حضرت زینبی که نمی شناسیم

یک سوال و یک چالش: درآستانه ولادت بانوی یگانه ای که پابپای سید الشهدا(ع) نقش اول و اصلی را در صحنه کربلا آفرید، بد نیست یک بار دیگر نگاه کنیم به چهره ای که از حضرت زینب کبری (س) در جامعه خودمان، حتی در میان دوستداران و ارادتمندان اهل بیت، می شناسیم و تفاوتش را با شخصیت حقیقی بانوی اول کربلا بسنجیم و از خودمان بپرسیم که این جفا در حق بانو چرا؟

0

روز ولادت حضرت زینب(س) که می رسد باید از نو نگاه کنیم  به شخصیت این بانوی بزرگ تاریخ اسلام و ببینیم که چقدر ایشان را درست شناخته ایم و بلکه چقدر ایشان را نشناخته ایم!

واقعیتی است تلخ  که ما مردمی هستیم که خود را دوستدار اهل بیت می دانیم ومخصوصا در مرثیه شهدای کربلا و سید ایشان حضرت اباعبدالله و اصحاب و خاندانش عواطف بسیار بخرج می دهیم، اما فی الواقع ما مخصوصا از حضرت زینب کبری به عنوان بانویی که مدیریت بخش مهمی از این حادثه عظیم را برعهده داشته است، چه می دانیم؟

ما نه کار بزرگ بانو را در کربلا خوب می شناسیم و می فهمیم و نه داستان زندگی شان را بدرستی و تمامی می دانیم. این بانویی که ما می شناسیم یکباره از شب عاشورا به صحنه می آید و از روز اربعین هم از صحنه خارج می شود و در این فاصله هم آنچه می گویند و می شنویم جز از ضعف و ناتوانی و ناگزیری و … ایشان چه حرفی به میان می آید؟

از خودمان هم نمی پرسیم که اگر واقعا چنین بود که ما فکر می کنیم،‌ چرا هنوز حدیث کربلای حسینی زبانزد عام و خاص است‌، نه فقط شیعیان و نه تنها امت اسلام که همه مردم آزاده جهان در گذر قرون و اعصارهنوز هم محو جمال بی مثال  حضرت حسین اند در کربلا و متحیرند در آن همه پاکبازی و مروت خاندان و یارانش؟

ضرب المثل معروفی داریم که : کار را که کرد، آن که تمام کرد.

این یک واقعیت تاریخی مسلم است که کار فاجعه کربلا را یزید خلیفه فاسق اموی آغاز کرد وقتی تیر و خنجر را حاکم کرد میان  خود و فرزند رسول الله،‌ اما ختم این ماجرا با  حضرت زینب کبری بود  و امام سجاد که نتیجه این صحنه بی نظیر تاریخی را که شامل مجموعه ای عجیب از انواع جنایت و قساوت و نامردمی از یک سو بود و ایثار و مروت و  پاکبازی  از سوی دیگر،  به قلم تدبیر و شجاعت و خویشتنداری بگونه ای دیگر رقم زد. 

ما اما از این بانو در صحنه کربلا این گونه تصویری در ذهن فرد و جمع مان داریم؟

آیا از این همه مرثیه و ذکر مصائب اهل بیت در کربلا این طور بر می آید که ابتکار عمل در این صحنه با اهل بیت است یا با دشمنان دون و جنایت پیشه شان؟ آیا تا ظهر عاشورا مدیریت صحنه و کارگردان اصلی حضرت اباعبدالله الحسین است یا یزید؟ از ظهر عاشورا به بعد زینب کبری زمام امور را بدست می گیرد یا چند سرباز نابکار و دله دزد و نهایتا فرمانده لشکر، عمر سعد و در دارالاماره کوفه، ابن زیاد و در دربار شام، یزید؟

واقعیت این است که نگاه ما به عاشورا و کربلا در مراثی و ذکر مصائب در خیلی موارد نگاهی است که دشمن را غالب و همه کاره می دانیم و نعوذبالله اهل بیت را ضعیف و زیردست که ناگزیرند و بی نقشه و بی اراده و … . در این میان تصویر حضرت زینب(س) مخصوصا بسیار تصویر مخدوش و بی تناسبی است با شخصیت حقیقی بانوی اول کربلا.

