همسران شهدای جدید را دریابید

در همایش ” نقش آفرینی و بیان تجارب زیسته زنان در دفاع مقدس” خانواده شهدای جنگ تحمیلی از سختی ها و مرارت های بی شمار این سال ها گفتندو نهایتا خواسته شان از مسئولین این که: اگر برای ما کار زیادی نکرده اید، اقلا برای خانواده و همسران شهدای جدید کاری اساسی بکنید.

0

همایش ” نقش آفرینی و بیان تجارب زیسته زنان در دفاع مقدس” به کوشش موسسه مطالعات و تحقیقات زنان با همراهی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری دیروز در دفتر موسسه مطالعات زنان برگزار شد تا بررسی کند: 

خانواده شهدا عزیزند مثل خود شهدا اما برای خانواده شهدا بعد از شهادت عزیزان شان چه کاری شده است که گوشه ای از مرارت های مادی و معنوی و عاطفی و … این بازمانده های شهیدان جبران شود؟

در همه این سال های پس از جنگ تحمیلی چقدر به مسائل و مشکلات همسران شهدا که همراه و همپای شهدا بیشترین قیمت ها را در راه اعتقادات شان پرداخته اند، درست و جدی پرداخته شده است؟

 

 زنان در جنگ بیشترین ضربه را می خورند

همایش ” نقش آفرینی و بیان تجارب زیسته زنان در دفاع مقدس” با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی شروع شد.

سخنران اول همایش نرگس کریمی مشاور امور ایثارگران و زنان و خانواده شهدا ریاست جمهوری در سخنانی اظهار داشت:

 امیدوارم که جنگ و خونریزی از تمام جهان برچیده شود اما تا آن روز یکی از نیاز های اساسی جامعه ما و دیگر جوامع درگیر جنگ، مطالعه بر روی وقایع و مشکلات پس از جنگ، جامعه شناسی  جنگ و رسیدگی درست به آسیب دیدگان جنگ است.

از نگاه آسیب دیدگان جنگ و کسانی که از جنگ ضربات مادی و معنوی واقعی خورده اند، رسیدگی و توجه لازم به آنها صورت نگرفته است. هر جنگی زوایای پنهانی دارد که مهم ترین آنها مشکلات خانواده های شهدا و جانبازان است.

 

زنان از جنگ متنفرند

کریمی در ادامه صحبت های خود اضافه کرد:

در یک مستند که به منظور تحقیق در مورد جنگ در کشورهای مختلف ساخته شده است، حرف مشترک زنان این بود که از جنگ متنفرند چرا که شوهران شان را در آن از دست داده اند، کودکان شان یتیم شده اند و خودشان هم آواره شده اند.

تحقیقات نشان می دهد که زنان همیشه کمترین نقش آفرینی را در جنگ داشته اند و بیشترین ضربه ها را خورده اند و این یک حقیقت تلخ است . ما امروز قصد داریم با تقدیر از زنان و خانواده های ایثارگران پای صحبت آنها  در باب مشکلاتی که در راه دفاع مقدس متحمل شدند، بنشینیم.

 

نقش اصلی زنان انتقال پیام است

سپس معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ضمن تقدیر از فداکاری ها و ایثارگری های خانواده شهدا  اظهار کرد:

نقش زنان در کربلا بهترین الگو برای زنان ما شد. در دفاع مقدس هم زنان ما از کربلا و اثرگذارترین شخصیت آن حضرت زینب(س) الهام گرفتند و سعی کردند پیام انقلاب و شهدا را به درستی منتقل کنند، هر چند که متاسفانه کمتر یا بهتر است بگویم اصلا به این زنان و تجربیات شان پرداخت نشده است.

بیان تجارب زیسته دوران دفاع مقدس، فرصت آگاهی را برای نسلی که جنگ راتجربه نکردند و در این شرایط نزیسته‌اند، فراهم کرد.

تجربه زیسته زنان در دوران دفاع مقدس تجاربی را نشان می دهد که تا کنون جز درچند فیلم کمتر مشاهده نشده است؛ انتقال و بررسی و ارزیابی این نگاه به امروز مخصوصا به نسلی که جنگ را تجربه نکرده ، اقدام بسیار خوبی است

وی با تاکید براینکه جوانان باید با پرسشگری به پیام دفاع مقدس دست پیدا کنند ادامه داد: جوانان باید در مفاهیم دفاع مقدس اندیشه کنند و بپرسند که اهداف دنبال شده در دفاع مقدس چه بود و این نگاه تنها با پرسشگری به جوانان منتقل می شود.

