زنان در گروه تروریستی داعش چه نقشی دارند؟

نشست “زنان و داعش” که روز گذشته در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد با شرکت اساتیدی از ایران وکشورهای دیگر به بررسی علل گرایش زنان مسلمان در کشورهای عربی و اروپایی به داعش پرداخت.

0

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی روز دوشنبه ٢٤ مهرماه نشستی “زنان و داعش” با شرکت تنی چند از اساتید ایرانی و خارجی  برگزار کرد.


اسلام، مسأله داعش نیست

در ابتدای جلسه بخش هایی از یک فیلم در رابطه با حضور زنان و کودکان در گروهک تروریستی  داعش پخش شد و خانم دکتر شکوه السادات حسینی ،عضو هیأت علمی گروه پژوهشی مطالعات زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، به عنوان مقدمه ی بحث خود در رابطه با مضمون این فیلم  توضیحاتی را به حاضرین ارائه داد:

 “دو گروه از کشورها به گروه تروریستی داعش می پیوندند: گروهی از جهان عرب مثل کشورهایی چون تونس و گروهی هم از کشورهای غربی. در مورد پیوستن افراد به گروه داعش دو تحلیل هست: آقای “اولیویه روا”  پژوهشگر اسلامی، سیاسی فرانسوی کتابی با عنوان “جهاد و مرگ” دارد و در آن محور بحث  را خشونت نهادینه در گروه داعش می داند و شوق به مرگ را مطرح می کند. می گوید اسلام مسأله گروه داعش نیست و اسلام برایشان نقش کاتالیزور دارد.  عمدتا افراد این گروه یک دوره ای در  زندگی شان بی بند و باری افراطی داشته اند و به دلیل خرده جرائم حتی در محیط زندان هم بوده اند و مثلا ترجیح می دهند به کلوپ ورزشی بروند تا مسجد، که ناگهان شعائر دینی را در زندگی خود به طور فردی و در گروه های کوچک پیدا می کنند و به داعش می پیوندند.”


زنان داعشی، پارادوکس احساسات و خشونت

دکتر حسینی اضافه کرد:

” در زمینه حضور زنان در گروه های تروریستی چون داعش پارادوکس احساسات و خشونت مطرح می شود، یعنی چطور یک زن با وجود عواطف و احساسات می تواند به این گروه ها ملحق شود. از طرفی جدای از اینکه  زنان به طور کلی دچار آسیب های مختلفی در جنگ ها می شوند، گروهی از زنان هستند  که داوطلبانه به این گروه های تروریستی می پیوندند، دسته ای برای جهاد نکاح و گروه دیگر بیشتر زنان تحصیل کرده از اروپا هستند و برای مبارزه و گرفتن اسلحه وارد این گروه می شوند.”


وظیفه گردان های زنانه داعش

خانم دکتر آزاده گریوانی، دکترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه بیروت، مترجم کتاب “مدیریت توحش، مانیفست داعش” به ارائه مقاله اش در رابطه با هویت یابی زنان غربی برای پیوستن به داعش پرداخت:

“مسأله مشارکت زنان در عملیات جهادی از سال ٢٠٠٣ مطرح شد و نظریه پردازان سلفی جهادی موضع گیری خود را نسبت به حضور زنان در عملیات جهادی با رجوع به نصوص دینی و شواهد تاریخی توجیه کردند. نقطه تحول بزرگ زمانی آغاز شد که رهبر القاعده در عراق از سربازگیری زنان در تلعفر عراق در سپتامبر ٢٠٠٥ سخن گفت . بعد از آن عراق شاهد ٦٠ عملیات انتحاری بود که توسط زنان انجام شد و به موجب آن ٣٧٠ نفر کشته و ٦٥٠ نفر مجروح شدند. بارزترین گردان های زنان، گردان الخنسا و ام ریان است که متوسط سن جهادگران زن ١۸ تا ٢٥ سال می باشد و ماهانه ٢٥٠ دلار دریافت می کنند. وظیفه این گردان ها تشکیل هیئت های امر به معروف و نهی از منکر، نصب ایست های بازرسی زنان، تعلیمات دینی، نگهداری از خانواده های مجاهدان و همچنین آموزش سلاح هاست.”
سیستم خواهرانگی در داعش

