اصغر ما هم جیبوتی است!

وقتی خانم عضو شورای شهر جدیدمان در اینستاگرام شان با عبارت «آرمین ما کاناداست» ابراز دلتنگی کرد برای فرزند دور از وطن شان، بی اختیار یاد ننه آقای خدابیامرزم افتادم و این که اگر بود الان…

0

ننه آقایم خدابیامرز در زندگی تنها به نظر و دانسته های خودش اعتماد داشت، البته این نظرات پر بیراه نبودند و همیشه از تجربیات شخصی اش نشات می گرفتند. به خاطر همین هم در یک سری مواقع حرف هیچ کس را قبول نمی کرد. برای مثال وقتی پدرم سال ها قبل با مبلغی ناچیز یک زمین 800 متری در غرب تهران می خرد، ننه آقایم که این کار پدرم را حرکتی ساده لوحانه و اشتباه محض می دانست گفت : آخه پسر سگ، نمیره اونجا لونه کنه تو رفتی اونجا زمین خریدی!؟

شاید باور نکنید اما همین یک جمله ننه آقایم حجت را بر پدرم تمام کرد و باعث شد پدرم بسرعت قید آن زمین را بزند و آن را با سه فروند پیکان صفر درجه یک قرمز تاخت بزند و از شر آن زمین سگ لانه نکن هم خلاص شود!

پدرم بعد از این شانسی که آورد هرگز اسمی از معامله و خرید زمین، به خصوص در منطقه مورد نظر جلوی ننه آقا نیاورد…

سال ها گذشت… تا زمان زنده بودن ننه آقا این معامله همچنان معامله خوب و بصرفه ای بود اما چند سال که از مرگ ننه آقا گذشت، قیمت همان زمین های اسمش را نبر سر به فلک گذاشت و پدرم دید که نه تنها سگ ها که انسان هایی که صاحب این سگ ها بودند هم با افتخار راهی همان غرب وحشی تهران شدند و در برج های سر به فلک کشیده ساکن شدند!

حالا حکایت برخی کشورهای خارجی و پز رفت و آمد به آنها هم از جمله همین مثال هاست. یک زمانی به کشوری مثل آمریکا و کانادا تنها مجرمان و جنایتکارانی می رفتند که هیچ راه بازگشتی به مملکت خود نداشتند ( البته این مورد هنوز هم در مورد مجرمان کشور ما صدق می کند!) مخصوصا کشوری مثل کانادا که به خاطر سرمای استخوان سوزش به سیبری ثانی شهرت داشت و کلا بعد از پخش سریال قصه های جزیره برای مردم ما مفهوم یک کشور را پیدا کرد و حالا چون آمریکا دیگر راه مان نمی دهد، تبدیل شده است به مقری برای فرستادن فرزندان، نوه ها و اقوام نزدیک و… جهت بالا بردن کلاس خانوادگی، خارج کردن ارز از مملکت و ساخت و ساز برای بهبود ساختمان سازی در این کشور و در مواردی هم ازدواج  و اصلاح نسل!

جای ننه آقایم خالی، چون نیست که ببیند دنیا چه تغییراتی کرده و دیگر حتی آدم نمی تواند از ثبات نه تنها قیمت زمین و خانه که ارزش رفت و  آمد به کشورهای دیگر مطمئن باشد!

خدا می داند شاید چند وقت بعد همین جیبوتی که مدتی  قبل ما را از زیر پونز نقشه تحریم کرد جایی شد برای خودش، باید از همین الان اقدام کنیم برای گرفتن اقامت، آن وقت مادرما هم چند سال دیگر  می تواند با افتخار بگوید:

اصغر ما هم جیبوتی است!

/انتهای متن/