عرق سرد؛ مشکل از قانون است یا آشفتگی خانواده؟

“عرق سرد” از فیلم های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به عنوان فیلمی تمام عیار زنانه و جنجال برانگیز مطرح شد که با هدف به چالش کشیدن قانون اجازه شوهر برای خروج همسر از کشور و بر اساس یک ماجرای واقعی در همین زمینه ساخته شده است. اما فی الواقع قضیه یک خانواده آشفته در میان است یا یک اشکال در قانون؟

1

عرق سرد فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سهیل بیرقی و تهیه‌کنندگی مهدی داوری از فیلم های پرسر وصدای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر می باشد. بیرقی که گویی به داستان های زنانه و بیان مشکلات و دغدغه های این قشر علاقه دارد، در اولین فیلم خود با نام “من” نیز روایتگر داستان یک زن خلافکار و قانون گریز بود.


خلاصه داستان:

افروز اردستانی(باران کوثری) کاپیتان تیم فوتسال بانوان هنگامی که تیم برای بازی فینال راهی خارج از کشور می شود ، در فرودگاه در می یابد که شوهرش- یاسر شاه حسینی( امیر جدیدی) – او را ممنوع الخروج کرده است. ادامه فیلم داستان تلاش افروز برای رفتن به مسابقه فینال است.

“عرق سرد” یک فیلم تمام عیار زنانه است. افروز قهرمان داستان، زنی است که به رغم موفقیت های ورزشی خود در زندگی زناشویی دچار مشکل است. او یک سال است که از یاسر جدا زندگی می کند و با شنیدن خبر ممنوع الخروجی خود شوک بزرگی به او وارد می شود. افروز از دیدگاه فیلمساز زنی مستقل و رهاست که به گفته یاسر هر وقت با شوهرش کار دارد یاد او می افتد. افروز می خواهد یاسر او را به حال خودش رها کند و هیچ توجهی به مسئولیت های زنانه خود در قبال شوهر و زندگی اش ندارد. او تا حد جنون از یاسر متنفر است. یادمان بیاید سکانسی را که بعد از رابطه با یاسر آن هم به اجبار برای بدست آوردن رضایت او با نفرت و اشمئزاز تمام دهان خود را مسواک می‌کند و عق می‌زند تا ردی از محبت و ابراز عشق یاسر بر جسم و روح او باقی نماند. برای مخاطب مشخص نیست که این همه تنفر و بیزاری آن هم بعد از هشت سال زندگی مشترک از کجا آمده است؟ این درحالی است که یاسر با بازی فوق العاده امیر جدیدی در ظاهر شوهر مقبول و ایده آلی است؛ مردی خوش تیپ با موقعیت مالی و اجتماعی عالی، مردی که در حسرت توجه و نوازش همسرش می سوزد. حتی مخاطب نمی فهمد چرا افروز در این یک سال از یاسر طلاق نگرفته است و به صورت جدی بدنبال درخواست طلاق خود نرفته است و تنها به جداکردن خانه خود اکتفا کرده و در این یک سال هم در خانه استیجاری شوهرش و با در آمد او در کنار همخانه خود مصی زندگی کرده است. گویی افروز فقط یاسر را پلی برای دست یافتن به موفقیت ورزشی می داند. از طرفی افروز دلش هم برای یاسر می سوزد چراکه در دادگاه به قاضی می گوید:« نگفتم یه دفعه طلاق می خوام چون  دلم براش سوخت، چون بهم وابسته است چون هیستریک و عصبی می شد.»

افروز زنی یکدنده و مغرور است و چه بسا همین غرورش زندگی زناشویی و حتی آینده حرفه ای او را نابود کرده است. او به رغم آنکه تمام رویاهایش را از دست می دهد، به مصی تأکید می کند که دلش برای او نسوزد و حالش خوب است. او حتی حاضر نیست برای دست آوردن رضایت یاسر به قول خودش از او خواهش کند. چه بسا اگر افروز اندکی به یاسر  توجه کرده و او را به زندگی دلگرم می کرد، می توانست خود را به بازی فینال برساند؛ چراکه یاسر از او جز توجه و محبت زنانه و انجام وظایف زناشویی انتظار دیگری نداشت. افروز حتی بعد از بیرون آمدن از محضر و پاره کردن برگه رضایت توسط یاسر، در اقدامی نابهنجارانه او را وسط خیابان زیر مشت و لگد خود می گیرد!

