حل می‏شود شکوه غزل در صدای تو

در این روزها که بهار ماه عربی رسیده است و بهاری تر شدنش با شروع امامت سبز امام زمانمان ادامه دارد؛ میهمان غزلی می شویم که از قلم شیرین پانته آ صفایی بروجنی تراوش کرده است، شاعری جوان که خوب حق انتظار را ادانموده است.

6

بعضی شاعران انگار شعرشان پرنیانی نرم است که روح را نوازش می دهد و خاطر را می برد در کوچه پس کوچه های دنج خیال، بعضی ها شعر می گویند، بعضی ها شعر می سرایند و بعضی می نشینند بر پشت دار و شعر ابریشمین می بافند، بعضی ها شعر می گویند و شعرشان را انگار می توان چشید و مزه کرد.

انتظار کلید واژه ای است که اگر جستجویش کنی هزاران هزار شعر نتیجه اش می شود. شعرهایی که برخی تنها شعرند و اما برخی دیگر شعر نیستند، انگار خود ِ خودِ زندگی اند، انگار سروده شده اند تا تو، تک تک بیت هایش را در زیر زبانت مزه مزه کنی و در وجودت احساس، گرمت می کنند و روحت  را زنده و تازه می کنند. در این روزها که بهار ماه عربی رسیده است و بهاری تر شدنش با شروع امامت سبز امام زمانمان ادامه دارد؛ میهمان غزلی می شویم که از قلم شیرین پانته آ صفایی بروجنی[1] تراوش کرده است، شاعری جوان که خوب حق انتظار را ادانموده است.

حل می‌شود شکوه غزل در صدای تو

ای هرچه هست و نیست در عالم فدای تو

هر شب به روز آمدنت فکر می‌کنم

هر صبح بی‌قرارترینم برای تو

بیدار می‌شویم ازین خواب هولناک

یک صبح جمعه با نفس آشنای تو

آدینه‌ای که می‌رسی و پهن می‌شود

چون فرش آسمانِ دلم زیر پای تو

یک روز گرم و روشن و سرشار می‌شویم

در خلسه‌ای که می‌وزد از چشم‌های تو

روزی که با شروع کلام تو مثل قند

حل می‌شود شکوه غزل در صدای تو

 

[1]پانته آ صفایی بروجنی از شاعران به نام و غزلسرایان خوش قریحه عصر حاضر است او متولد سال 1359 در شهرستان بروجن است. صفایی دارای مدرک کارشناسی مکانیک و کارشناسی ارشد ادبیات است. از آثار وی می توان به خوش به حال آهوها، گریه‌های حوا، دیشب كسی مزاحم خواب شما نبود؟ از ماه تا ماهی و روزهای آخر آبان اشاره کرد.

/انتهای متن/