آموزشی جنسی در ایران : آری یا نه

آموزش جنسی چه حدود و رویکردی باید داشته باشد، برای چه و برای که لازم است، دنیای جنسی سالم چیست و ارزش های جنسی کدامند، آموزش جنسی صحیح چه ویژگی هایی دارد، دخیل کردن انگاره تدبیر و نگاه ایجابی در آموزش جئسی و تقویت جایگاه خانواده در آموزش جنسی سرفصل مباحثه هایی بود که در نشست “بایسته ها و اصول حاکم بر آموزشی جنسی در ایران” توسط تنی چند از اساتید و صاحبنظران مطرح شد.

6

مرکز تحقیقات زن و خانواده ٧ اسفندماه نشستی تخصصی با موضوع “بایسته ها و اصول حاکم بر آموزشی جنسی در ایران” برگزار کرد. ضرورت آموزش جنسی در ایران، لزوم تربیت جنسی توسط والدین و پیشنهاداتی در این رابطه از جمله بحث های مطرح شده در این جلسه بود. حجت الاسلام زیبایی نژاد، دکتر فریبا علاسوند، دکتر عفت السادات مرقاتی خویی و دکتر نرگس سجادیه ار جمله سخنرانان این نشست تخصصی بودند.

 

مخالفتی با تربیت جنسی وجود ندارد

نشست با پخش مستندی در رابطه با آموزش جنسی آغاز شد.

سپس حجت الاسلام محمدرضا زیبایی نژاد رئیس مرکز  تحقیقات زن و خانواده که مدیریت جلسه را نیز برعهده داشت، اظهار داشت:“در کشور ما به سه دلیل ضرورت آموزش جنسی مطرح شده؛ ناامنی جنسی و تجاوز جنسی نسبت به کودکان، شیوع بیماری های جنسی مانند ایدز و معضلاتی در مناسبات جنسی و زناشویی که به سردی کانون خانواده و طلاق و خیانت انجامیده است. از سال ٧۸ به بعد در ایران اقداماتی ملی و بین المللی در حوزه ی درمانی و آموزشی به منظور آموزش جنسی انجام شده؛ مثلا اقدامات درمانی در کلینیک های مثلثی و مراکز گذری و سازمان های مردم نهاد که آموزش، مشاوره و خدمات را شامل می شود و دادن سرنگ و کاندوم از کارهای آنان بوده یا راه اندازی رشته ی سلامت خانواده در دانشگاه و آموزش هایی به مربیان و دانش آموزان. در واقع در کشور ما مخالفتی با تربیت جنسی در جامعه وجود ندارد اما این آموزش حدودی باید داشته باشد. سوال این است : اگرآموزش جنسی بخواهیم چه رویکردی باید داشته باشیم؟”

 

آموزش جنسی هدفی والا دارد

دکتر عفت السادات مرقاتی خویی سکسولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ابتدای بحث خود گفت: “دلیل اینکه مردم در برخی فرهنگ ها با آموزش جنسی مخالفند این است که نمی دانند برای که و برای چه باید این آموزش انجام شود. اما کسانی که موافق آموزش جنسی اند، آن  را برای تحقق هدفی والا می دانند تا زوجین در قالب هنجار جامعه از موهبتی که خدا عطا کرده بتوانند بهترین استفاده را ببرند و از زندگی و روابط خود لذت برده و به آرامش برسند. از طرفی آموزش جنسی به لحاظ علمی و ارزشی تنها محافظت از بروز بیماری های  جنسی و عدم بروز تجاوزات جنسی به کودکان نیست، بلکه ٧٢ درصد زن و شوهرها نمی دانند از موهبت جنسی چطور استفاده کنند و مردان وجود زن را به دلیل تربیت غلط نمی شناسند. متأسفانه نگاه مان این است که به نوجوانان و جوانان قبل ازدواج نباید آموزش دهیم چون بیدار می شوند و درآموزش های مان  هیچ اثری از ارزش جنسی وجود ندارد. در سیستم ارزشی ما دنیای جنسی هیچگونه هنجار و ساختاری ندارد و اکثر افراد بدون آموزش در سیستم آموزشی وارد زندگی زناشویی می شوند.”

 

 دنیای جنسی سالم را از ناسالم بازنمی شناسند

این استاد دانشگاه اضافه کرد:

“ما افراد را برای تشخیص فضای سالم از غیر سالم تعلیم نداده ایم. مثلا زنان زیادی به من مراجعه می کنند که ده سال از زندگی شان گذشته و مورد خشونت قرار دارند ولی هنوز نمی توانند فضای سالم و غیرسالم را تشخیص دهند و به سکوت اکتفا می کنند. البته مردانی هم هستند که در فضای زناشویی مورد خشونت جنسی قرار می گیرند. پس افتراق دنیای جنسی سالم و ناسالم ضمانتش آموزش جنسی با عینک پیشگیری است. همچنین هستند افرادی که تعامل جنسی با همسر خود دارند و به دلیل عینک اعتماد در معرض بیماری های جنسی قرار دارند و قدرت تشخیص آلودگی ها را ندارند. البته نباید همسران مداوم یکدیگر را مورد بازجویی قرار دهند اما روش هایی را برای محافظت جنسی باید بکار ببرند. بنابرین خلط میان اعتماد جنسی به همه انسان های پیرامون  خود و آموزش محافظت از خود، باعث شده مخالفان زیادی در مورد آموزش مسائل جنسی در ایران داشته باشیم.”

