پشت این حجاب برداری صدای زن ایرانی نیست

“دخترخیابان انقلاب” که درخیابان روسری از سر برمی دارد، ضد حقوق واقعی زنان ایرانی است یا طرفدار حقوق آنان ؟ این حرکت جوشیده از متن مسائل واقعی زنان ایرانی است یا دیکته شده از سوی زنان تبعیدی آن طرف آب که ناگزیرند برای ماندن در آن جا، به هر ساز مقامات مافوق شان برقصند؟

0

آنچه كه امروز به عنوان يك پروژه غربي در باب ضديت با حجاب تعريف شده، بحثش صرفا پوشش ظاهري زنان نيست، بلکه بحث اصلي اش حذف زنان از حيات سياسي و اجتماعي جامعه ايران و غيرمهم ساختن جایگاه زن ايراني است.

هدف اصلی اینها تقليل زن ايراني به قیافه و وضعيت ظاهري اش است. پس در واقع این هويت اصيل زن ایرانی است که در قالب پروژه غربي حجاب برداري قرار است ذبح شود.

جالب این که در این میان مدافعان واقعي حقوق زنان بجای این که بر روي مسائل واقعي زنان انگشت بگذارند، بی حجاب شدن را اولویت زن ایرانی وانمود می کنند! این در حالی است که  حجاب و پوشش مناسب در طول تاريخ نه تتها به زنان هويت بخشي كرده است، كه براي آنها امنيت اجتماعي را به ارمغان آورده است.

حالا باید از این مدافعان حقوق زنان پرسید که  براي مثال چرا با  جريان هايي كه نگاه ابزاري شي واره و كالاپندارانه به زن دارند ، مبارزه نمی كنند؟

با انقلاب اسلامي براي اولين بار زنان ايراني نه به مدد بدن و فيزيك ظاهري كه بخاطر ذهنيتي خلاق و حرکت پيشرو خود در مسیر مبارزه بحساب آمدند. آن وقت اين جماعت كند ذهن كه منتظر دستورات آن طرف آب هستند و شي وارگي  زنان را تبليغ مي كنند، مي خواهند زنان را دوباره از زندگي اجتماعي و مشاركت های سياسي حذف نمايند. بنظر می آید اینها دنبال آن هستند که زنان و دختران را سیبل نگاه هاي هيز و هوسران و ناپاك گردانند و دوباره زن را در این جامعه بخاطر فيزيك ظاهري اش در چشم ها جلوه گر كنند و نه بخاطر ذهنيت قوي و خلاقش. در عمل می خواهند از زنان عروسك هاي ضعيفي بسازند كه دائما نگران ازارهاي جنسي باشند و …

خوب معلوم است که نهایتا اينها مي خواهند زن ايراني از تمام پروژه هاي واقعي و از تاثيرگذاري بر حيات اجتماعي حذف گردد و مانند زن غربي، به عنصري غير مهم تبديل گردد كه صرفا بخاطر اندام زنانه اش وسیله تفريح و استيلای  مذكر گردد.

این جریان قطعا فعاليت و صلابت زنان ايراني مسلمان را باور ندارد و مي خواهد حيات سياسي زن ايراني را در مسلخ بي بندوباري و هرزگي و پوششي غيرشريف ذبح كند.

کاملا مشخص است که این جریانات ذره اي با مطالبات زنان ايران آشنايي ندارند، زنان ايراني که امروزه بيش از گذشته مرئي شده اند و اتفاقا انچه كه به اين مرئي شدن كمك كرده ، پوشش و حجاب اسلامي شان بوده است.

با این وصف این روزها بجاي اينكه بحث اشتغال، مشاركت  بيشتر زنان در مديريت هاي اجتماعي، توزيع عادلانه و منصفانه منابع براي زنان و مردان  و … مورد تاكيد قرارگيرد، يك عده  بي خردانه راه افتاده اند و مسائل مهم زنان را با نگاهي تقليل گرايانه به نوع پوشش نسبت مي دهند تا در اين ميان مطالبات واقعي زنان گم شود.

کاملا مشهود است که اين عده كه از يكنوع بي خردي و كند ذهني اجتماعي رنج مي برند ، مي خواهند بگويند مهمترين مشكل ما اين است كه چرا نمي توانيم اندام زنانه  خود را  در معرض ديد ديگران قرار دهيم، چرا ما نمي توانيم تارگت(هدف) جنسي اين و آن باشيم ! از همه دردناك تر آن كه اين نسخه هاي فاجعه بار را نه افراد اصيل و با ريشه، بلکه افرادي براي زنان وطن مي پيچند كه سال هاست جلاي وطن كرده اند و جيره خوار غربي ها شده اند و  با هر ساز غربي ها مي رقصند و خودشان را دربست فروخته اند. اين افراد جايگاهي در ميان زنان مسلمان خدا جو و مبارز و وطن دوست ایرانی  ندارند.

براي زن ايراني مهمترين مسئله هويت است و هميشه پوشش بخش مهمي از هويت این زن بوده است.

هدف اصلی اینها تقليل زن ايراني به وضعيت ظاهري اش است.

نکته خیلی مهم هم این است که  پشت این قضیه صدای زن ایرانی نیست. صدای زنان تبعیدی است که جلای وطن کرده اند وعملا به مهره هایی در دست  امریکا و بازی هایش تبدیل شده اند و حیات سیاسی

شان هم بستگی دارد به این بازیگری خوب  در صحنه ای که آنها می خواهند.

طبیعتا  نوع نگاه این افراد نه زنانه بلکه خیلی هم مردانه است و مرد سالارانه و در جهت شیء جنسی کردن زنان. این زنان تبعیدی معلوم است که در گذربیش از 15-10 سال دوری از ایران دیگر مشکلات زنان ایرانی را نه می شناسند و نه به آنها اهمیتی می دهند. وگرنه مشکل زن ایرانی را  حجاب نمی دانستند.

واقعیت این است که قطعا اگر زن ایرانی منزلت اجتماعی ،‌ تحصیلات، جایگاه اقتصادی و بالاخره امور خانوادگی اش  درست باشد،  برای حجاب قیل و قال راه نمی اندازد؛ آن هم حجابی که پیش از آن که بحث اجبار در آن مطرح باشد،‌  یک امر انتخابی در جریان انقلاب اسلامی بوده است که هنوز حیات و جریان دارد.  

البته ناگفته نماند كه سياست گذاري هاي فرهنكي  کشورهم  در موضوع پوشش وحجاب زنان در چند سال گذشته از اشكالات اساسي رنج مي برده است و اين امر نيز در كنار ساير عوامل موجب شده تا بحث پوشش زنان همواره به يك موضوع جدال برانگيز تبديل شود. به عبارت ديگر، انجا كه سليقه هاي افراطي و نزاع هاي سياسي بر بحث هاي فرهنگي سايه مي افكند، زمينه براي مخدوش شدن اصل موضوع كه حجاب است، فراهم مي شود.

حرف آخر این که  هر اهل خردی می داند که  در خیلی از این هیاهوها و قیل و قال ها  زنان بهانه هستند و نمادهای دینی و دینداری مردم ایران هدف اصلی این حرکت های نمایشی است و زنان ایرانی این را خوب می فهمند.

/انتهای متن/