چهره اصلی دختر دهه هفتادی در اینستاگرام است نه در صدا وسیما

روان شناس و مشاور خانواده ای با تخصص سکس تراپی بالینی و هیپنوتیزم درمانی شناختی معتقد است که ما نیازهای واقعی جوانان دهه هفتادی ها را ندیده ایم و برایش فکری نکرده ایم و برای به راه آوردن این نسل فقط شعار داده ایم، آن هم شعارهای بی عمل و نهایتا راهی را نشان می دهد برای علاج مشکل بزرگ این نسل یعنی بی هویتی.

0

فرزانه حکمت/

دکتر مهدی مسلمی فر روان شناس، مشاور خانواده، مشاور ازدواج و زوج درمانگر ، سکس تراپیست بالینی و هیپنوتیزم درمانگر شناختی، مدرس دوره هاي تربيت مربي و آموزش خانواده گفت و گویی داشتیم در مورد دختران دهه هفتادی و فرق شان با دهه شصتی ها و علل و عوامل تغییری که در نسل جوان پیدا شده است.  ادامه این گفت و گو را بخوانید:

اشکال از ما مدعیان دین است

دکتر مسلمی فر در نقد نحوه عمل برای انتقال ارزش ها به نسل های جدید معتقد است:

اصلا این که ما همه چیز را به آدمها دیکته کنیم، اصالت دارد؟ آیا دین ما راه رسیدن به رشد را از درون خود افراد ندیده است؟ پیامبر با اخلاق و عمل خود مردم را مسلمان می کرد. وقتی از آن یهودی عیادت می کرد که خاکستر به سر حضرت ریخته بود، او را جذب می کرد. حضرت علی که در محکمه  در برابرزن مسلمان حق را به زن یهودی می داد ، چه تاثیری بر او می گذاشت؟

واقعیت این است نسل جدید با ما مدعیان اخلاق و فرامین دینی که این ادعاها را عمل نکردند، مشکل دارد. یعنی این ما بودیم که نتوانستیم اعتمادها را جلب کنیم. پس این نسل نه با اصل نظام و دین، بلکه  با این نفاقی که می بیند، مشکل دارد.

 

لجبازی می کنند

این روان شناس و مشاور خانواده در مورد رفتارهای نسل نو می گوید:

این عملکردهای بد است که باعث می شود دهه هفتادی ها  خودشان  را  حتی  بدتراز آنچه هستند،  نشان دهند. مثلا در اینستاگرام با کوکاکولا عکس خودش را می گذارد طوری که وانمود کند با بطری مشروب عکس گرفته! یعنی افراطی تر از آنچه واقعا هست و اعتقاد دارد، خودش را نشان می دهد. او دوست دارد وانمود کند نه تنها با شکل ازدواج که با اساس ازدواج و تاهل مشکل دارد.

این در واقع نوعی لجبازی است.

چرا اینطور شده ؟ چون او مثال نقض خیلی از ادعاها، حق و ناحق شدن ها را می بیند، تبعیض طبقاتی، استفاده از رانت و … . بعد می گوید اگر خروجی این اخلاق و رفتار دینی که سفارشش را به ما می کنید، این است، اصلا نه آن اخلاق و رفتار را می خواهیم و نه خروجی اش را.

حالا شبهات، تهاجم ، ماهواره ، اطلاعات آزاد و … را هم اگر روی اینها بگذاریم معلوم است که باعث یک اتفاق بزرگ  در این نسل می شود و آن بحران هویت است.

این که، من که هستم ؟ پدرم، مادرم ،  جامعه ام…؟

باید برای این فکری کرد. اگر با  سفارش های صرف اخلاقی و بکن و نکن نمی شود به اینها هویت داد. پس چه باید کرد؟فقط مسئولیت پذیری را یاد بدهیم

نظراین مشاور هیپنوتیزم درمانگر شناختی در مورد چاره یابی برای بی هویتی دهه هفتادی ها این است :

 البته که هیچ کس بدش نمی آید که لذت جویی و شهوت خواهی و … آزاد باشد، آزادی بی حد را همه دوست دارند اما لازم است که ما افراط واغراق در شهوت جویی بی حد را با چیزی مثل مسئولیت پذیری محدود کنیم . مجبوریم شیوه گفتن مان را عوض کنیم. چون ممکن است از ما قبول نکند خدا و اخلاق و … را، پس  همراه با آزادی و کامجویی مسئولیت پذیری را باید به این نسل  یاد بدهیم.

من خودم به خیلی از این بچه ها می گویم که همان طور که یک کالا که می خری، کاتالوگی دارد که نحوه استفاده و گارانتی اش معلوم است، برای این وجود انسانی که تو داری و برای موفقیت و پیشرفتش و … یک کاتالوگ مشخص هست. باید به او تفهیم کنیم که درست است که این نفاق و دروغ و دورویی را که از نسل قبلی دیدی، باید کنار گذاشت ولی اصل خیلی از این امور که غلط نیست، تو هم دروغ وخیانت  را دوست نداری، تو هم نمی خواهی شوهرت به تو خیانت کند، پس باید از طریق تقویت خودت و مسئولیت پذیری در خودت به یک هویت برسی .

 


برای مدیریت غریزه جنسی چه کرده ایم؟

این کارشناس سکس تراپیست بالینی در مورد مدیریت امور جنسی جوان ها گفت:

آیا ما برای همسریابی جوانان مان کاری کرده ایم؟  برای ازدواج به پسرهای مان  راهکاری داده ایم؟ او باید ازدواج کند اما آیا می تواند؟

تنهایی و غریزه جنسی باعث خرایی روان آدم ها می شود.