یادمان نرود که همه خون های مطهری که بر زمین ریخت در کربلا و پیکرهای پاکی که از پا افتاد و سرهایی که بر سر نیزه رفت،‌ برای این بود که نشان دهد که غصب و قساوت و بیرحمی و جنایت هر چند در ظاهر غالب و مستقر باشد،‌ محکوم است به ذلت و شکست و عقب نشینی و حق اگر چه در اقلیت و ضعف ظاهری و کوچکی شمار باشد،  پیروز میدان است و سربلند و برقرار. همه صبوری بانو در میدان خونین کارزار در عاشورای سال 61 و همه فصاحتش در بازار کوفه و دارالاماره ابن زیاد غدار و شجاعتش درباریزید فاسق و جنایتکار برای اثبات همین معنا بود؛ چیزی که به تاسف ما در خیلی از مرثیه ها و نوحه ها و … نقض آن را به اثبات می رسانیم، همان چیزی که یزید و یزیدیان وقتی سرمست از باده پیروزی  و غرق تبختر و تکبر از آنچه بر آل رسول روا داشتند، می خواستند وانمود کنند! 

این است که باید گفت اگر بانو زینب مظلوم بودند در صحنه کربلا و در کاروان اسرایی که از کربلا به کوفه رفت و بعد به شام، شاید مظلوم ترند در میان شیعیان و دوستداران شان با چنین ترسیمی که از سیمای ایشان و شخصیت و موقعیت و مشی شان می کنیم، و بر ماست به همت بلند و عزم جزم برای رفع این مظلومیت که اهل بیت و مخصوصا زینب کبری(س) در بین ما دارند.

پس خوب است اصحاب تحقیق و تالیف و صاحبان سخن و منبر یک بار دیگر از نو به سیمای تابناک زینب کبری نگاه کنند، نگاهی از سر عزت و بزرگی تا با قلم حمیت و غیرت حدیث زندگی این بانو را از نو بنویسند و با رنگ حماسه و شهامت نقش آفرینی بانوی اول کربلا را ترسیم کنند.

باید برای دختران و زنان مسلمان این عصر بگویند که زینب برآمده از آغوش جد بزرگواریست که مقام او را با مقام خدیجه بزرگ همانند و هم مرتبه ساخت،  و از خانه پدری برخاست که مهد علم و معرفت بود و از دامن مادری که اسوه مهربانی و عفاف بود برآمد. زینب کبری مثل همه انسان ها شخصیتش و منش و مشی اش حاصل روندی تربیتی است که در آن به کودک و بویژه به فرزند دختر با دیده کرامت نگریسته می شود و با بزرگداشت شخصیت اصیل انسانی و تکریم هویت ارزشمند زنانه در زینب کبری، ‌ایشان را برای ایفای نقش های بزرگ و تاریخی شان آماده ساختند.

 برای روییدن این گل خوشبو، بزرگ بانوی خردمند قوم بنی هاشم، تک سوار میدان فصاحت و استواری در کلام و قهرمان عرصه ظلم ستیزی و افشاگری دستگاه جور و جنایت،‌ مقدمات و زمینه سازی هایی بوده است از روز مبارک تولدش تا آن روز که به صحنه آمد برای بزرگترین نقش آفرینی از یک زن در عظیم ترین صحنه ای که بشریت در همه تاریخ خلقت به چشم دیده است.  

بر ماست که زینب کبری را  این گونه ببینیم با نگاهی دیگر از زوایایی که کمتر نگریسته ایم به این سیمای تابناک و بی همتا.

/انتهای متن/