این پژوهشگر ادامه داد:

“داعش در سال ٢٠٠٧ سه مؤسسه ی رسانه ای به نام های “الملاحم، الفرقان و السحاب ” را راه اندازی کرد که هر کدام مجلات و سایت های مخصوص زنان را ایجاد کردند. مجله الخنسا با رئیس  تحریریه ” ام اسامه” سعودی الاصل بود که برای ترویج افکار سلفی جهادی تلاش می کرد. سیستم خواهرانگی بین زنان داعش حس تعلق خاطر را به زنان مهاجر می دهد  و آنها را برای جهادی فکر کردن و آموزش ایدئولوژیک به فرزندانشان یا اینکه چگونه همسرانشان را برای عضویت به داعش تشویق کنند، آماده می کند. سیستم خواهرانگی به آن ها اجازه می دهد دو چیز را بدست آورند. اولا به پیروی از ایدئولوژی جهادی آن ها وظیفه خود را  دنبال می کنند و به واسطه ی آن بهشت را در آخرت و احترام را در دنیای کنونی بدست می آورند. بعلاوه وقتی جهاد گران زن همسر و درآمد خانواده را از دست می دهند سازمان های جهادی وظیفه مراقبت از آنها و فرزندانشان را بعهده می گیرند. انگیزه زنان برای پیوستن به داعش ممکن است فراتر از یک انگیزه ی خالصانه دینی باشد. بنابراین می تواند علاقه آنها به رهایی و رسیدن به توانمندی باشد. خصوصا مهاجران زن که در حقیقت نوجوان هستند، چون مایل به کنترل زندگی خود و در جستجوی هویت و دستیابی به احترام به عنوان یک زن مسلمان در جامعه هستند، به داعش تمایل پیدا می کنند.”


رسیدن به رهایی، هدف اصلی زنان داعشی

دکتر گریوانی اضافه کرد:

“شش وبلاگ و توییتر مجاهدان زن غربی را برای دستیابی به انگیزه های آن ها برای پیوستن به داعش به مدت یک سال مورد تجزیه و تحلیل قرار دادم . یافته های این تحقیق نشان می دهد که بسیاری از زنان با عضویت در داعش به دنبال رهایی بوده اند . رهایی به معنای داشتن غرور نسبت به سفر به سوریه و کنترل زندگی خود به عنوان مخالفت با عوامل فشار، قدرت گرفتن و اعمال کنترل نسبت به شوهران و خانواده خود و بدست آوردن احترام به عنوان جهادگر زن. از طرفی زنان مسلمان در کشورهای غربی اغلب قربانی هستند و به عنوان زن ستمدیده تلقی می شوند و با سفر به عراق و سوریه آن ها به دنبال کنترل در آوردن زندگی خویش هستند. بسیاری آنان مشتاقند کلیشه های غربی از زن مسلمان ستمدیده را به تمسخر بگیرند. عواملی که می تواند مستقیما از جهاد زنان ناشی شود قدرت مستقیم زنان برخانواده های شان است. از طرفی بزرگترین شرف زنان مجاهد داعش این است که مردان شان در خط مقدم احیای اسلام هستند و به عنوان شهید می میرند. این زنان از مفهوم شرف و احترام در جامعه، برای تشویق زنان دیگر برای پیوستن به داعش و تبدیل شدن به جهادگران زن استفاده می کنند. هدف جهادگران زن برابری جنسیتی نیست و زنان در گروه داعش خود را به عنوان مکمل مرد تلقی می کنند. بعلاوه هدف گردان های زنانه این است که اطمینان حاصل کنند زنان، امور شریعت اسلامی را بدرستی دنبال می کنند و در صورت عدم موفقیت،  مجازات خواهند شد. بنابراین جهاد مختص مردان نیست و زنان نیز باید سهم خود را ادا کنند.”

وی در تشریح موقعیت واقعی زنان داعش اظهارکرد:

“زنان در تشکیلات داعش ظاهرا قدرت زیادی را بدست می آورند اما آیا این به معنای رهایی زنانه است؟ به اعتقاد من حتی اگر این زنان قدرت و احترام را بدست آورند، آن ها در سیستمی مرد سالارانه محصور شده اند که قادر به گریختن از آن نمی باشند. مهاجران زن غربی برای پیوستن به داعش ممکن است اینگونه احساس کنند که به واسطه ترک خانواده های شان، از محدودیت و کنترل آزاد هستند اما اکثر این زنان باید با جهادگران ازدواج کنند و خیلی زود دوباره تحت حمایت مردان در می آیند. بدین ترتیب تمام محدودیت های آنان با محدودیت های سخت تر دیگری جایگزین خواهد شد.”