فیلمساز می خواهد افروز را بیشتر زنی مقاوم و محکم نشان دهد تا مظلوم و قربانی که  در مقابل کارهای یاسر سکوت کرده و با قیافه خونسرد و طلبکار با او برخورد می کند و تنها در پایان فیلم و بعد از اخراج از تیم ملی در تنهایی و پشت فرمان، مخاطب گریه او را می بیند. البته به رغم خواست فیلمساز افروز زنی ضعیف است و این را از واکنش او در پایان فیلم می فهمیم ؛ جایی که وقتی همه چیز را از دست رفته می بیند در مقام انتقام برآمده و روی آنتن زنده برنامه”یادش بخیر” طی تماس تلفنی آبروی شوهرش را می برد و گویی آن لحظه بعد از چند روز استرس و عذاب نفسی راحت می کشد. این اقدام افروز سکانس پایانی فیلم است و معلوم نیست آینده زندگی افروز و یاسر چه می شود.

در این فیلم شخصیت ها گویی بی کس و کار هستند؛ نه یاسر، نه افروز و نه مصی هیچکدام کسی را ندارند، نه  پدر و مادر و نه کسی دیگر. این در حالی است که در اختلاف افروز و یاسر خانواده آنها می توانستند نقش مهمی در حل اختلافات شان ایفا نمایند.


مشکل از قانون است یا خانواده؟

هدف فیلمساز از ساخت فیلم “عرق سرد” فقط نمایش روابط از هم پاشیده یک زن و شوهر نیست بلکه با الهام از  زندگی نیلوفر اردلان- کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان- و زهرا نعمتی- عضو تیم‌ملی تیراندازی با کمان بانوان معلول ایران– قصد به چالش کشیدن بند 3 ماده ۱۸ قانون گذرنامه است یعنی لزوم اجازه شوهر برای خروج همسر از کشور را دارد.

در اینکه در همه قوانین امکان سوء استفاده افراد سودجو وجود دارد شکی نیست اما همین طور که در فیلم می بینیم اساس  زندگی زناشویی افروز و یاسر دچار معضل و مشکل است و این زوج در همه تصمیم گیری های زندگی با اختلاف روبرو هستند نه فقط در خروج افروز از کشور . چه بسیار زنانی که پس از ازدواجی درست و آگاهانه با همراهی و همدلی شوهران خود هم کانون خانواده را حفظ نموده اند و هم در حرفه خود به مدارج بالا دست یافته اند، چون اساس خانواده محکم و درست بوده است.

سکانس پایانی فیلم  موید این نکته است آنجا که یاسر در برنامه خود قهرمان تیراندازی بانوان را به همراه فرزندش می آَورد و او بیان می کند که با همراهی و همدلی شوهر و خانواده اش توانسته هم قهرمان ورزشی و ملی شود و هم یک همسر و مادر موفق و این یعنی داستان زندگی تمام زنان جامعه شبیه داستان زندگی افروز نیست و مشکل اساسی افروز در تزلزل بنیان خانوادگی اوست.

همچنین گفتنی است در این فیلم افروز می توانست طبق قانون از اجازه دادستان برای خروج از کشور استفاده کند اما چون فدراسیون فوتسال به دلیل مشکلات اخلاقی افروز و قصد او برای پناهنده شدن به همراه دوستش- مصی عطایی(هدی زین الدین)-  به اسپانیا از طریق  قرارداد با یک دلال فوتبال در مالزی، حاضر به ضمانت او نشد، افروز از این امکان محروم شد .

