بفرمایید سماق

آن روزها که می خواستیم بخش طنز را باز بفرماییم تا قلم رنجه هایمان را مرقوم کنیم، تعداد از دوستان که از اطبای کلینیک گوش و حلق و بینی بودند، اصرار کردند که به طور رایگان گوش های مان را شستشو دهند تا اگر قرار شد چیزی بنویسیم اول صدای مردم را بشنویم. حالا که قدری گرفتگی گوش های مان باز شد و صدای مردم مستضعف، مستأصل، بیمار و بیکار را می شنویم. مانده ام که چه گل خشکی می توانیم به سرشان بزنیم؟ دیدیم هیچ! تنها کاری که از دست ما بر می آید تعارف سماق و آموزش کشک ساییدن است.

2

سرویس اجتماعی به دخت/

با این حال از آن جا که حوصله مان سر رفته و طاقت ها طاق شده و گرانی بیداد می کند و هیچکس در باکش بنزین ندارد و کرایه تاکسی ها سر به فلک می زنه و گوشت و مرغ شده کیلویی خدا تومان و تب کنگو هم همین اطراف است و یارانه ها را با گرفتن جان به حساب می ریزند و غیره و  غیره… از همین جا از دوستان شریفی که گوش های ما را معالجه فرمودند، تقاضا می کنیم که بروند سراغ گوش های مسئولانه و آکبند برخی از مسئولین که در نهایت سنگینی ، به خواب سنگینی نیز فرو رفته اند. بیدار کردن این قبیل گوش های آکبند و سرویس کامل آن ها یک ضرورت است و تکرار آن در هر ماه با توجه به کار کردشان از واجبات . به عبارت دیگر خشک شویی و توشویی این قبیل گوش هاست که هم خدا را خوش می آید  و هم خلق خدا را و گرنه گوش های ما بشنود و قلم مان بتراود، چه فرقی می کند؟ بله؟ بعله! و البته عرض کنیم که این تنها چاره است که اگر مؤثر افتاد که خب! والا بفرمایید سماق!

پروین مقدم/انتهای متن/