رفتار و روش مرا دیدند، رابطه ‌شان با من بهتر شد و دیگر مشکلی با مسلمان شدنم نداشتند.”

/انتهای متن/