چرا به سمت خشونت می رویم؟

دکتر مهرنوش هدایتی ، هیأت علمی و رئیس پژوهشکده اخلاق و تربیت  پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی هم از منظر روانشناختی به علت حضور زنان در گروه داعش اشاره کرد:

“داعش یک تغییری در بحث زنانگی جهاد به وجود آورد. چون قبل از آن زنان نقش عاملیت در جهاد نداشتند و بیشتر نقش آنان حمایتی بود. در روانشناسی چندین نظریه در مورد علل خشونت وجود دارد . یک نظریه بنیادی فروید است که زن و مرد دارای غریزه مرگ و خشمند اما طی یک نظام فرهنگی مردها خشم فعال بیشتر و زنان خشم منفعل تر و سردتری دارند. در اینجا بحث ما فقط مربوط به قربانیان زن داعش نیست چون مردان زیادی نیز قربانی شده اند، بحث ما در مورد زنهایی است که از کشورهای مختلف حضور فاعلی در داعش دارند. نظریه دیگر در مورد اینکه چرا ما به خشونت رو می آوریم، احساس یأس و ناکامی است. یعنی  وقتی افراد طی سال های متمادی احساس ناکامی دارند، خشونت  را در تربیت نسل های بعد در نظر می گیرند. مثلا داعشی ها می گویند ما باید حاکمیت و خلافت اسلامی را در جهان حاکم کنیم و دلیل این اعتقاد آن ها این است که پدرانشان به آن ها گفته اند ما باید در رأس باشیم و حالا که در رأس نیستیم باید جهاد کنیم. در مورد زن ها تئوری یأس و ناکامی عمیق تر است و بدست آوردن هویت و قدرت دلیل آن ها برای پیوستن به داعش است چون اغلب آن ها در خانواده های پدرسالار بزرگ شده اند و داعش فرصت خوبی به آن ها داده که اثرگذار باشند .  تئوری دیگر برای دلیل خشونت، دریافت پاداش سریع است. ما برای انجام کار فرهنگی نیاز به زمان بیشتری داریم اما با خشم پاداش سریعتری می گیریم. وقتی این زنان فرزندان و شوهران خود را راهی جهاد می کنند بلافاصله یک احترام اجتماعی بدست می آورند و پایگاه اجتماعی به آن ها  داده می شود.”

تیپ های شخصیتی زنان داعشی

وی صحبت هایش را اینگونه تکمیل کرد:

 “مردانی که خشونت می کنند خودبرتر بینی و خودشیفتگی دارند، اما زنانی که خشونت می کنند شخصیتی  ضد اجتماعی و مرزی دارند. زنان اروپایی که به گروه های تکفیری می پیوند می خواهند قواعد اروپا را زیر پا بگذارند و ضد اجتماعی عمل کنند چون آن ارزش ها اذیت شان می کنند.  در زنان داعش تیپ شخصیتی مرزی بسیار دیده می شود. یعنی زنانی که در زندگی خود بسیار مهربان و عاشق اند ولی به راحتی می توانند خشمگین شده و دیگری را حتی به قتل برسانند. یکی از مکانیسم های دفاعی مهم در افراد داعش خصوصا در زنان، دلیل تراشی است. مثلا یکی از خانم ها که بمب گذار بود، دلیلی که برای کارش ذکر می کرد این بود که این افرادی که در بمب گذاری کشته می شوند به بهشت می روند و ما عاملی هستیم برای اینکه آنها به بهشت بروند.”


