نگاهی به حقوق زن پس از مرگ همسر

بعضی اختلافات خانوادگی هست که بعد از حادثه خاصی مثل فوت فردی از خانواد، وارد مرحله تازه ای می شود مخصوصا وقتی پای یک بچه هم در میان باشد؛ همان طور که الان ملیحه سردرگم و بلاتکلیف مانده است با یک بچه بعد از مرگ همسرش سعید.

0

ملیحه تعریف می کند از مشکلات زندگی مشترکش:

 تازه از دبیرستان درآمده بودم که پدر و مادر سعید، برای خواستگاری به خانه مان آمدند. هرچه مادر و پدرم گفتند زود است، حالا تازه دخترمان درسش تمام شده، نمی خواهیم شوهرش بدهیم و … آنها دست بردار نبودند. بعد از چند جلسه رفت و آمد و صحبت های من و سعید با هم، توافق ها در کمال سادگی انجام شد. خانواده سعید قرار عقد و عروسی و خرید و غیره را براحتی گذاشتند و ما خیال کردیم همه کارهای بعدش هم به همین سادگی و راحتی ابتدای کار صورت می گیرد، بعد هم  ما می رویم سر زندگی مان.

منتها بعد از این قرار و مدارهای اولیه، تازه مشکلات ما، یعنی در واقع مشکلات سعید شروع شد. چون از این به بعد، پدر و مادر سعید خود را کنار کشیدند و همه خرج و مخارج مراسم و خرید را به عهده خودش گذاشتند. سعید آن زمان فقط 24 سال داشت، تازه سر کاررفته بود و هنوز پس انداز چندانی نداشت که بتواند هم مراسم بگیرد و هم خانه اجاره کند و بقیه کارها را هم خودش به تنهایی انجام دهد. برای ازدواج ما، خانواده سعید پیشقدم شده بودند و ازدواج ما کاملا سنتی و با دخالت خانواده بود، ولی با این بلایی که خانواده سعید سرش آوردند، اختلاف بین سعید و والدینش پایه گذاری شد و هرچه گذشت این فاصله و اختلاف عمیق تر گشت.

بالاخره با همه این مشکلات ما ازدواج کردیم و رفتیم سر خانه و زندگی مان. ما مقداری از خواسته های مان کوتاه آمدیم و مراسم را خیلی مختصر و کوچک برگزار کردیم. از خرید و خرج و مخارج  معمول صرف نظر کردیم تا توانستیم بالاخره بر مشکلات فائق بیاییم و خانواده کوچک خودمان را تشکیل دادیم. ولی نه سعید به خانواده اش سر زد و نه آنها اصلا سراغی از ما گرفتند. انگار نه انگار که آنها پسری داشتند و ما هم خانواده شوهری داشتیم.

هشت سال گذشت و ما بچه دار شدیم. کسی از خانواده سعید نیامد و یک تبریک به ما نگفت.

در همه مشکلات فقط من و سعید بودیم و خانواده خودم که همیشه کمک حال و همراه ما بودند.

بعد از مدتی بالاخره سعید در یک نهاد بزرگ و خوشنام دولتی مشغول به کار شد. هنوز چندی از شروع این کارش نگذشته بود و  استخدام رسمی نشده بود که به دلیل ازدواج برادر کوچکتر سعید و پادرمیانی فامیل، بین سعید و خانواده اش، رفع اختلاف و کینه شد و در همین اواخر  رفت و آمد ما با خانواده سعید شروع شد. البته سعید تا روز آخر بخاطر رنج هایی که کشیده بودیم و تنهایی هایی که تحمل کرده بودیم، از پدر و مادرش راضی نشد.  

 پنج ماه نگذشته بود که اتفاق عجیبی همه زندگی ما را نابود کرد. سعید در محل کارش در اثر یک سانحه جان خود را از دست داد و من و دختر سه ساله ام را تنها گذاشت، با همه مشکلات کوچک و بزرگ زندگی.

