خانم محتشمی پور ! ذکر مصیبت و گریه کافی است برای زنان؟

جشنواره فیلم فجر و نگاه این جشنواره به موضوع زنان و مشکلات شان موضوع مهمی است ولی مهم تر از ان بازتاب تماشای فیلم ها از سوی بعضی دست اندرکاران امور زنان است؛ بازتابی از جنس گریه و یادداشت با چشم اشکبار..

1

جشنواره فیلم فجر امسال هم به پایان رسید.

نگاهی به بازنمایی چهره دختران و زنان ایرانی در فیلم‌های این دوره از جشنواره دهه فجریک حرف است و توجهی به بازتاب های این بازنمایی حرفی دیگر.

قضیه این بازتاب ها وقتی جالب می شود  که با واکنش هایی از نوع ابراز  عواطف از سوی بعضی فعالان امور زنان و متولیان این عرصه مواجه می شویم.

یادداشت خانم محتشمی پور از جمله این بازتاب هاست.

وقتی یادداشت خانم محتشمی پور را خواندم از خودم پرسیدم :

آیا  ایشان یک فرد معمولی از زنان جامعه ماست؛ یعنی زنی است  که مصائب زنان را اولین بار است که می بیند، آن هم  بر پرده سینما؟

ایشان و مجموعه ای از دوستان شان که به لحاظ جناح سیاسی باهمند، در سال های متمادی و در دوره های مختلف در دولت و مجلس حضور نداشته اند؟

خود ایشان که مدتی در وزارت‌ کشور یعنی یکی از درگیرترین و نزدیک ترین  دستگاه های اجرایی به آسیب های اجتݦاعی در حوزه زنان نبوده اند؟

آیا ایشان مشکلات مهم این حوزه را دفعه اول  است که مشاهده می کنند بر پرده سینما و بر اساس یادداشت شان سابقا هم البته اگر اطلاعی داشته اند، از گزارش مجله زنان بوده است؟

جالب تر اینکه در واکنش به این همه مصائب که برای دختران و زنان ایرانی می شمارند، ایشان گریه می کند و فوق کاری که می کند نهیبی به خود است و یا طرح سوالی کلی که  چرا مشی و منویات امام در مورد زنان بفراموشی سپرده شده است؟

باید پرسید از ایشان که با داشتن امکانات دولتی در یک برهه و امکانات سازمان غیردولتی در همیشه زمان، چه کاری برای مصائب زنان کرده است؟ اصولا آیا قرار است کاری بکنند و یا همین ذکر مصیبت و گریه  کافی است؟

پرسشی که برای هر ادمی باعقل سلیم پیش می آید این است که چه‌ کسی باید در طول 39 سال گذشته منویات و نقطه نظرهای امام راحل را در موضوع زنان  در جامعه پیاده می کرده است؟

چه کسی باید فکر وعمل مردان را در ارتباط با زنان تغییر می داده و انها را در جهت تحقق امنیت زنان در خانه و در عرصه عمومی درست تربیت می کرده است؛ مردی که اگر عامل خیلی صدمه هاست به زنان اما بنوعی خود قربانی ندانستن و درست عمل نکردن نسبت به زنان است ؟

بالاخره پرسشی که باید از خانم محتشمی پور و همه دست اندرکاران امور زنان در حال حاضر کرد، این است که مشکلاتی که‌ گریبان دختران و زنان ایرانی را گرفته،  آیا قرار است با حرف و شعار  همراه با‌ اشک و آه و افسوس  حل‌ شود؛ آن هم حرف و شعاری که خیلی وقت ها از جنس مشکلات واقعی زنان این جامعه نیست و بیشتر به دیدگاه ها و تزهایی مربوط می شود که از ‌بیرون این جامعه آمده است؛  جایی که اتفاقا ریشه و سرچشمه خیلی مشکلات امروزی زنان ایرانی است و بلکه زنان کل جهان.

جنس این حرف ها  و شعارهاست که هر صاحب نظر واقع بین را به این فکر وامی دارد که آیا نسخه مشکلات زنان ایرانی که بخشی از آن در سنت های غلط از گذشته جامعه خود ماست و بخشی مهم دیگری هم حاصل فرهنگ غالب  صادر شده به این جامعه از آن سوی مرز، با نسخه هایی از این دست قرار است حل شود؟ وقتی اصل مشکل و درد این زنان معلوم نباشد برای یک جریان فکری-  سیاسی، آیا نسخه و دوای پیشنهادی قرار است برای حل این مشکلات چه کند؟

نهایتا حرف این است که اگر از مثل منی قابل قبول باشد که با دیدن فیلم های جشنواره فجرگریه کنم و با  چشم اشکبار یادداشت بنویسم در باره مصائب زنان،‌ اما از ایشان نمی شود پذیرفت که از مصائب زنان و گریه بر این مصائب  بنویسد. بگذریم که برای سایت تخصصی زنان و دختران به دخت حتی یک بلیت فیلم جشنواره فیلم فجر هم داده نشد و ما از طریق صف های اینترنتی و … بلیت خریدیم و دیدیم و فیلم ها را نقد کردیم، نقد مطالبه گرانه و البته بی گریه .  که الان وقت گریه بر مصائب دختران و زنان ایرانی نیست. باید متولیان امور،  برای این مصائب  کاری کنند و قدمی بردارند؛ کاری که موثر و مفید باشد و حداقل کاری که از خانم محتشمی پور انتظار می رود این است که مثل ما رسانه ها  مطالبه گری از مسئولین و دست اندرکاران امور زنان را وجهه همت خود سازند برای بهبود اوضاع آنها. 

/انتهای متن/