خرده جنایت های زن و شوهری، کنار زدن نقاب ها

“خرده جنایت های زن و شوهری” نمایشنامه ایست از نویسنده و نمایشنامه نویس نامدار فرانسوی امانوئل اشمیت. این نمایشنامه که یکی از بحث برانگیزترین نمایشنامه های اشمیت محسوب می شود با لحنی خاص به واکاوی روابط یک زن و شوهر می پردازد.

0

داستان نمایشنامه “خرده جنایت های زن و شوهری” به روابطی در میان زن و شوهرها می پردازد که فراتر از یک روابط سطحی و عادی است. در این نمایشنامه امانوئل اشمیت سعی کرده تا با واکاوی روابط بین یک زن و شوهر در واقع به درون این رابطه نفوذ کند و به مخاطب خود در مورد اشتراکاتش با این زن و شوهر طعنه بزند.

 

داستان کتاب

شبی، یک مجسمه سی سانتی متری در دستان “لیزا” قرار می گیرد و او بوسیله آن، همه عقده های فروخورده خود را با ضربتی مهلک بر سر همسرش “ژیل” فرود می آورد. ژیل بیهوش شده و راهی بیمارستان می گردد. پس از مدتی به هوش می آید و چنین وانمود می کند که حافظه اش را بکلی از دست داده است.

او دروغ می گوید تا شاید به رازهای پنهان زندگی زناشویی اش، که پس از 15 سال به چنین سرنوشت مهیبی دچار شده است، پی ببرد. پس بازی ای را آغاز می کند و همسر خود را بدین وسیله می آزماید. او در جریان این آزمایش، خود نیز آزموده می شود.

نخستین صحنه نمایشنامه بگونه ای طراحی شده که تداعی کننده همان نمایشی است که این زوج، یکی خود آگاه  و دیگری ناآگاهانه، در پی بازنمایی آن هستند و هریک خواهان آن است که به گونه ای تصویر آرمانی پندار خود از دیگری را جایگزین آن تصویر بیرونی جهان واقع نماید.

 

در مورد نویسنده

اریک امانوئل اشمیت سال ۱۹۶۰ در لیون فرانسه به دنیا آمد. اریک از نوجوانی با حمایت های پدرش که فیزیوتراپیست بود، شروع به نوشتن نمایشنامه‌ کرد و نمایشنامه هایش را در دبیرستان اجرا نمود. او پس از گذراندن دوره دبیرستان، وارد دانش‌سرای عالی «اکل نورمال سوپریور» شد و بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۵ در این مدرسه تحصیل می‌ کرد.
سال ۱۹۸۷ دکترای فلسفه خود را دریافت کرد و به تدریس در دانشگاه مشغول  شد. 

این نویسنده فرانسوی  در سال های اخیر محبوبیت بسیار زیادی مخصوصاً در دنیای تئاتر کسب کرده است. نمایشنامه‌ های او در بیش از50 کشور در سراسر دنیا به روی صحنه رفته‌  و جوایز متعددی را کسب نموده ‌اند. او که دکترای فلسفه دارد مضامین فلسفی را به سادگی با داستان های خود می آمیزد.

 

داشتن دین مهم است

اشمیت در خانواده ‌ای بیدین متولد شد ولی اهمیت داشتن دین در زندگی، همواره در آثارش پیداست. به طور مثال در نمایشنامه های” میلارپا” به آیین بودایی تبتی، در “موسیو ابراهیم و گلهای قرآن” به آیین تصوف (از شاخه‌های اسلام)، دریهودیت به  “اسکار و بانوی صورتی ‌پوش” و در  مسیحیت و یهودیت  به  “فرزند نوح”  پرداخته است.

این نویسنده فرانسوی پس از مدت ها نوشتن در مورد ادیان مختلف در نهایت خود را مسیحی معرفی کرده است.

بسیاری از آثار اریک امانوئل اشمیت بارها توسط انتشارات مختلف در ایران به ترجمه و چاپ رسیده‌اند. برجسته ‌ترین این کتاب ها عبارتند از: اسکار و بانوی صورتی ‌پوش، موسیو ابراهیم و گل های قرآن، پرنسس پابرهنه، زمانی یک اثر هنری بودم، خرده جنایت‌های زن و شوهری، کنسرتویی به یاد یک فرشته و مهمانسرای دو دنیا.

 

شروعی جذاب و موضوعی خاص

نمایش آرام شروع می ‌شود، زوج وارد خانه می‌ شوند، ژیل مبهوت سوال‌هاست که واقعا کیست؟ اینجا کجاست؟ این زن کیست؟ دارند به او دروغ می‌ گویند یا راست؟

و … خواننده در این لحظه در تله‌ گیر می ‌کند. حالا دیگر نمی ‌تواند کتاب را کنار بگذارد و نمایش در بازی زبانی بین دو شخصیت پیش می ‌رود تا جایی که انبوهی از سوال‌ها در ذهن‌ مخاطب  بیدار می ‌شود.

