بازنمایی خیانت در سینما و سیما تا کجا؟

مدتهاست که موضوع خیانت، با وجود قبح ذاتی که دارد، بارها و بارها و به اشکال مختلف و گاه به عنوان یک امر ساده و عادی در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی ما به تصویر کشیده می شود. براستی چنین بازنمایی از خیانت تصویری از واقعیت این امر در جامعه ماست یا قرار است که جامعه ما با این نوع بازنمایی به سوی چنین شدن سوق پیدا کند؟

0

در دهه‌های اخیر  در سینمای ایران صدها فیلم اجتماعی با محوریت انعکاس مشکلات و ناهنجاری‌ های جامعه ساخته شده که در این میان موضوع «خیانت» از پررنگ ‌ترین موضوعات بوده است .

خیانت عملی مذموم در همه ادیان و نیز اخلاق است. که ممکن است ناشی از شکست در عشق، فقدان عشق، تنوع طلبی، انتقام و کینه توزی باشد که هر یک  می توانند دستمایه ساخت یک اثر سینمایی شوند. از آن سو واکنش خیانت شدگان نیز متفاوت است؛ چراکه آنها  در یک وضعیت انسانی مشابه قرار ندارند و عکس العمل آنها با توجه به خاستگاه طبقاتی و شرایط عاطفی افراد با یکدیگر فرق می کند.

این موضوع در آثار هنری نیز سابقه طولانی دارد. یکی از مهم ترین و جذاب ترین تئاترها، تئاتر “هملت” اثر شکسپیر است که مبنای آن خیانت است حتی موضوع خیانت به نوعی در “اتللو” هم وجود دارد.


پیشینه انعکاس خیانت در سینمای ایران

از اواخر دهه 70 پای موضوع خیانت به سینمای ایران باز شد. از آن به بعد بود که این موضوع به عنوان عامل جذابیت در بخش مهمی از فیلم ها به کار گرفته شد و پای آن حتی به تلویزیون هم باز شد. در دهه های 80 و 90 انواع و اقسام فیلم ها با موضوع خیانت ساخته شدند. بسیاری از این فیلم ها درگیر حواشی زیادی شدند.

 سال 89-88 بود که موج فیلم‌های ساخته شده با موضوع خیانت صدای خیلی از  فعالان فرهنگی و مردم را درآورد و نسبت به این موج به مسئولین سینمایی  هشدار داده شد. اما این روند نه تنها متوقف نشد بلکه رواج بیشتری نیز گرفت  تا جایی‌که حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در اقدامی مقابله جویانه از  اکران فیلمه ای با تم خیانت در سینماهای تابعه خود سر باز زد. این اقدام هم  هرچند تا مدتی فضای سینمایی کشور را متشنج کرد اما نتوانست جلوی این موج را در سینمای ایران بگیرد.


جایگاه زن و مرد در موضوع خیانت

نگاه سینما به خیانت گاهی از نوع خیانت مرد به زن بوده و گاهی هم خیانت زن به مرد.

شايد براي اولين بار پس از انقلاب  اين فيلم شوکران (بهروز افخمی)بود که با طرح شفاف و سورانه خيانت خانوادگي به اين موضوع پرداخت و در زمان اکران خود حواشی و اعتراضات بسیاری به ویژه قشر پرستار را بر انگیخت.

از دیگر نمونه های این قسم خیانت می توان به فیلم های بانو(داریوش مهرجویی)، سگ کشی(بهرام بیضایی)، آب و آتش(فریدون جیرانی)، دنیا ( منوچهر مصیری)، چهارشنبه سوری ( اصغر فرهادیدیشب باباتو دیدم آیدا( رسول صدر عاملی)، سعادت آباد (مازیار میری) و فیلم های  زندگی خصوصی  و آب نبات چوبی(حسین فرحبخش)، من همسرش هستم(مصطفی شایسته)، این سیب هم برای تو (سیروس الوند)، دوران عاشقی ( علیرضا رییسیان)، خشم و هیاهو( هومن سیدی)، عادت نمی کنیم(ابراهیم ابراهیمیان)، نقطه کور (مهدی گلستانه)، انزوا (مرتضی‌علی عباس میرزایی)، خشکسالی و دروغ(پدرام علیزاده) اشاره کرد.