شیوه های پیوستن زنان به داعش
خانم دکتر سهام محمد عزوز، دکترای علوم سیاسی و استاد دانشگاه المنار تونس نیز در رابطه با تحقیقاتش در زمینه ی حضور زنان در داعش حرف زد:

” گروه های افراطی به شیوه های مختلف از میان زنان عضو گیری می کنند: بعضی زنان داوطلب می شوند، بعضی از طریق شبکه های اجتماعی، تبلیغات، دیالوگ های مستقیم در نماز جمعه و اماکن دیگر در مورد پیوستن به داعش  شستشوی مغزی می شوند و  گروهی از زنان را نیز با مسائل مادی و دادن حقوق تشویق می کنند. طبق آمار جدید ٢٥ درصد زنان به طور داوطلبانه از کشورهای عرب به داعش می پیوندند و نسبت زنان اروپایی پیوسته به داعش ٤٥ درصد است. درباره علل جذب زنان به داعش شاید بتوان این را گفت که زن ها زودتر از مردان فریب وعده های داعش را می خورند به علت سرکوب هایی است که در کشورهای خود شده اند و داعشی ها وعده آزادی و رهایی به آنها می دهند. زنانی که از آفریقا و تونس به داعش می پیوندند از سن ١٦ تا ٢٥ سال هستند و یکی از خانم های تونسی عضو داعش می گفت “من در کشورم از حجاب محروم بودم و داعش به ما وعده داد که در کمال آزادی حجاب داشته باشیم  اما وقتی به آن ها ملحق شدیم دیدیم آنها بویی از اسلام نبرده اند.”


فرآیند جهاد نکاح در گروه تروریستی داعش

این استاد دانشگاه افزود:

“جهاد نکاح دستاویزی برای داعش شده و از این تبلیغ برای جذب افراد و برای ارضای غرایز شهوانی مبارزین خود استفاده می کند. فرآیند جهاد نکاح به این صورت است که دخترانی که وارد داعش می شوند فقط با ذکر نام کنیه توسط مفتی، با اولین مجاهدی که آنها را انتخاب می کند ازدواج می کنند و پس از کشته شدن مرد در جنگ، زنان بلافاصله با نفر بعدی ازدواج می کنند یا اینکه گاهی مردی زن دیگری را دوست ندارد و آن را به نفر بعدی هدیه می دهد. جهاد نکاح براحتی صورت می گیرد و بسیاری از زنان دستگیر شده در زندان های داعش قربانیان جنسی گروه تروریستی داعش هستند. از طرفی ایده ی داعش این است که زنان خیلی راحت تر از مردان  می توانند وارد خانواده و خانه های مردم شوند و برای تبلیغات این اندیشه بیشتر می توانند از زنان استفاده کنند. همچنین به دلیل عملیات های زیاد و کشته شدن مردان، داعشی ها با استفاده از عواطف و احساسات و شستشوی مغزی، زنان را جذب گروه های خود می کنند و غیر از جهاد نکاح، زنان را به عملیات انتحاری تشویق می کنند. حتی بسیاری از تک تیراندازها در مناطق تحت سیطره داعش، زنان هستند. داعش می خواهد امنیت را از بین ببرد و تعداد کشته شدگان برایش مهم است و در مجامع عمومی با استفاده از حجاب زنان دست به عملیات انتحاری می زنند. در صفوف مقدم جبهه های جنگ داعش زنان حضور دارند و حتی بعضی زنان در عملیات انتحاری فرزند خود را در بغل دارند با رویای ورود به بهشت.”


اندیشه داعش در کشور های عربی زنده است

دکتر عزوزی درادامه بیان داشت:

” یکی از گروهای زنان داعشی، الخنساء است که در سال ٢٠١٤ در شهر رقه  ی سوریه تاسیس شده است. این گروه فعالیت هایی چون هدایت و بازداشت زنانی که تمرد می کنند، نیروگیری و آموزش های دینی و مذهبی به زنان برای پیوستن به داعش را بر عهده دارد. همچنین بر طبق آمار رسمی کشور تونس ٧٠٠ زن تونسی در عراق و سوریه به داعش پیوسته اند اما ما صاحبنظران و محققان می دانیم که تعداد آنها زیادتر است و بسیاری از آن ها در عملیات نظامی کشته و ربوده شده اند و اکثر زنان گروه الخنساء را زنان تونسی و چچنی تشکیل می دهند. مرکز پژوهش های تروریسم در لیبی هم آمار زنانی که از لیبی به داعش پیوسته اند را سه درصد اعلام کرده و زنان دیگر از تونس، چاد، سودان و مالی بوده اند و بتازگی نیروگیری از بچه ها هم زیاد شده است. در آخر باید بگویم که داعش به لحاظ نظامی در حال فروپاشی است اما به جهت فکری، همچنان در تک تک کشورهای عربی جریان دارد و کارشناسان و جامعه شناسان و علمای دین باید این اندیشه را ریشه کن کنند. ٤٥ درصد از زنان داعشی اروپایی هستند و اخیرا اتحادیه اروپا در حال انجام  پژوهشی در این رابطه است  که چرا دخترانی که در مدارس ما تحصیل کرده و بزرگ شده اند باید به داعش بپیوندند؟”

