زن آیا با عسروحرج باید زندگی کند؟

حسن معاشرت و داشتن رابطه زناشویی سالم، یکی از حقوق واجب زندگی مشترک برای زوجه است، اگر زوج از وفا به آن خودداری کند یکی از مصادیق عسروحرج زوجه محسوب می شود. تاکید قانونگذار بر ادای درست این حق واجب برای زوجه و وادار نمودن زوج به انجام وظایف زناشویی در مسیر صحیح است.

1

افسانه از زندگی با سروش گله مند است و از آن دل خوشی ندارد. ناراضی است چون به حق و حقوق او توجه نمی شود. ناراضی است چون با عشق و امیدی وارد زندگی مشترک شد و با همه تلاشی که کرده، بهره ای از زندگی مشترک بخصوص در رابطه زناشویی اش نبرده است. خودش تعریف می کند:

 پنج  سال است با سروش مردی که دوستش داشتم و او هم مرا برای زندگی مشترک  مناسب دیده بود، بطور کاملا سنتی ازدواج کردم.

فقط همان اوایل زندگی نسبتا خوبی داشتیم. من سرکار می رفتم و سروش هم تا دیروقت سرکار بود. من دیر آمدن سروش را پذیرفته بودم چون می دانستم که شغلش ایجاب می کند که تا دیروقت کار کند.

 یک سال اول زندگی مثل خواب و رویا بسرعت گذشت. کم کم رابطه سروش با من سرد شد. غیر از دیر آمدن، در هفته چند روز هم خانه نمی آمد، اگر هم می آمد با من اصلا کاری نداشت، نه حرف و سخنی بین مان داشتیم و نه کلمات دلگرم کننده ای میان مان رد و بدل می شد. زندگی مان در خاموشی و سکوت می گذشت. من از این وضع البته راضی نبودم. هر چه به سروش  می گفتم و از او خواهش می کردم، اصلا به من توجه و علاقه ای نشان نمی داد و می گفت اینطوری راحت ترم؛ و من اصلا علاقه ای به رابطه زناشویی ندارم. درحال حاضر از بس به خودم فشار آورده ام، چیزی نمانده که هم از نظر فکری و روحی و هم از نظر جسمی بیمار شوم. از پنج سال زندگی مشترک بیشتر از چهار سالش را  هیچ رابطه ای با شوهرم نداشته ام.

ضمن این که سروش برای هزینه زندگی هم هیچ پولی نمی دهد. حتی پول پیش خانه را هم من داده ام که به اسم اوست.

بالاخره این اواخر مشکلم را با خانواده ام در میان گذاشتم. البته از قبل هم نظر آنها را می دانستم. یک مشکل بزرگ من در این مورد، عقیده خانواده ام است. به من گفته اند با هر شرایطی هست باید به زندگی ات ادامه بدهی. پدرم مخالف طلاق است و ما هیچ فرد مطلقه ای در خانواده نداریم. اصلا در خانواده ما طلاق مثل مرگ و مثل کفر است. نه تنها پدرم، بلکه همه اقوام و فامیل ما اینطور هستند.

از یک طرف سروش تهدیدم می کند که نه طلاقت می دهم و نه می گذارم طلاق بگیری. گفته که در صورت پا گذاشتن به دادگاه خودم و یا کسانی را که دارم می فرستم تا بلایی سرت بیاورند که طلاق از یادت برود. باید همینطور زندگی کنی. از طرف دیگرهم پدرم تهدیدم می کند که اگر طلاق بگیری حق نداری اسم مرا بیاوری و به خانه ام بیایی. من مانده ام چکار کنم.

راستش از سروش خیلی می ترسم. هرکاری ازش برمی آید. و اگر بخواهم طلاق بگیرم از طرف خانواده خودم هم طرد می شوم و تنها و بی کس می مانم.

البته خودم هم با طلاق موافق نیستم. من از این مرد چیزی نمی خواهم. می خواهم همینطور اسمش در شناسنامه ام باشد ولی بتوانم از او جدا زندگی کنم که این را هم اجازه نمی دهد و برای همین هم تهدیدم می کند.

من واقعا نمی دانم آیا کس دیگری در زندگی او هست که نیازهایش برطرف می شود یا نه. در هر حال من نمی توانم این زندگی را تحمل کنم.

می خواهم بدانم آیا من حق داشتن یک زندگی بدون ترس و واهمه و بدون حضور مردی که تنها وسیله زجر و شکنجه من است را دارم یا نه؟

 پدرم و شوهرم دو مرد زندگی من هستند که هر دو راه را بر من بسته اند.

چطور می توانم راحت زندگی کنم؟

به کارشناسان مختلف مراجعه کرده ام و مشاوره های مختلف دریافت کرده ام اما او حاضربه آمدن نزد هیچ مشاوری هم نیست.نهایتاً همه مشاوران مرا به مشاوره حقوقی توصیه کرده اند تا از این  لحاظ راه چاره ای پیدا کنم.

پاسخ:

داشتن زندگی سالم و معاشرت خوب بین زن و شوهر، اولین حق برای زوجین در زندگی زناشویی است. منظور از حسن معاشرت و رابطه زناشویی داشتن رابطه ایست که در آن وظایف زناشویی در مسیر صحیح خود قرار بگیرد و باعث ایجاد امنیت روحی و عاطفی و علاقه بین زوجین گردد و از همین مسیر هم نسل آنها ادامه پیدا می کند و کانون خانوادگی حفظ می شود.

در صورت عدم انجام وظایف زناشویی از ناحیه زوج، برای زوجه مشکلاتی بوجود می آید در اثرمحروم شدن از یک رابطه صحیح و سالم و شرعی زناشویی  که ازحقوق واجب اوست. در اصطلاح حقوقی گفته می شود که برای زوجه در این حالت عسروحرج ایجاد شده است.