 

در آموزش جنسی باید چندرشته ای کار کرد

وی در پاسخ به سؤال آقای زیبایی نژاد که چه کسی روابط سالم را از ناسالم را تشخیص می دهد، گفت: “ارزش گذاری روابط سالم و ناسالم، ابتدا توسط زن و شوهر تعیین می شود و هیچ متخصص و پزشکی نمی تواند نسخه ی خوب و بد بپیچد، اما در آموزش جنسی باید چندرشته کار کرد، ای یعنی  یک سکسولوژیست، پزشک، رواشناس، کارشناس اخلاق وغیره  باید این جمله را به زوجین گوشرد کنند که زمانی این رابطه ارزشمند است که هر دو در رابطه راضی باشند و احساس ابزار شدن به هیچ کدام از طرفین نباید دست بدهد.”

 

نباید مرعوب جریانات فکری غالب غرب شویم

فریبا علاسوند، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده  نیز به رویکردهای متفاوت در بحث آموزش جنسی اشاره کرد و گفت:“در بحث آموزش جنسی رویکرد های متفاوتی از جمله رویکرد پزشکی، دینی، حقوقی و غیره داریم ولی نباید مرعوب جریانات فکری غالب غرب شویم، زیرا آنها مسأله رابطه جنسی را با حقوق بشر برابر می دانند. با این نگاه مسأله ای حل نمی شود و بیشتر اختلاف پیدا می شود. چون آموزش جنسی در کشور ما و اسناد کشورهای غربی یکی نیست و آن ها تحت عنوان واژه عدالت جنسی خوانش دیگری از آموزش جنسی دارند.”

 

موافقین آموزش جنسی برنامه مشخصی ندارند

خانم علاسوند اضافه کرد:

 “در خانواده ایده آل و آرمانی زن و مرد هر دو باید به بسندگی جنسی برسند اما مشکل زمانی است که وقتی در شرایط ایده آل نیستیم نمی دانیم باید چه کنیم؟ نباید گارد مخالف در مورد بحث آموزش جنسی گرفت اما کسانی که موافق بحث آموزش جنسی هستند  به طور مشخص به ما نگفته اند که برنامه شان چیست و مبتنی بر چه اصول و مبانی می خواهند این کار را شروع کنند و برای رسیدن به چه اهدافی؟ پس وقتی برنامه و مرز معناشناختی مشخصی نداریم، متأسفانه باید شاهد برخی آموزش های غلط در مهد کودک ها و سوء استفاده از معصومیت کودکان باشیم. پس اولا باید  نهاد متولی را برای بحث آموزش جنسی مشخص کنیم و ایمنی فرهنگی ایجاد کنیم. دوم در تربیت جنسی کنترل و خویشتن داری مهم است و باید به افراد یاد دهیم که آن ها در خویشتن داری ناتوان نیستند. سوم در الگوی خانواده سالم براساس فرامین اسلامی شرایط ازدواج بهنگام را فراهم کنیم و چهارم جدای از گروهی که به طور مشروع ازدواج می کنند، در بخش مخاطب ناسالم اینکه از چه کسانی و در چه گروه سنی شروع کنیم، بسیار مهم است.”

 

انگاره های غلط نسبت به آموزش جنسی

دکتر نرگس سجادیه عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران صحبت خود را با بیان چند انگاره در ایران نسبت به بحث آموزش جنسی آغاز کرد:“انگاره ای در  ادبیات ما رایج بوده که انسان را قدسی دیده و ابعاد زمینی انسان را کمتر می بیند و همین باعث شده ما همواره یک گفتمان انکار و سکوت راجع به امر جنسی داشته باشیم. ما نگاه بدبینانه به بدن داریم و دختران و پسران از نشانه های بلوغ خجالت می کشند و والدین هم این مسأله را نادیده می گیرند. در حالیکه بدن نقطه شروع  رسیدن به حیات طیبه است و با این نگاه، بعد جنسی انسان به رسمیت شناخته می شود. ما نگاه تفکیکی و تونلی به امر جنسی داریم که آن را از زندگی انسان مجزا می کنیم اما باید بعد جنسی را به عنوان ابعاد آمیخته با زندگی بشر در نظر بگیریم و اتفاقا بچه ها باید یاد بگیرند که در هر موقعیتی به بعد جنسی قضایا هم توجه کنند چون گاهی بچه ها نمی توانند محیط، طرف مقابل و احساسات خود را که بعد جنسی هم در آن دخیل است، بشناسند و همین آنها را دچارمشکل می کند. ما نگاه رویدادی و آنی به امر جنسی داریم و فقط فاز آخر کنش جنسی را می بینیم، در حالی که اگر نگاه فاز بندی به مسأله جنسی داشته باشیم. با توجه به مقدمه ها بهتر می توانیم  فرآیند را کنترل کنیم و آموزش های امن به افراد بدهیم که حساسیت برانگیز هم نباشد.”

