حال خوب ما، مدیونِ قبول شرایط فعلی و تلاش برای بهتر بودنه

خواسته های ما تو زندگی متنوعند، گاهی منطقی اند و بودنشون ضروری و گاهی کاذبند و وجودشون دردسرساز. زهرا با اولویت بندی مناسب سعی کرده تعادل رو در مسیر توقعاتشون در زندگی فراهم کنه و با این کار آرامش رو هدیه بگیره. این حرف های زهرا خانم است که از راز خوشبختی اش برای ما گفته است.

0

زهرای ۲۷ ساله از حس خوشبختی اش در کنار محمد رضای ۳۱ ساله برای ما اینطورگفته است:

 

حس خوشبختی متناسب با میزان توقع ماست

حس خوشبختی یه احساس درونیست که برای هر فردی متفاوت است و این خود ما هستیم که این حس رو ایجاد می کنیم و میزانش دست خودمونه. هرچه میزان توقع انسان در زندگی پایین باشه، حس خوشبختیش بیشتر میشه یا شاید بهتر بگم هرچی توقع کاذب انسان، یعنی آن دسته توقعاتی که واقعا بود و نبودشان در زندگی فرقی ندارد، کمتر باشه این حس رو بهتر میتونه پرورش بده. من هم سعی کردم همین طور زندگی کنم وتوقع خودم و همسرم رو در زندگی معقولانه رشد بدم. خب باید اقرار کنم که  گاهی این حس بالا وپایین شده اما سعی کردم کنترلش کنم چرا که ما در ابتدای مسیر زندگی مشترک هستیم و درخت زندگیمون هنوز نهالیه که نیازمند رسیدگی بیشتریست.

 

سنگ، هر چه تراش خورده تر، باارزش تر

وقتی مشکلات سر راهمون سبز میشن سعی می کنیم باهم حرف بزنیم. صبر خیلی مهمه، اعتراف می کنم من زیاد آدم صبوری نیستم اما از همسرم این صبر رو دارم یاد می گیرم و چیز دیگه ای که هست اینه که سعی می کنیم هر موضوعی رو که حلش می کنیم ، دیگه سراغش نریم وکنارش بگذاریم.

در مواردی که حلش برامون مشکله و شاید جایی یه موضوعی آزارمون بده، سعی می کنیم ازش  بگذریم. چون من اعتقاد دارم  هر مسئله ای رو کش بدم زندگیم بهم ریختگی پیدا میکنه که نه خودمون میتونیم حلش کنیم و باطبع کسی دیگه ای هم  قادر نیست اون رو برامون حل کنه.

بنظرم ما هر دو مثل دو سنگی هستیم که در رودخانه زندگی کنار هم داریم صیقلی میشیم وفکر می کنم هر سنگی که بیشتر تراش بخوره قطعا جواهر درونش نمایان تر میشه وبمرور زمان درخشان تر و با ارزش تر خواهد شد.

 

حال خوبمون نتیجه ی پذیرش و قناعت مونه

حال خوب رو خودمون پرورش میدیم. باید سعی کنیم تو این همه حجم زیاد تبلیغات وتقاضاهای کاذب، توقع هامون رو کنترل کنیم. وقتی این حس کنترل رو داشته باشیم،  حال خوب خودش سراغ مون میاد. اعتقاد شخصی من اینه که انسان باید تلاش کنه ولی در کنار تلاشش به دوتا موضوع  توجه داشته باشه، یکی  پذیرا بودن، یعنی موقعیت هایی که داره رو قبول کنه و قانع باشه و شکرگزار. دوم  تلاش برای بهتر شدن رو داشته باشه.

 

تغییر در برنامه های زندگیم برای  همسری و مادریِ بهتر

قطعا هر کسی برای زندگی خودش برنامه هایی داره اما نمیشه به طور قطع گفت که این برنامه ها عملی خواهد شد یا نه.

 تا قبل از آشنایی با همسرم دوتا برنامه رو دنبال می کردم که  اولی از اونجا که رشته تحصیلی ام اقتصاده، در تلاش بودم‌ برای ورود به بورس. با چند تا استاد وکارمند بورس هم صحبت کرده بودم. بعد از آشنایی با محمدرضا کنارش گذاشتم ودومی کار در سپاه محمد رسول الله بود که بعد از ازدواج  پیگیرش نشدم چون این کار فرهنگی بود و تمام زمانم را پر می کرد و شاید به پیکره زندگیم خدشه وارد می کرد. اعتقاد من اینه که زن باید مدیریت خونه و محل عشق ورزی خانواده باشه و خود این برای شخص من انرژی زیادی می خواست  که این مسئولیت با وجود پسرم، خیلی سخت تر هم شد.

/انتهای متن/