“خانه دختر” حاشیه سازی و جنجال آفرینی برای گیشه

فیلم “خانه دختر” به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی بعد از حواشی بسیار و اکران محدود در مهرماه امسال، بتازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است. ‌سوال این است که آیا سازندگان این فیلم با طرح کلیشه ای موضوع مظلومیت دختران آن هم با تمرکز بر موضوعی حساسیت برانگیز که امروزه حتی در میان اقشار سنتی این جامعه جایی ندارد،‌ واقعا جز به حاشیه سازی و جنجال آفرینی برای گیشه به چیز دیگری هم فکر کرده اند؟

0

“خانه دختر” فیلمی به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی، نویسندگی پرویز شهبازی و تهیه کنندگی محمد شایسته برای اولین بار در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و بعد از حواشی بسیار و توقیف چندساله در مهرماه 96 به صورت محدود اکران شد. این فیلم به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است.

شهرام شاه حسینی که ساخت فیلم های  کمدی  و تجاری چون «کلاغ پر»، «زن ها فرشته اند» و «آقای هفت رنگ» را در کارنامه خود دارد، این بار به سراغ سوژه ای اجتماعی و حساسیت برانگیز رفته است.


خلاصه داستان:

بهار(باران کوثری) و پریسا( پگاه آهنگرانی) خود را برای عروسی دوستشان سمیرا آماده می کنند که شب قبل از عروسی سمیرا می میرد. مرگ ناگهانی او موجب کنجکاوی آنها می شود.


فیلمی زنانه

“خانه دختر” فیلمی با 5 شخصیت محوری زن و 2 شخصیت مرد است و عملاً به لحاظ محتوا هم فیلمی زنانه محسوب می شود. فیلم در حقیقت دو بخش دارد و در دو زمان گذشته و حال روایت می شود. در نیمه نخست فیلم که در زمان حال می گذرد، بهار و پریسا شخصیت های اصلی هستند؛ دخترانی دانشجو که رها و خوشحال و سرزنده  مشغول خرید کفش و لباس برای عروسی سمیرا هست؛  دخترانی که یکی شهرستانی است و دیگری تهرانی. پریسا بسیار زبان دراز است و مدام با فروشنده ها که اکثراً پسران جوان هستند، کَل کَل می کند. آنها وقتی در پایان خرید ستاره- خواهر سمیرا- را در خیابان دیده و می فهمند عروسی مخلتط نیست،  وا رفته و توی وقشان می خورد و به ستاره می گویند که می خواستند کلی تیپ بزنند شاید یکی رو پیدا کنند!

شادی این دو دوست با یک تلفن که خبر از مرگ ناگهانی سمیرا می دهد،  به عزا تبدیل می شود. آنها سراسیمه و پرسان پرسان خود را به خانه سمیرا رسانده و می فهمند واقعاً سمیرا مرده است. برخورد مشکوک پدر سمیرا و خودداری او از گرفتن مراسم عزا برای دخترش شک آنها را برمی انگیزد و در ذهن مخاطب نیز تعلیق ایجاد می کند اما بعد از مدتی بهار می‌گوید من نمی‌توانم توی تهران بمانم چون حالم خوش نیست و اراک پیش خانواده‌اش می‌رود و پریسا هم بعد از چند بگومگوی کوچک از رضا(امیرعلی نبویان)-دوست پسرش- جدا می‌شود و می‌رود و نقش این دو دوست در فیلم بدون آنکه اثری در حل معمای داستان داشته باشند، به پایان می رسد.

در نیمه دوم داستان، فیلم فلش بک خورده و تازه از نیمه دوم فیلم مخاطب سمیرا را می بیند که خوشحال و پرانرژی در حا لآماده سازی خانه بخت خود می باشد.

سمیرا( رعنا آزادی ور) شخصیتی است که تمامی اتفاقات حول او رقم می خورد اما بخوبی به مخاطب معرفی نمی شود. سمیرا از لحاظ ظاهر و وضعیت پوشش، دختر معتقدی به نظر نمی آید اما هنگامی که منصور( حامد بهداد) در روز قبل از عروسی می خواهد دست او را بگیرد ،چون نامحرم هستند سمیرا مخالفت می کند.گرچه مشخص نیست چرا سمیرا و منصور با این اعتقادات سمیرا و خانواده به ظاهر مذهبی منصور تا عروسی و عقد با یکدیگر محرم نشده اند؟

سمیرا در حالی که آماده به رفتن به آرایشگاه برای انجام کارهای مقدماتی عروسی است، وقتی می فهمد قرار است مادر و خواهر و خاله منصور او را همراهی کنند متعجب و کمی دستپاچه می شود اما منصور او را آرام می کند. منصور سمیرا را به دست مادرش سپرده و راهی محضر می شود. مادر منصور(رویا تیموریان) اما بسیار مشکوک رفتار کرده و او را نزد دکتر زنان می برد تا دختر بودن او را تأیید کند. سکانس ورود سمیرا به مطب دکتر و فهمیدن ماجرا بسیار تلخ است. سمیرا ملتهب و پریشان و در واقع شوک زده از مطب فرار کرده و حیران و سرگردان در خیابان راه می رود؛ سکانسی که سمیرا از مغازه با منصور تماس گرفته و منصور رد تماس می زند آخرین سکانسی است که مخاطب سمیرا را می بیند و  ناگهان مخاطب با خبر مرگ او و تصویر مبهم از جنازه او در وسط خیابان رو به رو می شود.