 

جای خالی پژوهش های مردم شناسانه در بحث داعشدکتر سید جواد میری، هیأت علمی پژوهشکده مطالعات اجتماعی و رئیس گروه امور اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی هم به عنوان آخرین سخنران این نشست گفت:

“باید بین  دلیل رفتن زنان اروپایی و عربی به سمت گروه تروریستی داعش تمایز مفهومی قائل شویم. چون پایه تجزیه و تحلیل ما متفاوت خواهد بود؛ مثلا اینکه در اروپا چه نوع زنانی به داعش می پیوندند،این زنان بومی هستند، تازه مسلمانند یا غیرمسلمان؟ چه کسانی از جوامع اسلامی وارد داعش می شوند؟ آیا اساسا از منظر یک ایرانی می توانیم پدیده داعش را متعلق ذهن خود کرده و به آن بیندیشیم؟ چند مانع در ایران وجود دارد که نمی توانیم داعش را متعلق ذهن خود بدانیم و براساس یافته های خود استراتژی برای مقابله با آن را تعریف کنیم. یکی اینکه جامعه شناسان و مردم شناسان ایرانی دچار تأخیرند. درحالی که ما باید به اشکال مختلف در مناطق داعش حضور یافته و از منظر روانشناختی، جامعه شناختی، سیاسی، طبقاتی و غیره به آن نگاه کنیم. شاید تنها گروهی که منسجم در ایران در مورد داعش کار کرده سپاه قدس بوده اما این ورود هم سخت افزاری بوده و ما نیاز به استراتژی های نرم افزاری داریم. در جامعه ی آکادمیک ما خودآگاهی لازم در مورد نگاه مردم شناسانه وجود ندارد یعنی بسیاری از نظرات و رویکردهای ما با امر واقع همخوانی نداشته و اطلاعاتی که از اخبار، اینترنت، رسانه ها ی مختلف و برون مرزی می گیریم، دیدگاه  ایرانی در آنها وجود ندارد.”

وجود عقلانیت فرمال در اندیشه ی داعش

وی تصریح کرد:

“زیگموند باومن کتابی با عنوان جامعه شناسی هولوکاست دارد و برخلاف بسیاری از جامعه شناسان که در مورد نازیسم و هولوکاست موضع گیری می کنند، می گوید هولوکاست چیزی بیرون از مدرنیته و عقلانیت نبود اتفاقا هولوکاست نقطه ی اوج عقلانیت فرمال بود. طبق گفته خانم سهام عزوز مردان داعشی می گویند: “ما زنان را وارد گروه می کنیم تا فرزندانی برای آینده داعش پروش دهیم”، بنابراین  عقلانیت فرمال نه عقلانیت اسلامی و وحیانی در اندیشه داعش وجود دارد و گروه داعش می تواند در بین مردم علاقه ایجاد کرده و حتی آن را بازتولید کند. به نظر من با اینکه قبول داریم داعشی ها اعمال وحشیانه ای دارند اما داعش یکی از مدرن ترین گروه ها در جهان است که کارهایشان احمقانه و بدون برنامه نیست البته  ممکن است روش و منطق آن ها در منطق شیعی ما نگنجد. وقتی در مورد پیوستن زنان به داعش حرف می زنیم بازگشت امر سرکوب شده را باید درنظر گیریم. یکی از خاطرات سرکوب شده، برگشت به گذشته ی صالح است و مسلمان احساس می کند دنیایی که خلق شده با سلف صالح فرق دارد، پس خشونت زاده می شود چون باید سیستم ها و گفتمان ها را جابجا کند و توحش نیز از آن بیرون می آید.”

/انتهای متن/