قسمت اول

از کودکان یاد می گیریم

در هفته کودک بد نیست نگاهی داشته باشیم به این که کودکان چقدر از ما بزرگترها یا د می گیرند و چقدر به ما یاد می دهند؟ موضوع “مسابقه از كودكم ياد گرفتم” که اخیرا از طرف سایت به دخت برگزارشد، این بود که کودکان می توانند خیلی چیزهای خوب به ما بزرگترها یاد بدهند. گفت و گوی به دخت با یک کارشناس قرآني در همین زمینه است.

0

پدر و مادرها و مربی ها معمولا فکر می کنند که وظیفه دارند که خیلی چیزها رابه بچه ها یاد بدهند در حالی که خیلی وقت ها این بچه ها هستند که می توانند به ما چیزهای مهمی یاد بدهند.دکتر محمدجعفر غفرانی استاد دانشگاه و قرآن پژوه به این سوال پاسخ جالبی داده است.از دیدگاه ایشان بچه ها این نکات مهم را به ما بزرگترها یاد می دهند

  • از كودكان خودباوري و استقلال بياموزيم

تمام بچه ها هميشه تلاش مي كنند تا به خود باوري و خود اتكايي برسند. آنها مي خواهند از پدر ومادر و اطرافيان مستقل باشند . اما پدرو مادرها برعكس با سرويس هايي كه مي دهند آنها را وابسته و تنبل بار مي آورند. در جاهايي كه  نقش پدر و مادر كمرنگ تر مي شود، مي بينيم كه روند مستقل شدن زودتر اتفاق مي افتد. مثلا يك كودك هشت ساله ي يتيم در مترو براحتي خريد و فروش مي كند و حساب و كتاب مي فهمد. آنها راحت ارتباط مي گيرند واز ارتباط نمي ترسند.

  • شرط زندگي ايستادگي و وارستگي است

كودك از زماني كه با اولين گريه به دنيا مي آيد، تمام مراحل رشد درونش نهاده شده. او پس از چند ماهي خودبخود مي نشيند و بعد مي ايستد و پس از مدتي مي دود؛ هيچكدام از اين كارها را هم به دستور و خواست كسي انجام نمي دهد. كودكان به صورت ناخوداگاه مي فهمند شرط زندگي ايستادگي و وارستگي است. كودكان دوست دارند در بازي دستانشان را ببندند و لي لي كنان به هم تنه بزنند و آن كسي كه نهايتا نتواند تعادلش را حفظ كند سوخته است.  در بازي زندگي هم تا حدودي همين گونه است؛ انسان هاي بزرگ از صبح تا شب به يكديگر تنه مي زنند و تنه مي خورند و كسي برنده است كه آن رويش بالا نيايد، خشمش غلبه نكند، بتواند تعادل، قيام و مقاومتش را در زندگي حفظ كند. آن کسی که بسوزد همان است که در جهنم می سوزد.

  • حفظ تعادل لازمه زندگي است

همه بچه ها مي فهمند كه حفظ تعادل بر روي صراط از مو نازكتر و از شمشير برنده تر زندگي لازمه زندگي است. اغلب بچه ها دوست دارند بعد از تعطيلي دبستان از روي لبه جدول راه بروند، اين تمرين تعادل است. مهمترين درسي كه مي توان از كودكان ياد گرفت همين حفظ تعادل است. حفظ تعادل نشانه عقلانيت و اراده است .

 كسي را تصور كنيد روي يك طناب برفراز دره اي عميق راه مي رود او بايد تمام حواس و تمركزش روي حركات و تكان هاي خودش باشد تا بتواند تعادلش را حفظ كند و جان سالم به در ببرد. در زندگي هم همين گونه است. در واقع ما روي پرتگاهي هستيم و در صراطي باريك گام مي زنيم. بجاي اينكه ذره بين دست بگيريم و عيب ديگران را ببينيم و یکسره همديگر را چك كنيم و مراقب ديگران باشيم، بايد مراقب اعمال و رفتار خودمان باشيم.

در آيه 105 سوره مائده آمده كه در صراط زندگي هر كس فقط مراقب خودش باشد. حالا در برخي خانواده ها زن مي خواهد شوهرش را آدم كند، مرد مي خواهد زنش را آدم كند و هر دو مي خواهند بچه ها را آدم كنند و هيچكس نمي خواهد خودش آدم شود.

حفظ تعادل از نظر قرآن به اين معناست كه براي هر چيزي كه به شما داده مي شودف مغرور و متكبر نشويد و از دست دادن چيزها شما را نا اميد و ناراحت نكند. چرا كه هر دو امتحان است نه آنكه به شما مي دهند امتياز است و نه آنچه كه مي گيرند خفت بار است. بلكه همه چيز امانت است، چون از خودت نيست.

  • احسان يعني آموزش غير مستقيم

مي توان از رفتار بچه ها مقاومت در برابر توهين، تحقير، تمسخر، ترور و… را ياد گرفت. انسان مقاوم خسته و بازنشسته نمي شود، بچه ها هم خسته و بازنشسته نمي شوند. براي همين قران پنج بار در سوره هاي اسرا، بقره، نساء، انعام و لقمان از تمام بچه ها خواسته كه به پدر ومادرشان احسان كنند. احسان يعني آموزش غير مستقيم، آموزشي كه موثر باشد اما محسوس نباشد.

/انتهای متن/