 طبق قانون آنجا که مرد نه به وظایف زوجیت عمل می کند و نه طلاق می دهد، زوج ناشز حساب می شود. در این صورت  دادگاه زوج را احضار می کند و در صورت اثبات عسروحرج زوجه، به زوج تکلیف می کند که همسرش را طلاق بدهد و در صورت خودداری از این مسئله، دادگاه خود به نمایندگی از حاکم شرع زوجه را طلاق می دهد.

در واقع در این موارد که زوج از وظایف زناشویی خود که یکی از حقوق مسلم زوجه است، خودداری می کند، در صورت عدم اصلاح مسیر زندگی، حق طلاق به زوجه تفویض می شود و او می تواند با اثبات عسروحرج از دادگاه درخواست طلاق نماید.

عسروحرج را اینطور تعریف کرده اند: هر عملی که انسان را به تنگنا و سختی اندازد و دشواری و سختی هم داشته باشد. ضابطه تعیین مصداق عسروحرج، عرف است. عسروحرج انواع مختلفی دارد که یکی از آنها عسروحرج دراثر نشوزمرد است.

برخلاف انواع دیگرعسروحرج که در زیر می آی و ممکن است در زندگی مشترک برای زوجه بوجود آید، در مورد نشوز مرد فقط ادعای خود زوجه برای اثبات آن کافی است:

  1. استنکاف زوج از پرداخت نفقه
  2. ترک زندگی مشترک
  3. غیبت طولانی زوج از زندگی مشترک
  4. حبس قطعی و طولانی مدت زوج
  5. جلوگیری از بچه دار شدن زن

 6.عقیم بودن به هر دلیلی

  1. ازدواج زوج با وجود داشتن زوجه سالم و…،
  2. نوع دیگری از عسروحرج وجود دارد که بسیار شخصی است و تنها زوجه از آن مطلع است، و با اقرار زوجه به آن و در جریان قراردادن دادگاه از وضعیت زندگی مشترک، قابل اثبات است. این عسروحرج، واقعی و حقیقی است و به وضعیت شخصی و روحیه زوجه بستگی دارد، و وضعیت شخصی او ملاک مهمی در تشخیص و اثبات عسروحرج در زندگی مشترک برای زوجه است و نشوز مرد همین نوع از عسروحرج است.

در هرکدام از موارد فوق زوجه می تواند بعد از تقدیم دادخواست مبنی بر ترک زندگی زناشویی توسط زوج، درخواست طلاق عسروحرجی نماید. دادگاه بعد از رسیدگی به درخواست زوجه و شنیدن دلایل اثباتی او، و در صورت نیاز به کارشناسی، ارسال زوج به پزشک قانونی و احراز دلیل عدم رابطه زناشویی از ناحیه زوج، حکم عدم امکان سازش صادر می نماید. در این نوع طلاق چون براساس عسروحرج زوجه حکم صادر شده است، برای اجرای صیغه طلاق درصورت غیبت زوج، نماینده ای از طرف دادگاه در دفترخانه حاضر شده و صیغه طلاق را جاری و زوجه را مطلقه می نماید.

در اینجا مبنای صدور حکم این است که دوام رابطه زوجیت به این صورت، برای زوجه غیرممکن است و در شرایط متعارف هیچ فردی قادر به ادامه این نوع رابطه زناشویی نخواهد بود و دادگاه باید به شواهد در اثبات عسروحرج زن توجه نماید.

بنابراین راه برای شما در اعمال حقوق قانونی تان محفوظ و هموار است. شما می توانید از طریق قانون برای  پیگیری مشکل تان تا رسیدن به راه حل به این شکل اقدام کنید:

  • شما می توانید قبل از هر کاری برای دریاقت مهریه خود از همسرتان با دادن دادخواست به دادگاه اقدام کنید تا بخشی از حقوق از دست رفته تان را بدست آ‌ورید و استیفا کنید .
  • شما می توانید با ارائه دلایل اثبات عسروحرج و عدم توانایی بر ادامه زندگی مشترک با وضع موجود، شدت تنگنا و سختی خود را به دادگاه اثبات نمایید و دادگاه با صدور حکم عدم امکان سازش، اجازه رهایی شما را از این شرایط صادر می کند. در صورت اثبات عسروحرج زوجه، هیچ عذر و بهانه ای از زوج پذیرفته نمی شود.
  • اینکه مخالفت پدر شما و نیز تهدیدات مکرر همسرتان، مسیر را برای شما ناهموار کرده، مشکل دیگری است که لازم است با پدرتان توسط مشاور صحبت شود و حاد بودن مشکل شما برایشان تشریح گردد. چون ممکن است خود شما قادر به بیان نیازهای روحی و زناشویی خود به پدرتان نباشید.
  • در مورد تهدید به قتل و اذیت و آزار از ناحیه همسرتان نیز می توانید از مسیر قانونی ایشان را تعقیب نمایید. البته تا زمانی که فقط زبانی تهدید می کند و یا تهمت و افترا می زند، می توانید در دادسرا شکایت کرده و اعاده حیثیت کنید و او را احضار و محکوم نمایید.

به هر حال شما می توانید با مشاوره و راهنمایی  کارشناسان، راه درست را انتخاب کرده و به حقوق حقه خود دست یابید.

پدر و مادرتان هم وقتی مشکل شما را بدانند و شدت مشکل و اذیتی که شما تحمل می کنید را درک کنند، مطمئنا اجازه نمی دهند این مسیر غیر صحیح زندگی شما ادامه پیدا کند.

/انتهای متن/