تصویری واقعی و جذاب از دختر دیروز امریکایی

سریال خانه کوچک که بیش از 40 سال از ساخته شدنش می گذرد و روایتی است از امریکای 200 سال پیش، چرا این روزها برای مخاطب ایرانی جذاب است و تماشایی؟ راز این موفقیت مخصوصا در بازنمایی چهره ای واقعی، جذاب و درخشان از دختران و زنان چیست؟

6

سریال خانه کوچک دو سه ماهی هست که از شبکه نمایش مهمان خانه های مردم ما شده است . این سریال دنباله دار و طولانی که قبل از انقلاب پخش می شد و بسیار محبوب بود، بعد از پیروزی انقلاب پخشش متوقف شد و حالا بعد از سی و چند سال دوباره با دوبله ای به روز پخش می شود.

«خانه کوچک» یا به عبارت کامل ‌تر “خانه کوچک در مرغزار” عنوان مجموعه‌ ای است در 9 فصل و 205 قسمت که بین سال‌های 1974 تا 1983 تولید و از شبکه NBC پخش شده است.

این روزها این سریال خاطره انگیز توانسته است با وجود اینکه بیش از 40 سال از ساختش می گذرد مخاطب ایرانی را پای خود بکشاند و راضی کند.

.

داستان هایی واقعی

لورا اینگلز وایلدر، نویسنده مجموعه داستان‌های کودکان متولد 7 فوریه 1867 در ویسکانسین است.

فیلمنامه سریال خانه کوچک از رمان این نویسنده که شخصیت اصلی اش همنام با خود اوست گرفته شده و قهرمان اصلی داستان لورا، دختر دوم خانواده اینگلز است.

نکته جالب درباره این نویسنده، آموزگار و خبرنگار این است که او در 65 سالگی شروع به نوشتن می ‌کند و به یکباره مجموعه داستان‌های کودکانش شهرتی در سراسر ایالات متحده آمریکا پیدا می ‌کند و از این جهت در رده نویسندگان و آدم‌ هایی است که بسیار دیر به شهرت رسیده ‌اند.

.

داستان خانه کوچک

قصه اصلی این مجموعه درباره خانواده اینگلز است که در روستای والنات گروست که طبیعتی بکر و زیبا دارد اتفاق می افتد. پدر خانواده کشاورز و مادر خانواده که کارولین نام دارد، خانه ‌دار است.

قهرمان اصلی قصه و سریال که زندگی او از کودکی تا ازدواجش در والنات گرو نمایش داده می‌ شود، لورا دختر دوم خانواده است‌.

خواهر بزرگ ‌تر مری نام دارد. در هر قسمت با حفظ قصه اصلی، این خانواده به شکل مستقیم یا غیر‌مستقیم در‌گیر ماجرایی تازه می‌ شوند که در همین اتفاقات با اهالی والنات گرو آشنا می‌ شویم.

.

شخصیت پردازی های واقعی

تا‌کنون حدود 30 قسمت از این مجموعه از شبکه نمایش پخش شده است. جالب این است که در طی این  قسمت‌ها که هرکدام  یک قصه‌ فرعی و جذاب دارد، مخاطب با کل جامعه ای که این خانواده در آن قرار گرفته است، آشنا و با ماجراهای مختلف شان درگیرمی شود؛  داستان‌هایی مبتنی بر نکته های اخلاقی که در بسیاری موارد به صورت مستقیم بیان می‌شود.

روستا والنات گرو تمام ارکان یک جامعه را دارد:

مدرسه با یک معلم مهربان، یک زن و شوهر مغازه‌ دار که زن بسیار حسود، پول ‌پرست و نماد خرده‌ مالکان و سرمایه ‌داری مدرن است و…

نکته مهم اینجاست که قصه در قرن 19 اتفاق می‌افتد. بنابر‌این هنوز بسیاری از ابزار و نماد‌های مدرنیته وارد روستا نشده، اما همین قصه‌ های ساده حتی اکنون هم تازه است و می‌تواند با قدری ویرایش مورد استفاده نویسندگان و فیلمسازان قرار گیرد.

.

همچنان محبوب بعد از 40 سال

با وجود اینکه حدود 40 سال از پخش اولین قسمت های این سریال محبوب در ایران می گذرد ولی در حال حاضر هم، این سریال با وجود قدیمی بودن برای مردم ما همچنان جذابیت دارد و مخاطب ایرانی را با اشتیاق پای خود می نشاند.

مکان داستان یک روستاست با تمام زیبایی ها و طبیعت بکری که یک روستای مدرن می تواند داشته باشد، یعنی با وجود اینکه روستاست ولی مردم آن از امکانات قابل قبول و مدرن یک کشور جهان اولی برخوردارند و هر چند که هرازگاهی به مشکلات مالی برخورد می کنند ولی با تلاش و همت اهالی همین روستا که انسان های رئوف و با فرهنگی هستند، می توانند از پس این مشکلات بر بیایند و در نهایت اتحاد موجب نجات شان می شود.