آری تمام مسئله فیلم، آزمایش پرده بکارت عروس قبل از ازدواج است در حالی که امروزه این موضوع امری تقریباً منسوخ حتی در بین قشر سنتی جامعه می باشد. سمیرا از شدت ناراحتی ایست قلبی کرده و می میرد یا خودکشی می کند ،مشخص نیست اما مشخصاً این درخواست مادر منصور به عنوان زنی سنتی و مذهبی بهانه مرگ او شده است.


فیلمی سراسر ابهام

در «خانه دختر» همه چیز مبهم است و تا پايان نيز پاسخ درستي به آنها داده نمي شود؛ مخاطب نمی فهمد سمیرا مرده یا خودکشی کرده است؟ دختری که در بسياري از صحنه هاي فيلم اشاره بر پاکدامني و نجابت او شده است (مثلاً سرايدار خانه ، مدير تالار عروسي، دوستان همکلاسي او و …) بارها بر اين مسئله تأکيد مي ورزند پس چرا  مرده است؟ آيا واقعاٌ سميرا با آنچه ديگران از او مي گويند تفاوت دارد يا اتفاقي در برهه اي از زندگي نجابت وي را خدشه دار کرده است؟  سمیرا اگر مشکلی ندارد پس چرا انقدر هول و دستپاچه می شود؟چرا انقدر ضعیف و ترسوست؟

از طرف دیگر چرا پدر سميرا (بابک کريمي) از همان ابتدا سعي دارد مسئله مرگ دخترش را مسکوت نگاه دارد و تلاشي براي فهم و درک ماجرا نمي کند؟ پدری که حاضر است خانه را هم زیر قیمت بفروشد و از دست پچ پچ های مردم، کنجکاوی دوستان سمیرا و از همه مهم تر از دست منصور فرار کند.

 این رفتار مشکوک و شخصیت مرموز پدر سمیرا این گمان را برای مخاطب می تواند ایجاد کند که سمیرا از سوی پدر مورد تعرض قرار گرفته است به ویژه آنکه هیچ سکانسی در فیلم از برخورد سمیرا با پدرش وجود ندارد و ستاره(پردیس احمدیه) نیز بعد از مرگ سمیرا در حضور پدرش بسیار مضطرب و پریشان است، اما فیلمساز خود به صراحت بیان کرده مسئله تجاوز پدر به دختر هرگز در فيلمنامه خانه دختر مطرح نبوده است.

منصور هم شخصیتی دور از واقع دارد؛ پسری که در ظاهر عاشق سمیرا است و بخاطر او حتی جلوی خانواده اش ایستاده و آنها را به زور برای ازدواج راضی می کند اما گویی خودش نیز به سمیرا شک دارد و در آخرین گفت و گویش به او می گوید :«هیچ وقت یه چیزایی رو به من نگو.» و ادامه می دهد که در این صورت مغزش درد می گیرد و اتفاقاتی که نباید، رخ می دهد! یا زمانی که سفارش سنگ قبر می دهد و تاکید دارد به حک شدن کلمه دوشیزه روی سنگ قبر؛ بنظر می رسد که این کلمه ایست که خودش هم به آن شک دارد. شک دارد چون سمیرا را هرگز نشناخته است.خودش هم اعتراف می کند وقتی که حتی نمی داند دختری که قرار بود خانم خانه او شود، شعرهم می گفته است.


کلام آخر

“خانه دختر” فیلمی بشدت بی سر و ته ، شلخته و مبهم است. پایان فیلم به اندازه ای باز و در حقیقت مسخره است که مخاطب تا چند لحظه مات و مبهوت می ماند و نمی تواند باور کند به راستی فیلم تمام شده است. انتخاب بازیگران نیز بسیار نسنجیده بوده است، چراکه سن باران کوثری، پگاه آهنگرانی و رعنا آزادی ور اصلاً به دختران دانشجو نمی خورد.

فیلمساز در این فیلم همچون دیگر همکاران روشنفکرمآب خود با ادعای نقد سنت، تدین و مذهب را با باورهای غلط عرفی درهم آمیخته و قشر متدین را در قالب هیولاهایی منفور نشان داده است. همچنین بنظر می رسد فیلمساز با نمایش دوستی پریسا و رضا و ستاره و پسری جوان بنوعی به دنبال قبح زدایی و عادی سازی روابط دختر و پسر نامحرم است.

 

/انتهای متن/