 در جشنواره سال گذشته نیز فیلم هایی چون یادم تو را فراموش (علی عطشانی)، خفه گی (فریدون جیرانی)، کمدی انسانی (محمدهادی کریمی) و کارگر ساده نیازمندیم (منوچهر هادی) به موضوع خیانت پرداخته اند.

در میان این فیلم های درام و اجتماعی فیلم های طنزی چون نصف مال من نصف مال تو(وحید نیکخواه‌ آزاد )، سن پطرزبورگ(بهروز افخمی)، سوغات فرنگ(کامران قدکچیان )نیز با زبانی کمدی و طنز این موضوع را به تصویر کشیده اند.


زنان خیانتکار

شاید اولین فیلمی که صراحتاً موضوع خیانت زن شوهر دار به همسرش را مطرح کرد، فیلم “شب یلدا ساخته کیومرث پوراحمد باشد. در این فیلم حامد(محمدرضا فروتن) که از وضعیت زندگی در ایران خسته شده، همسر و فرزندانش را به خارج از کشور می فرستد تا خودش سر فرصت و بعد از رسیدگی به کارها، به آنها ملحق شود اما کم کم با خبرهایی که از دوستان می شنود، متوجه می شود که همسرش(الهام چرخنده) با یک برنامه ریزی قبلی از ایران خارج شده و با دوست خود حامد همراه شده است و به او خیانت می کند.

در فیلم”سنتوری” ( داریوش مهرجویی)علی(بهرام رادان) آنقدر درگیر مواد می شود که همسرش را کلا فراموش می کند. از یک موجود دوست داشتنی تبدیل به آدمی حقیر و قابل ترحم می شود و اهمیتش را پیش هانیه از دست می دهد و هانیه(گلشیفته فراهانی) که از او ناامید شده به علی خیانت می کند.

در فیلم “به خاطر پونه” ساخته هاتف علیمردانی قصۀ شک مجید معتاد(فرهاد اصلانی) است به خیانت همسرش پونه(هانیه توسلی)؛ شکی که بر خلاف سایر فیلم‌های سینمای ایران به برائت زن منتهی نمی‌شود و در سکانس پایانی صدای پرواز هواپیما گواه خیانت پونه و رفتن او به همراه مرد دیگری است.

در فیلم عصر یخبندان ( مصطفی کیایی) منیر(مهتاب کرامتی) بعد از 13 سال با وجود یک بچه و در حالی که زندگی خوب و شوهر معقولی دارد، به همسرش خیانت کند.


وقتی قضیه دوطرفه می شود

در فیلم برف روی کاج ها ( پیمان معادی) رویا( مهناز افشار) از طریق تماس تلفنی متوجه می شود که همسرش- علی- با یکی از شاگردان کلاس پیانوی او از ایران رفته و به وی خیانت کرده است. زندگی این مربی تغییر می کند و تصمیم می گیرد با پسری که در همسایگی شان است قرار بگذارد. علی( حسین پاکدل) از سفر برمی گردد و ابراز پشیمانی می کند و می خواهد که زندگی شان به روال طبیعی برگردد. اما رویا اعتراف می کند که او هم مانند بنوعی خیانت عاطفی کرده است و بعد از سال ها با مردی جوان به کنسرت رفته و دلش هم لرزیده است!


خیانت هایی از نوع دیگر

در فیلم شام آخر (فریدون جیرانی) مادری به دخترش خیانت می‌ کند. در این فیلم مهین مشرقی(کتایون ریاحی) با اینکه می داند دخترش ستاره( هانیه توسلی) به شاگرد او مانی معترف( محمدرضا گلزار) علاقمند است در نهایت تسلیم عشق نا متعارف مانی شده و با او ازدواج می کند و اینگونه دخترش را به جنون می رساند تا نهایتا هر دوی آنها را به قتل برساند.