سابقا یک دختر و پسر می توانستند  با پول معلمی  ازدواج کنند و تشکیل زندگی بدهند. الان هم آیا می توانند ؟

الان دختر آماده ازدواج اعم از مجرد و طلاق گرفته و … نستبش به پسر آماده ازدواج پنج به یک است.

الان ما با جوانی مواجیم که یک فرد وسواسی شده که همه کارهایش هم  درست است، تحصیل، کار و… زندگی سالم هم داشته،  ولی از دوازده سالگی محرومیت جنسی کشیده،  18 سال ، 20 سال و …

با کسی مواجه می شویم که بقول معروف فول اپشن است، منتها  خانواده اش شهرستانی است و نمی داند چطور ازدواج کند؟ از خانواده اش که نمی تواند کمکی بگیرد، چون فکر می کند که با آنها فرق و فاصله دارد و الگوهای آنها را در ازدواج نمی تواند قبول کند. دوستانش هم چقدر مگر او را می شناسند؟ در خیایان هم که نمی شود دنبال همسر گشت؟ پس بی همسر می ماند. آیا این دچار وسواس نمی شود؟

اصلا چرا دین گفته ازدواج نصف دین است؟

برای اینکه وقتی فرد غریزه جنسی اش را  درست ارضا کرد، می تواند شکوفا شود، وگرنه نمی تواند.

ما الان در عرصه اقتصاد بعد از40 سال با این همه زیرساخت نفت و معدن وطلا و… بخاطر مدیران ناکارآمد وناسالم نتوانستیم اقتصادی پویا و بالنده داشته باشیم، طوری که این حرف ها در برنامه هایی زنده مثل تا ثریا و پایش هم مطرح شد(البته گویا این برنامه ها هم الان تولیدی شده!) به همان دلیل که در اقتصاد نتوانستیم، در مدیریت امور جنسی جوانان هم ناتوانیم.

نتیجه این شده که الان اصل ازدواج در نظر خیلی جوان های ما منتفی است. از آن طرف یک حلال خدا را هم از پیش خودمان حرام کردیم و مساله ای مثل ازدواج موقت را در صدا وسیمای مان می ترسیم مطرح کنیم.

در طول تاریخ کلا جامعه هایی بوده اند که بر اثر عدم مدیریت غرایز  جنسی نابود  شده اند.

همین الان جامعه هایی هستند که روسپیگری و همجنس بازی و … را آزاد گذاشته اند. با این تفاوت که شعار اخلاق هم نمی دهند . خرید و فروش سکس آزاد است، پلیس هم ندارند ، چون عمل به قانون خودشان را هم درجامعه شان نهادینه کرده اند.

اما ما همه اش داریم صحبت می کنیم که جوان باید به کدام سمت برود و چه کند و چه نکندو … ولی توجه نمی کنیم که این نسل واقعا مشکلات حل نشده ای دارد و نمی تواند به این بکن و نکن ها هم اعتنایی داشته باشد.
دنبال کمال گرایی است از نوع خودش

این  مدرس دوره هاي تربيت مربي و آموزش خانواده در مورد دهه هفتادی ها  معتقد است:

این نسل به دنبال کمال گرایی اجتماعی است و در این مسیر موفقیت، رشد و پول را خیلی وقت ها در جای دیگر مثلا در آن طرف دنیا جستجو می کند. بچه فرزانگان و نابغه ریاضی است، به آن طرف دنیا می رود،  در آنجا ممکن است آدم خوب و سالمی هم باشد، آرایش هم نکند، ازدواج هم بکند، بچه هم داشته باشد ولی ما برای همین آدم حتی وقتی مرده است، تردید داریم که آیا عکسش را بزنیم یا نه، چرا؟  چون مثلا روسری سرش نیست.

در مقابل ما آیا الگویی واقعی به این نسل معرفی کردیم؟

ما الگوی حضرت علی و حضرت  زهرا را به جوان معرفی می کنیم ولی خودمان در این زمان آیا واقعا تابع این الگو بوده ایم؟ بعد هیچ کاری برای این که الگوهایی واقعی از جنس این بزرگواران درست کرده ایم که پیش چشم این نسل باشد؟

آن وقت شعار اخلاق و صداقت را هم می دهیم . این  نسل جدید هم می گوید اگر این شعارها خوب است، چرا خودتان عمل نمی کنید و اگرنه،  چرا برای ما می گویید؟ پس بکلی این حرفها را رها می کند وبه عنوان یک پسر و دختر جوان نه تنها با همه اینها مخالفت می کند، بلکه برعکس هر چیزی را که ما می گوییم انجام می دهد،  مثلا بجای یک گوشواره ده تا گوشواره به گوشش می بندد!


چهره واقعی این دختر را در اینستاگرام ببینید

دکتر مسلمی فر در مورد چهره واقعی دختر این نسل می گوید:

دختر این نسل وقتی نمی تواند به آن طرف دنیا برود و میبیند پدرش هم با سه شیفت کار نمی تواند خرج باشگاه و کلاس و … او را در همین جا  تامین کند، تبدیل می شود به یک دختر فراری.  اگر دختر فراری هم نشود ولی آن دختری هم نیست که در مدرسه می بینیم یا در صدا و سیما نشان می دهیم، با حجاب و  مقنعه و… چهره  اصلی اش  را باید در خیابان، در اینستاگرام و … ببینیم تا معلوم شود او واقعا چیست و کیست.

باید مشکلات واقعی  او را در خوابگاهش دید با کلی اختلالات جنسی. خود واقعی اش  را نه در اردوهای دانش آموزی بلکه در تورهای مسافرتی باید دید ؛ همان تورهای شاد شاد که در روزنامه های مان تبلیغش را می کنیم.

 

ادامه دارد…

/انتهای متن/