کسی را که باعث مرگ شوهر جوان من شده بود، دستگیر کردند. او هم مرد جوانی بود همسن و سال شوهر من، یک کارمند کم درامد معمولی  زن و بچه دار.

شوهر من بر اثر عصبانیت و نادیده گرفتن مقررات از جانب راننده (ضارب) پرتاب شده بود و با ضربه مغزی شدیدی که به او وارد شد، قبل از رسیدن به بیمارستان در اثر شدت ضربه جان داد. فوت او در ضمن کار و در محل خدمتش. بعد از رسیدن خبر به پدر و مادر سعید، پدرش با عجله دنبال کارهایش را گرفت.

در حال حاضر کارهای قانونی مربوط به سعید را پدرش از طریق اداره او پیگیری می کند. محل کار شوهرم هم وکیل گرفته تا کارهای او را پیگیری نماید.

سوال من این است که الان من باید چه کنم؟

نگرانی بزرگ من این است که آیا خانواده شوهرم که با من رابطه خوبی نداشته و ندارند، می توانند بچه ام را از من بگیرند؟

آیا من در این پرونده برای خونخواهی شوهرم کاری باید بکنم؟ آیا حق و حقوق من پرداخت می شود؟ آیا پدر شوهرم می تواند من را از حق و حقوقم محروم کند و همه آنچه مربوط به بچه ام می شود را برای خود بردارد؟

پاسخ دکتر فرز انه اژدری :

به ملیحه خانم قبل از هر پاسخی، باید تسلیت گفت که همسر جوان خود و پدر دخترش را در اوان زندگی مشترک از دست داده است. امیدواریم خداوند صبر و سکینه ای به قلب ایشان برای تحمل این مسئله و توانی برای بزرگ کردن و تربیت دخترش عطا کند.

اما در پاسخ به سوالات ایشان باید گفت:

  1. بعد از نبود پدر، جد پدری سرپرست و ولی طفل صغیر محسوب می شود. سرپرستی به معنای این است که تمام امور او باید زیر نظر ولی و با صلاحدید وی انجام شود و هزینه های زندگی این بچه (نفقه ) نیز از جانب ولی تامین می شود. البته در هر صورت حضانت کودک به مادر سپرده می شود و کسی نمی تواند مانع این کار شود. حتی بعد از هفت سال هم تا سن تکلیف (9سال تمام) باز کودک نزد مادر می ماند، حتی اگر مادر دوباره ازدواج کند. فقط در صورتی سلب حضانت کودک از مادر می شود که جد پدری (سرپرست) عدم صلاحیت مادر را در دادگاه اثبات نماید. در اینجا کوتاهی در تربیت و نامناسب بودن اوضاع و شرایط مادی و معنوی مادر در نگهداری از طفل و صلاحیت و توانایی جد پدری و شرایط مناسب مالی و معنوی اش برای نگهداری از فرزند صغیر متوفی باید اثبات شود. بعد از 9 سالگی هم دختر کلا از حضانت خارج می شود و می تواند خود تصمیم بگیرد که در نزد چه کسی زندگی کند.
  2. قبل از هر کاری شما باید برای دریافت گواهی انحصار وراثت اقدام کنید.
  3. بعد از رسیدگی به پرونده قتل همسر شما در دادگاه، با توجه به مطالبی که شما گفته اید و نحوه کشته شدن همسرتان، احتمالا قتل غیر عمد یا شبه عمد محسوب می شود؛ یعنی ضارب قصد کشتن نداشته بلکه براثر عصبانیت و عدم توجه به مقررات و بی احتیاطی باعث فوت شوهر شما شده است. البته همه چیز بستگی به رای قاضی پرونده دارد. در صورت محکومیت ضارب به پرداخت دیه، شما و فرزندتان و پدرو مادر شوهرتان هرکدام از دیه سهمی دارید. بعد از قطعیت حکم دادگاه، پرونده شما به تامین اجتماعی ارجاع می شود. هرچه از حقوق مالی مثل دیه از آن مرحوم مانده باشد، بین وراث وی، یعنی شما و فرزندتان و پدرو مادر متوفی، طبق قانون ارث تقسیم می شود.
  4. قبل از تقسیم و  پرداخت سهم الارث، ابتدا مهریه شما و دیون دیگری که متوفی به دیگران داشته،  پرداخت می شود. پس اول باید مهریه شما تمام و کمال پرداخت شود. اگر چیزی ماند به طلبکاران دیگر داده می شود و بعد از آن باقیمانده ماترک بین وراث تقسیم خواهد شد.
  5. اموال و دارایی های متوفی غیر از دیه و حقوق مستمری هم به همان نسبت ارث بین وراث تقسیم می شود.
  6. وراث می توانند از سهم خود هرکدام بخشی از دیون متوفی به طلبکاران را پرداخت و ذمه متوفی را بری نمایند.
  7. از سهم فرزند صغیر شما زیر نظر سرپرست وی (جد پدری) به شما جهت هزینه های او پرداخت می شود. والا جد پدری باید تا رسیدن دختر به سن بلوغ سهم او را برایش پس انداز کند و از جانب خود نفقه او را تامین نماید.
  8. در صورت عدم نگهداری درست اموال کودک توسط جد پدری و نگرانی از حیف و میل شدن آن می توانید با مراجعه به اداره سرپرستی و اطلاع رسانی این مسئله، جلوی از بین رفتن سهم الارث فرزندتان را بگیرید.
  9. چون همسر شما در ماه حرام کشته شده، دیه اش مضاعف است؛ یعنی دو برابر دیه کامل مرد به وراث پرداخت خواهد شد که ترتیب پرداخت آن همان ترتیب تقسیم ارث است که گفته شد و مرجع پرداخت را نیز قاضی دادگاه در حکم صادره تعیین می کند که فرد ضارب است یا محل کار ضارب.
  10. بعد از صدور حکم دادگاه شما باید قبل از تقسیم ارث یا دیه با عقدنامه و کارت ملی و شناسنامه به مرجع پرداخت دیه مراجعه کنید و مهریه خود را مطالبه نمایید.