خیانت های مجازی یکی دیگر از موضوعات مورد علاقه فیلمسازان بوده و فیلمی با نام “مشکل گیتی”(بهرام کاظمی) به نوع دیگری از خیانت از طریق شبکه های اجتماعی پرداخته بود.


خیانت در مجموعه های تلویزیونی

موضوع محوری بسیاری از سریال های فارسی زبان ماهواره ای، «خیانت و روابط نامشروع» است چه خیانت از سوی مرد باشد و چه زن.

در مجموعه های تلویزیونی وطنی  همچنان خیانت شوهر به زن یکه تاز است و به دلیل خط قرمزها و نظارت بیشتر تاکنون خیانت زن به شوهر نمایش داده نشده است. در سریال هایی چون میوه ممنوعه، او یک فرشته بود، پیامک از دیار باقی، زمانه، از یاد رفته ، همه چیز آنجاست و ماه و پلنگ، زنی با هوسبازی و خیانت همسر مواجه می شود.


واکنش ها در برابر خیانت

در برخی موارد زن اول هیچ گاه از خیانت همسرش مطلع نمی شود اما در بیشتر موارد زن اول با توجه به حس زنانگی و شواهد و قرائن به خیانت شوهرش پی می برد. عمدتاً سه واکنش رفتاری در برابر خیانت از سوی زن اول در سینمای ما ترسیم شده است، طلاق و مبارزه، تحمل و سازگاری و گریختن و فرار کردن، مثلاً در بانو، قهرمان داستان از موقعیت خویش خارج می شود و می گریزد.

 در غالب سریال های تلویزیونی در آخر داستان، زن خانه، مرد خیانت کار را بخشیده و برای حفظ زندگی مشترک و بیشتر بخاطر فرزندانش به زندگی مشترک بازمی گردد.

این رابطه نادرست گاه منجر به نابودی یکی از زنان می شود، در فیلم های شوکران، زندگی خصوصی، عادت نمی کنیم و خفه گی زن دوم بر اثر حادثه یا خود کشی می میرد و در فیلم های خشم و هیاهو و یادم تو را فراموش زن اول کشته می شود.


کلام آخر

طبق نظریه های روان شناسی اجتماعی، وقتی یک رفتار ناپسند در جامعه ای به طور مکرر نمایش داده شود و بازخورد منفی دریافت نکند، به مرورِ زمان قبح آن از بین رفته و احتمال تکرار آن افزایش می یابد. رسانه های جمعی بویژه تلویزیون و سینما یکی از تاثیرگذارترین ابزارهای فرهنگی در همة جوامع محسوب می شوند که از قدرت زیادی در شکل دهی رفتارهای افراد جامعه برخوردار هستند. وقتی در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی ما، بارها و بارها رفتار «خیانت» چه شوخی و چه جدی به راحتی به تصویر کشیده می شود، در واقع مهر تایید ضمنی بر آن زده می شود.

 متأسفانه سینما به جای اینکه خیانت را تقبیح کند به حدی با آن عادی برخورد کرده که این معضل اجتماعی را در حد یک دعوای به قول معروف “زن و شوهری” که نمک زندگی خوانده می‌شود، نشان داده است.

باید از مسئولین فرهنگی و مدیران پرسید که آیا حجم بالای آثاری با موضوع خیانت  به شکلی افراطی باعث شکسته شدن برخی حرمت‌ها در جامعه نمی‌شود؟ اگر فیلم‌های سینمایی آئینه جامعه و وقایع روزشان باشند، آیندگان یا حتی مخاطبان خارج از کشور با دیدن این تصاویر چه تصویری از جامعه امروز ما پیدا می‌کنند؟ جوانان در آستانه ازدواج با دیدن این حجم از خیانت در تصاویر سینمایی و تلویزیونی چگونه به پایداری زندگی مشترک خود امیدوار باشند؟

/انتهای متن/