وی افزود: بهترین راویان دفاع مقدس برای  نسل جوان امروز زنان وفرزندان شهدا و خانواده‌های جانبازان وایثارگران هستند چرا که آنها خود در بطن واقعه بوده‌اند وآن را با تمام وجود احساس کردند

ابتکارگفت: اظهار کرد: هنر و سینما دو ابزار مهمی هستند که می‌توانیم با استفاده از آنها در استمرار انتقال پیام دفاع مقدس استفاده کنیم. چهره ای واقعی زنان شهدا

بعد از شعرخوانی  فاطمه راکعی با موضوع  قدردانی از همسران و خانواده ایثارگران و شهدا، فرخنده ایلخان مسئول امورفرهنگی ستاد شاهد دانشگاه الزهرا و همسر شهید مجید حدادعادل از تجربیاتش به عنوان یک همسر شهید  ونیز پایان نامه اش در ارتباط با خانواده شهدا اینطور سخن گفت:

زمانی که همسرم شهید شد من یک دختر 19 ساله بودم با دو فرزند که هیچ تصوری از آینده نداشتم و این شاید حرف دل بیشتر خانم های ایثارگر باشد. به خاطر همین تجربیات هم عنوان پایان  نامه ام را ” روایت زیسته همسران شهدا در جنگ”  انتخاب کردم.

قصد اصلی من از انتخاب این موضوع شناخت و درک خانواده شهدا و ایثارگران در لایه های عمیق تری که جامعه ندیده است، بود.  در واقع می خواستم چهره ای واقعی از مشکلات این خانواده ها و زنان را که خودم هم جزوشان بودم نشان بدهم.

 

در کنار مسیح کردستان

در بخش بعدی همایش دختران شهید بروجردی، شهید موسوی و شهید تندگویان  پشت تریبون قرار گرفتند تا از تجربه های خود بعنوان فرزند شهید حرف بزنند

 دکتر سمیه بروجردی دختر شهید بروجردی صحبت هایش را اینطور آغاز کرد:

مادرمن از سال ها قبل از انقلاب در مبارزه با طاغوت پابپای پدرم در همه فعالیت ها هر چند سخت شرکت داشت بدون هیچ گله و شکایتی .

وقتی امام دستور دادند که غائله کردستان باید ختم شود پدرم به همراه چند نفر از همرزمان همفکرش به کردستان رفتند و از طریق محبت و احترام توانستند اعتماد مردم سختی کشیده کرد را به دست بیاورند و انس و الفت را که همیشه بین شیعه و سنی در آن منطقه وجود داشت را دوباره به آن منطقه برگردانند.

من آن زمان سنی نداشتم ولی می دیدم که چطور پدرم به هموطنان کرد خدمت می کند و نسبت به حل مشکلات شان چقدر متعهد است، الان وقتی به گذشته نگاه می کنم تازه می فهمم که چرا به پدرم مسیح کردستان می گفتند.

 

 از کارداری تا رزمندگی

در ادامه دکتر فاطمه موسوی دختر شهید موسوی اظهار داشت:

پدر من جانشین شهید جهان آرا در خرمشهر بود. او موقع برگرداندن یک رزمنده زخمی به پشت خط مقدم آمبولانسش مورد اصابت گلوله های دشمن قرار می گیرد و شهید می شود. زبان مادری پدرم عربی بود و قبل از اینکه پدرم به جبهه بیاید کاردار ایران در امارات بودند و بعد از شروع جنگ ترجیح دادند در جبهه خدمت کنند.

بعد از شهادت پدرم مادرم زنی 19 ساله و من یک سال و نیمه بودم . مادرم در آن زمان دنباله رو راه پدرم بود و به خاطر همین هم شغل معلمی را انتخاب کرد و بعد از بازنشستگی هم مرکز خیریه ای به همراه دوستانش به نام بهار خرمشهر را راه اندازی کرد تا شاید بتواند خدمتی به مردم نیازمند بکند.


بیوه جوان و زندگی بدون مرد

دختر شهید موسوی در مورد وجه های دیده نشده از جنگ و خانواده های شهدا اینطور گفت:

یکی از قسمت هایی که در بعد از جنگ آن طور که باید دیده نشد، زنان بسیار جوان و تازه بیوه شده ای بود که بدون هیچ پشتوانه مادی و معنوی به ناچار وارد زندگی بدون مرد شده بودند. در آن زمان  گاهی مادران ما حتی اجازه گریه کردن برای شوهران و عزیزان خود را نداشتند، چرا که گریه را بعضی از مردم آن زمان برای خانواده های شهدا نشان ضعف می دانستند… این برداشت اشتباه متاسفانه خیلی رایج بود. متاسفانه در ان زمان هیچ سازمان و محلی برای کمک تخصصی به خانواده شهدا وجود نداشت و حتی بعد از اینکه بنیاد شهید هم تشکیل شد باز آدم های متخصص در زمینه روانشناسی و جامعه شناسی آن جا نبودندو البته آدم های خوبی در این سازمان بودند که در نهایت می توانستند پای درد دل مادران ما بنشیند نه بیشتر؛

مادران جوانی که مشکلات بزرگی داشتند مثل حضانت فرزندانش.