 

کنش گری جنسی، گفتگو و رضایت دوطرفه

این استاد دانشگاه افزود:

“انگاره مهار و کنترل در آموزه های ما  باید به انگاره “تدبیر” تبدیل شود. نباید در آموزش فقط به انگاره های سلبی بپردازیم  و از یک سنی نگاه ایجابی هم باید داشته باشیم. ما به جای استفاده از انگاره های تک ریشه ای به کنشگری جنسی  فارغ از موقعیت فرد، پیشینه و طبع او باید به سمت انگاره های متنوع تر و موقعیتی و مشروع حرکت کنیم. فقه شیعی یکی از منابعش عقل است و آموزه های فقهی پشتوانه عقلی دارند. درفقه ما بحث اضطرار و  در موقعیت های مختلف راه های برون رفتی مطرح است. بر این اساس ما می توانیم به تفسیرهای وسیع تری از تمکین برسیم. همچنین در کنش گری جنسی گفتگو باید صورت بگیرد، چون اگر دراینجا رضایت دوطرفه نباشد، رابطه پایدار نیست و فرد در جایی نامناسب این احساسش را سر ریز می کند. باید در رابطه جنسی از نگاه تک لایه ای به مسئولیت های جنسی  به نگاه چندلایه ای برسیم. یعنی در رابطه جنسی فقط من نیستنم، طرف مقابل، جامعه، پیامدهای مختلف و مسئولیت های مترتب بر آن هم هست.”

تعامل فعال با جوامع بین المللی

دکتر سجادیه ضمن با تاکید بر گفتمان سازی در مجامع بین المللی در این زمینه  گفت:

” اعتقاد من این است در مجامع بین المللی باید در پی گفتمان سازی باشیم و وارد تعامل فعال با جامعه بین المللی شویم. ما باید جرأت دیدن قابلیت های خود را پیدا کنیم و به جای انگاره ی فرودستانه و فرادستانه نسبت به غرب باید به انگاره ی  معقول و منصفانه و یک نوع تبادل پایاپای برسیم.”

جایگاه خانواده در آموزش جنسی باید تقویت شود

این استاد فلسفه تعلیم و تربیت در بیان راهبردهای ایجابی در آموزش جنسی هم اظهار کرد:

 ” جایگاه خانواده و روابط والد و فرزندی باید تقویت شود؛ متأسفانه والدین گفتگوی مؤثری با بچه ها حتی در مورد مسائل روزمره ندارند. حتی برخی خانواده ها در مورد مسائل بلوغ شانه خالی کرده  آن را به عهده مدرسه و جاهای دیگر می گذارند.

تربیت جنسی ما از دو منظر باید مورد توجه قرار گیرد. ماهیت و گروه هدف؛ از نظر ماهیتی، تربیت جنسی باید از جامعیت لازم برخوردار باشد یعنی محدود به ابعاد فقهی و پزشکی نشود و تمام ابعاد امر جنسی مدنظر قرار گیرد. در مورد گروه هدف، اول گروه خانواده و والدین است که به واسطه ی تقویت گفتگو از دو جنبه ی محتوایی و ساختاری باید آنها را تقویت کنیم. والدین و فرزندان  بدانند در مورد چه حرف بزنند و چگونه گفتگوی مداوم بین آن ها صورت گیرد. البته به نظر من در مورد کودکان نظام رسمی نباید وارد تربیت جنسی شود و نظام رسمی فقط باید خانواده ها را آموزش دهد.

باید تربیت جنسی را گام بندی کنیم؛  آموزش مهارت ها را به مراحل ” پیش از برانگیختگی جنسی”، “کنش گری فعال جنسی”  و “پسا برانگیختگی” تقسیم کنیم. فاز آخر در مورد گروه هدف خاصی است که فرض بر این می باشد که آن ها در معرض ارتباط جنسی هستند و از طریق گزارش والدین، خود اظهاری بچه ها و والدین مدرسه شناسایی شده و باید آموزش جنسی خاص ببینند تا به کاهش خطر در این گروه منجر شود.”

اول رابطه همسری بعد نقش پدرو مادری

حجت الاسلام زیبایی نژاد در تکمیل راهبردهای ایجابی اضافه کرد:

 “تجربه نشان داده تأکید زیاد بر نقش پدری و مادری باعث می شود ارتباط خوبی بین والدین و فرزند صورت . بنابراین اول باید رابطه درست بین همسران شکل بگیرد. یعنی اگر در ابتدای کار دنبال تقویت رابطه والد و فرزندی باشیم به نتیجه نمی رسیم.”

/انتهای متن/