تفاهم داریم با اینکه از دو زبان و استان متفاوتیم

گزارشگر به دخت سری زده به خانه سعیده و امیرحسین، زوجی که با دو زبان و فرهنگ‌ متفاوت، اما با درک متقابل و همدلی، احساس خوشبختی می کنند. سعیده از معنای خوشبختی در زندگی اش گفته و موانع خوشبختی و هم از دستاوردهای زندگی مشترکش.

0

سعیده ۲۹ ساله از خودش و همسرش امیرحسین که  ۳۴ سالشه برامون اینطور تعریف می کنه:

من و  همسرم از دو زبان و استان متفاوت هستیم، من آذربایجان شرقی و همسرم همدان.

 سال 88 دانشجوی مقطع لیسانس بودم که با همسرم – که همدانشگاهی بودیم – ازدواج کردم. در آن مقطع همسرم دانشجوی ارشد بودند.

در حال حاضر یک فرزند 22 ماهه داریم. همسرم در شرف اتمام دوره دکتری و خودم هم مشغول رساله دکتری هستم.

 

تفاهم در عین تفاوت

فکر می کنم همه اتفاق نظر داشته باشیم که خوشبختی یک حس است که از آرامش نشأت می گیرد.

 در زندگی ما آرامش برگرفته از یک احساس ریلکسیشن دائمی نبوده، بلکه ناشی از اطمینان قلبی به یکدیگر، پشت به پشت هم بودن، تفاهم در عین تفاوت و تلاش برای درک متقابل بوده وگرنه اساسا جنس زندگی ملازم با مشکل و سختی است.

 

در برابر مشکلات، من و همسرم هم تیمی هستیم

 موانع خوشبختی هر زندگی هم از جنس مشکلات همان زندگی هست ولی به نظرم موثرترین راه حل این است که زن و شوهر خودشان را در یک جانب و مشکل را در جانب دیگر ببینند. اگر بابت مشکل یکدیگر را مورد ملامت قرار دهیم، در واقع نیروی اصلی حل مشکل را از زندگی خود حذف کرده ایم. اگر اخلاقی در زندگی ما مشکل زا هست، اگر مسائل مادی مشکل هست، اگر اطرافیان زمینه ساز ناراحتی اند و اگرهای دیگر باید در کنار هم و همدلانه مشکل حل شود. این در کنار هم بودن دو معنا دارد :

اول اینکه “می توانی به من اعتماد کنی.”

دوم اینکه “من به خاطر تو حاضر به تغییر هستم.”

 

حال خوب، حاصل “خوب بودن در مقاطع مهم گذشته” است

برای من حال خوب مساوی دو لیوان چای تازه دم با دو تا کیک ساده رضویست و صد البته به اضافه یک وروجک شیطون و مزاحم.

یک حرفی هست که می گوید “رفاقت هر چه قدیمی تر بهتر”، معنایش برای من این است که انباشت لطف و معرفت چه اندازه احساس خوبی را در وجود انسان سرریز می کند. در واقع حال خوب حاصل “خوب بودن در مقاطع مهم گذشته” است.

 

علاقمون‌ به هم، بهترین دستپخت دونفره ی زندگیمون

 اگر ازدواج نکرده بودم نمی دانم کجا بودم ولی دوست داشتم همین جا که الان هستم باشم، البته بدون حمایت، انگیزه و انرژی مثبتی که از همسرم می گیرم نمی دونم چطور می شد.

دستاورد مادی و معنوی ازدواج برای من درهم است، تحصیلات و موقعیت اجتماعی هرچند که مادی حساب می شود ولی مستقل بودن و مستقل شناخته شدن هم در کنارش همراه بوده است. دستاوردها را  اگر بخواهم بشمارم شاید از حوصله این مجال خارج باشد ولی فکر می کنم دوست داشتن عمیق و در کنارش آرام بودن و البته دوست داشته شدنِ عمیق ؛

 پدر مادر بچه هاشونو بی قید و شرط دوست دارن و محبت اونها خدادادیه ولی علاقه همسران دستپخت خودشان است به نظرم بهترین کسبم باشد.

/انتهای متن/