نمایش یک بغض فرو خفته را در مخاطب خود به یک آه بدل می ‌کند. تصویرسازی اشمیت از زند‌گی زن و شوهری، هولناک است اما باید آن را خواند، چون تجربه ایست برای انسانی که در دنیای مادی  و مدرن امروز گم شده است.

اشمیت در این نمایشنامه کوتاه ۸۷ صفحه ‌ای، با نهایت مهارت و ظرافت، هر لحظه خواننده را غافلگیر می ‌کند و با کند و کاو در لایه های پنهان زندگی زناشویی، تحلیل بسیار جالبی از حقیقت و عشق در زندگی مشترک و رمز و رازهای آن و تداوم یک رابطه ارائه می ‌دهد.

اشمیت در این نمایشنامه با دیدی منفی و بی اعتماد تمام ترس هایی را که زن و شوهر مدرن داستانش با آن درگیر هستند،ا به نمایش می گذارد و از پوچی روابط بین شان می گوید. برای مثال در صحنه ‌ای از نمایشنامه (صفحه ۷۱)، لیزا خطاب به همسرش می ‌گوید:

«اونچه باعث می ‌شه یک زن و مرد مثل من و تو با هم بمونن مسایل مبتذل و پستیه که بینشونه؛ به خاطر منافع، ترس از تغییر، وحشت پیری، ترس از تنهایی سست می‌شن، تحلیل می‌رن، دیگه حتی فکرشم نمی ‌کنن که یک کاری بکنن تا زندگیشون عوض شه، اگه دست همو می‌گیرن فقط برای اینه که تنها به گورستان نرن، تو به خاطر دلایل منفی با من موندی.»

 

کوتاه و جذاب

اریک امانوئل اشمیت، یکی از خلاق ‌ترین قلم‌های دنیا را در دست خویش دارد. کوتاه می ‌نویسد. بیشتر کتاب‌هایش حدود 90-80 صفحه بیش‌تر نیستند. از زبانی ساده استفاده می ‌کند. جمله‌ها و دایالوگ‌های کوتاه دارد. حداقل توصیف را به کار می ‌برد. با این حال، چه رمان بنویسد و چه نمایش و چه داستان، اثری که خلق می‌ کند تا عمق وجود خواننده اثر می‌گذارد، مثل یک تکان، که در رگ‌هایت رشد می ‌کند. خواندن نوشته‌ های اشمیت یک یادآوری است، یادآوری زند‌گی که فراموشش کرده ‌ایم.

یکی از پرفروش‌های یک سال گذشته ‌ی بازار کتاب ایران، نمایشنامه‌ کوتاه «خرده جنایت‌های زَناشوهری» با ترجمه‌ی شهلا حائری است؛ کتابی با تمام خصوصیات اشمیتی، این بار در قالب نمایش، که تله تئاتر تلویزیونی آن را نیز با بازی نیکی کریمی و محمدرضا فروتن ساخته ‌اند.

در این داستان زنی میان سال بعد از سال‌ها زناشویی، با شناخت دوباره همسر خود رو به‌ رو می شود. برای یک بار دیگر این زن و شوهر به صورت کاملا  تصادفی، درست مانند همان اولین باری که در یک مهمانی عروسی با هم آشنا شدند شروع به شناخت هم می کنند و این آشنایی باعث اتفاقات زیادی در روابط این زن و شوهر می شود…

 

قسمتی از نمایشنامه

ژیل : یعنی منو دوست داره؟ اصلن قابل دوست داشتن هستم؟ من یک بیگانه ام . حتی برای خودم. مطمئن نیستم که برای خودم ارزش قائل باشم. یعنی وسیله ی محک زدنشو ندارم.

پس در پی این اندازه و معیار می رود. و کسی که قرار است این معیار را مشخص کند کسی جز لیزا همسرش نیست. چرا که در آینه ی اوست که می تواند خود را بهتر ببیند. پس تلاش در ترغیب لیزا می کند.

ژیل : اگه دوستش نداشتی ، وقت مناسبیه که از شرّش خلاص شی جرات نمی کنی که بهم اقرار کنی که زندگی زناشویی خوشبختی نداشتی؟ خوب از فرصت استفاده کنیم و همه چیز رو روشن کنیم کمکم کن تا خودمو پیدا کنم.

اما ژیل تا اندازه ای هم از رو به رو شدن با آن « من» دلهره دارد. البته این دلهره ی ناشناخته ای هم نیست. چرا که شاید همه ی ما نیز ، در گذشته های دور و نزدیک خود ، دقایقی داشته ایم که از به یاد آوردن آن هراسانیم. دقایقی که ناخودآگاه، بر شکل گیری جریان سرنوشت اثر گذار بوده است. و گاه آن را ناخواسته، از مسیر اصلی و تعیین شده مان جدا ساخته است.

/انتهای متن/