پیشنهاد می شود که قبل از صدور حکم و دستور تقسیم دیه، شما دادخواست دریافت مهریه خود از ماترک متوفی را با ارائه گواهی فوت و بقیه مدارک از دادگاه خانواده درخواست نمایید تا عدم دریافت مهریه توسط شما از همسرتان، با صدور حکم مهریه اثبات شود. این حکم را در زمان دریافت مهریه از دیه می توانید به مرجع پرداخت دیه ارائه و به راحتی و قبل از تقسیم، مهریه تان را دریافت نمایید.

  1. در صورت عدم اطلاع از نحوه و زمان دریافت دیه همسرتان و در صورت تقسیم آن طبق قانون ارث بین وراث، شما می توانید درخواست دریافت مهریه از دیه را به مرجع مربوطه بدهید و با حکم دادگاه از سهم الارث تقسیم شده، مقدار مهریه شما دریافت و به شما تقدیم می شود.
  2. همسر شما چون حین انجام وظیفه کشته شده اند حقوق و مزایای حقوقی ایشان به بازماندگان به این ترتیب پرداخت می شود:
  • همسر تا زمانی که ازدواج نکرده باشد و یا بعد از فوت همسر دوم فوت و یا  بعد از همسر دوم طلاق، می تواند از حقوق همسر اول استفاده کند.
  • فرزند دختر تا زمانی که شاغل نشده یا ازدواج نکرده باشد.
  • فرزند پسر تا 20 سالگی به شرط عدم ادامه تحصیل و در صورت ادامه تحصیل تا بعد از پایان تحصیلات
  • به پدر و مادر به شرطی که تحت تکفل متوفی بوده باشند و حقوق بازنشستگی و مستمری از محل دیگری دریافت نکنند.

 

امیدوارم که در طی این مراحل برای شما و دیگر وراث مشکل و اختلافی پیش نیاید و با مساعدت و رفق و مدارای بزرگترها همه چیز به راحتی بگذرد و بر آلام روحی شما و خانواده همسرتان افزوده نشود.

/انتهای متن/