جو اخلاقی حاکم بر این روستا و اهالی اش باعث می شود که مخاطب با وجود تنش های روزانه اش وقتی پای این مجموعه می نشیند بعد از کار روزانه احساس آرامش کند. گویی این سریال موقعیتی فراهم کرده است تا مردم بتوانند با خیال راحت و بدون نگرانی از مشکلات اخلاقی و فرهنگی که در بیشتر سریال ها ( به خصوص سریال های ایرانی) وجود دارد این بار پای سریالی بنشیند که برایشان آرامش بخش است و اجازه می دهد رویشان تاثیر بگذارد.

.

زنانی با شخصیت های ملموس

شخصیت های این سریال با وجود اینکه متعلق به یک کشور خارجی هستند و در مورد مردمی که 200 سال پیش زندگی کرده اند نوشته شده است، با این وجود بسیار قابل لمس و باور پذیرند. این برای مخاطب ایرانی که در حال حاضر در سریال های ایرانی با شخصیت های ناملموس زیادی مواجه است، بسیار جذابیت دارد.

البته این نکته به این معنا نیست که در این سریال همه شخصیت ها مثبت باشند. نه! ولی میزان منفی بودن شان هم منطقی و کنترل شده است. برای مثال هریت که زن مغازه دار این روستاست و منفی ترین شخصیت داستان به حساب می آید، هم به نوبه خود نقاط مثبت زیادی دارد که در روند داستان با آن رو به رو می شویم.

 به زبان گویا تر بدی و منفی بودن شخصیت ها و به خصوص شخصیت زنان در این سریال  حد و حدودی دارد و نویسنده در به تصویر کشیدن نقاط ضعف افراط نمی کند.

شخصیت  کارولین به عنوان مادر خانواده اینگلز شخصیتی مثبت محسوب می شود ولی با این حال او هم گاهی اشتباه می کند و مثل هر زن معمولی دیگری دچار سوء تفاهم می شود. نکته اصلی اینجاست که با وجود همه اشتباهات او قدرت تشخیص بالایی دارد و خیلی سریع به سمت راه و تصمیم درست باز می گردد.

این زن که به معنای واقعی کلمه مادر است، از هیچ کوششی برای استوار نگه داشتن عمود خانواده اش دریغ نمی کند و برای همسرش همواره مشاوری دانا و دوستی صمیمی است و فرزندانش به راحتی با او درد دل می کنند و به او اعتماد دارند.

.

دختران داستان

داستان همان طور که گفتیم حول محور زندگی لورا اینگلز و اتفاقاتی که اطراف او می افتد، می چرخد. این دختر که موجودی پویا و جستجوگر و گاه دردسر ساز است، داستان های جالبی را به وجود می آورد که در بیشتر مواقع درس های بزرگی به مخاطب خود می دهد و نشان می دهد که یک دختر کوچک چه قابلیت ها و ظرفیت هایی دارد که اگر جدی گرفته شود، می تواند برای خود و اطرافیانش مثمر ثمر باشد.

شخصیت دختر بعدی مری دختر بزرگتر خانواده است. این دختر که به نوعی نمادی از دختران درس خوان و با انضباط به حساب می آید، در بیشتر ماجراهای لورا شخصیت مکمل و تاثیر گذاری دارد که به خواهرش کمک می کند تا از مشکلاتش سربلند بیرون بیاید.

البته این شخصیت در اواسط داستان بینایی خود را از دست می دهد و با مشکلات زیادی رو به رو می شود که با کمک خانواده و دوستانش از پس همه آن ها بر می آید.

شخصیت دیگر داستان دختر مغازه دار روستا، نلی است که در اوایل داستان دختری لوس، بدجنس و تن پرور است. این شخصیت در روند داستان با قرار گرفتن در کنار دختران اینگلز و مادرشان کارولین تا حدودی تغییر می کند. فیلم نشان می دهد که همین دختر وقتی پای عشق به میان می آید با کنار گذاشتن خودخواهی های خود به شخصیتی قابل اعتماد و بالغ تبدیل می شود و زودتر از دختران همسن و سال خود ازدواج می کند و زیر بار مسئولیت می رود.

.

زنان با ارزشند

این نگاه مثبت و انسانی نویسنده و کارگردان به شخصیت های داستانی  که بیشترشان را زنان و دختران تشکیل می دهند، برای مخاطب ایرانی که اغلب در سریال های وطنی  تصویری چرک و بی مایه از زنان می بیند، بسیار جذاب است. اینکه زنان در یک جامعه کوچک روستایی در عین اینکه نقش های معمول زندگی خود را دارند، هویت مستقلی هم دارند، برای مخاطب ایرانی که معمولا استقلال طلبی و هویت زنان برایش با سرکشی و شکستن چارچوب ها همراه بوده است، معنایی تازه دارد.

و شاید به همین خاطر باشد که سریالی مثل خانه کوچک توانسته مردم را بیش از یک بار در روز پای داستان های خود بنشاند و رضایت مخاطبین خود را در طول برهه های مختلف به دست بیاورد.

/انتهای متن/