گرچه فیلمساز به خصوص در سکانس دادگاه سعی دارد با ارائه تصویری بی گناه و بی تقصیر از افروز و تصویری خبیث از یاسر با بیان دیالوگ های غیرمنطقی چون: «دلم نمی خواد بذارم بره خارج از کشور و یا نمی خوام طلاقش بدم» ژست فمینیستی به فیلم بدهد، اما در واقع در خیلی از جاها مخاطب به این واقعیت می رسد که رفتار و اخلاق خود افروز چه در زندگی شخصی اش و چه در زندگی حرفه ای و ورزشی اش موجب محرومیت او از بازی فینال شد.


جلوه ای کریه از یک مسئول زن چادری

بی شک منفورترین شخصیت داستان مهرانه نوری(سحر دولتشاهی)- سرپرست تیم فوتسال- می باشد. زنی چادری و محجبه که مدام امر و نهی می کند. یادمان بیاید سکانسی که در رختکن مرتب به بازیکنان تأکید می کند:« آستین نره بالا، هدبند  نره بالا، تحت هیچ شرایطی مو نره بالا، گزارش رد بشه، خودتون می‌دونید »این خانم که هم ظاهرش مذهبی است و هم حرکات و سکناتش از روی حسادت زنانه یا دشمنی و کینه بدترین ضربه را به افروز وارد می کند در حالیکه می توانست دلسوزانه برای حل مشکلش پشت او بایستد. یادمان بیاید در سکانسی که آقای رئیس فدراسیون سعی در راضی کردن یاسر دارد و مهرانه مدام وسط حرف او پریده و از مشکلات و کارهای بد افروز می گوید. مهرانه حتی مصی را قانع می کند تا اسناد قرار افروز با دلال اسپانیایی را در اختیار او بگذارد و بی رحمانه می گوید:« رفاقت کدوم زن با کدوم زن مونده تو تاریخ که تو دومی اش باشی.»


فعال حقوق بشر!

“پانته آ آل داوود”- وکیل افروز- ظاهری شبیه به فعالان حقوق زنان دارد و لیلی رشیدی بهترین انتخاب برای ایفای این نقش بود. او  مساله افروز را پله‌ای برای شهرت‌اندوزی خود در رسانه‌های خارج از کشور می کند، با صدای امریکا مصاحبه می کند و کمپین های فضای مجازی همچون” من یک افروز هستم”  و یا “نه به یاسر شاه حسینی” را مدیریت می نماید اما در نهایت جز شلوغ کاری و ایجاد دردسر بیشتر نمی تواند برای افروز کاری بکند. مخاطب ابتدا گمان می کند که فیلمساز با نمایش این خانم وکیل سعی در نشان دادن چهره نه چندان موجه  مدعیان حقوق زنان دارد که کاری جز هوچی گری و  اعمال نظرات مغرضانه علیه قوانین کشور و احکام دینی  ندارند،‌  اما به ویژه در سکانس دادگاه افروز و یاسر که فیلمساز  منطق و استدلال های این وکیل را موجه جلوه می دهد و قوانین را بی رحمانه علیه زنان تلقی می نماید،  این تصور باطل می شود.


کلام آخر

عرق سرد” برای نخستین بار فوتبال بانوان را برپرده سینما نمایش می دهد و از این جهت جذاب است، صحنه های هیجان انگیز فوتبال بانوان در ابتدای فیلم مخاطب را به شور و نشاط می آورد. فیلم از بازی های قابل قبول و باورپذیری نیز برخوردار است. فیلمساز با دستمایه قرار دادن داستان واقعی از زندگی یک  قهرمان زن ورزشی سعی  در به چالش کشیدن قوانین  و القای فضای مردسالاری در جامعه را دارد اما شخصیت زن اصلی داستان به قدری مشکلات اخلاقی و رفتاری دارد که به هیچ وجه در چشم تماشاگر قابل ترحم نمی باشد.

 در پایان باید گفت “عرق سرد” فیلمی نیست که بتوان آن را همراه با کودکان و نوجوانان دید، سکانس حضور افروز و یاسر در خانه مملو از اشارات و تکیه کلام های اروتیک می باشد و طبعا خیلی مناسب بیننده سن پایین نیست.

/انتهای متن/