همسران و خانواده های شهدای مدافع حرم  را دریابید

فاطمه موسوی در ادامه صحبت هایش در مورد مشکلاتی که خانواده های شهدا با آن روبرو بودند، گفت:

همسران شهدا که مادران ما بودند مجبور بودند هر دو نقش پدر و مادر را برای ما ایفا کنند و این در دید ما نسبت به زندگی خیلی موثر بود.برای همین هم ن حرف ها به نظر شما خنده دار بیاید ولی عین واقعیت است من تا مدت ها از ازدواج و بچه دار شدن می ترسیدم و به خاطر همین هم نسبت به همسن و سالان و دوستان خودم در سن بالا ازدواج کردم و حتی بعد از ازدواج هم شوهرم همیشه تعجب می کرد که چرا من اصرار دارم همه مسئولیت ها را خودم به دوش بکشم!

نکته آخر را که باید بگویم این است که همسران و خانواده های شهدای جدید را دریابید تا آن ها هم مثل مادران و خانواده های ما سختی نکشند.

 

از اسم شهدا سوء استفاده می کنند

در قسمت بعدی هدی تندگویان  دختر شهید تندگویان، صحبت کرد:

اول از همه لازم می دانم که خاطره ای از امام راحل را بیان کنم که به فضای این مجلس مرتبط است. من در زمان فوت امام هشت ساله بودم اما به یاد می آورم هر زمان امام در مراسمی برای خانواده شهدا شرکت می کرد هرگز جلویشان میکروفن نمی گذاشتند تنها سکوت می کردند، بخاطراحترامی که  برای خانواده شهدا و رنج شان قائل بودند. دوستان خیلی چیزها گفتند که همه شان واقعیت داشت… مادر من هم وقتی همسرش را از دست داد 21 ساله بود با چهار فرزند که کوچکترین شان من بودم که بعد از پدرم به دنیا آمدم.

خانواده ما ظرف دو سال بعد از به دنیا آمدن من چهار شهید داد. این مصائب بخصوص برای مادر بزرگم بسیار سخت بود. مادر بزرگم عاشق پدرم بود.

مادرم در سال سوم دبیرستان بود با پدرم ازدواج کرد و اولین فرزندشان را زمانی که پدرم در زندان ساواک بود، به دنیا آورد. پدرم موقع تولد فرزند اول و آخرش حضور نداشت ولی اسم من و برادرم را در همان زندان انتخاب کرد. من الان که مادر شده ام تازه کمی درک می کنم که مادرم آن زمان چه کشید…

ما فرزندان شهدا سختی های زیادی را تحمل کرده ایم . برای همین هم  یک جاهایی که باید در مقابل بی انصافی ها سکوت کنیم یا می بینیم  بعضی فرصت طلبان از اسم و اعتبار شهدا سوء استفاده می کنند، خیلی غصه می خوریم.

من 36 سال دارم ولی احساس می کنم به اندازه یک زن 50 ساله سختی و مصیبت دیده ام چون مجبور شدم مقاومت کنم و خم به ابرو نیاورم .

در آخر امیدوارم که هیچ کشوری دچار جنگ نشود و اگر هم این اتفاق افتاد، حداقل ساماندهی های بعدش طوری باشد که خانواده ها و همسران بازمانده سختی و درد کمتری را تجربه کنند.

 

ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزای 

این همایش با این که عنوان مهمی داشت و از طرف معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با همراهی یک مرکز مطالعاتی برگزارشده بود، ازنظم و نسق خوبی برخوردار نبود.

سوای تاخیر در شروع برنامه و عدم اجرای بخش های مختلف همایش طبق برنامه قبلی، اشکال در سیستم صوتی و … همایش حرف مهمی در موضوع موردنظر نداشت. بجز صحبت های فرزندان شهدا که در بخش پایانی همایش صورت گرفت،  سایر سخنرانان در موضوع همایش حرفی مهم و جدی نداشتند. مشخصا انتظار این بود که مسئولین امور زنان و خانواده از کارهای انجام شده و انجام نشده در این حوزه که با این همه گله مندی و نارضایتی از سوی خانواده شهدا و زنان آسیبب دیده از جنگ حرف بزنند و نیز از برنامه های پیش رو در این زمینه بگویند.

مهم این است که در چنین برنامه هایی بنیان قدم های عملی برای بهبود وضع خانواده شهدا مخصوصا همسران جوان شهدای امروز گذاشته شود، که معمولا این نشست ها در همان نشست و برخاست و گفتن و شنیدن منحصر می شود و نه چیزی بیشتر.ظاهرا در خیلی از این موارد جز صرف هزینه و بودجه و …  قرار نیست اتفاقی بیفتد.

و این دقیقا خلاف حرف و خواست افرادی از خانواده شهدا بود که در همین همایش شرکت داشتند خطاب به مسئولین که:

ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزای.

/انتهای متن/