سیستم آموزشی ما غیرخلاقانه است

در روز معلم به سراغ معلمینی رفتیم که با یک دنیا عشق و کلی گلایه دارند معلمی می کنند و آنها از جای خالی “پرورش” در نظام آموزشی ما، عدم ارتباط آموزه های درسی با شغل آینده، این که بچه ها در مدرسه اجتماعی شدن را نمی آموزند و … حرف زده اند.

0

شاید بتوان یکی از اصلی ترین نیازهای هر انسانی را علم آموزی در سایه برخورداری از آموزش رسمی بدانیم.

در واقع نظام آموزشی از مهم ترین ساختارهای هر جامعه ای است که اگر مورد بی توجهی قرار گیرد، تمام چارچوب های جامعه دچار تزلزل و نابودی خواهد شد.

12 اردیبهشت ماه روز معلم است و بدین سبب خبرنگار به دخت از چند بانوی معلم سؤالاتی مبنی تفاوت این شغل با مشاغل دیگر، انتقادات وارده بر سیستم آموزشی کشور،  درست بودن یا نبودن هدف و جهت گیری آموزشی پرسیده و مطالبات اصلی آن ها را از رئیس جمهور آینده جویا شده است؛

 

آموزش سطحی بدون کاربرد

فاطمه صفا  دبیر مقطع متوسطه در رشته کامپیوتر است که در ابتدا از عشق به این شغل و دشواری هایش گفت:

  ” عشق تنها  انگیزه ی معلم برای حضور در یک کلاس با انواع فرهنگ ها، سلیقه ها ، توانایی های جسمی، روحی و ذهنی است.   به عبارتی سبک مشکلات و درگیری های یک معلم با دانش آموزان هر سال متفاوت از سال های قبل هست و راهکارهای متفاوت و منطبق با فرهنگ و ویژگی های ذهنی-روانی گروه های مختلف دانش آموزان را می طلبد. شما هر روز بارها با شرایط خاصی مواجه می شوید که باید بتوانید بصورت آنلاین، تصمیمات درست بگیرید. یک خطا در تصمیم گیری و بکارگیری عبارات و اعمال غلط می تواند به نتایج جبران ناپذیری منجر شود و کمترین پیامد آن تصمیم گیری های غلط و خارج شدن دانش آموزان از حوزه تاثیر معلم خواهد بود.  لذا برای اعمال راهکارهای خلاقانه و منطبق با شرایط خاص، داشتن انگیزه های متعالی، روحیه عشق ورزی، آمادگی جسمی، ذهنی و روحی برای فکر کردن و خلق راه حل، از ضروریات کار یک معلم است. در واقع یک معلم باید تمام وجود خود را وقف آموزش نماید تا علاوه بر انجام درست رسالت معلمی، رضایت خاطر خود را از آنچه به اجتماع ارائه می کند، فراهم نماید.”

 

مطالبه معلمی از رئیس جمهور

این معلم که 17 سال سابقه تدریس دارد، انتقاداتی به سیستم آموزشی در زمینه ی رشته کامپیوتر داشت و انتظارات خود را نیز از رئیس جمهور آینده بیان کرد:

 “سرفصل ها و کتب بروز نیستند. بطور مثال مرورگری که پنج سال پیش پرطرفدارترین بوده است اکنون جایگاه خود را به مرورگر دیگری داده، در حالیکه کتب ما هنوز اطلاعات پنج سال پیش را ارائه می کنند و این مثال فقط یک نمونه بسیار کوچک از محتوای بروز نشده می باشد. امروز در مباحث فنی و حرفه ای ابزارهایی را آموزش می دهیم که تطابقی با نیاز امروز جامعه ندارند و بدین ترتیب کاربردی نیستند. آموزش ها بصورت سطحی، بسیار حجیم، اکثرا در سطح تئوری و فاقد کاربرد هستند. با توجه به جمعیت بالای کشور ما و نیاز مبرم به ایجاد شغل، متاسفانه تلاش چندانی در جهت ارائه ی توانایی ذهنی لازم در افراد برای خلق مشاغل جدید صورت نمی پذیرد. براین اساس استفاده از نوابغ علمی، خصوصا در سطوح بالای تصمیم گیری برای امر آموزش (تالیف سرفصل ها و کتب)، تلاش برای تغییر محتوای آموزش های فنی و حرفه ای در جهت ایجاد توانمندی های لازم برای کارآفرینی، الزام تغییر سرفصل ها برای انطباق با نیاز بازار کار، تجدید نظر در فاکتورهای گزینش معلمان جدید و سرمایه گذاری بیشتر در امر آموزش و اصلاح سیستم پرداخت حقوق معلمان، مهمترین خواسته من بعنوان معلم از رئیس جمهور جدید است.”

 

اجتماعی نشدن افراد در مدارس

خانم صفا با تاکید بر اینکه سیستم آموزشی ما بچه ها را برای اجتماعی شدن و زندگی درست در اجتماع آماده نمی کند،  اظهار داشت:

“هر فرد برای حضور موفق و کارآمد در هر محیطی نیازمند آگاهی یا دانش قبلی درباره شرایط، محدودیت ها و رفتارهای مجاز در آن محیط است. ناهنجارترین رفتارهای اجتماعی در کشور ما مربوط به ارائه نکردن آگاهی های لازم به افراد از کودکی در قالب چند واحد درسی می باشد. داشتن دانش ریاضی یا مطالعه درس ادبیات و اخلاق و معارف به تنهایی نمی تواند به دانش آموز بیاموزد که مدرسه محیطی متفاوت از کنسرت، باشگاه ورزشی و مهمانی خانوادگی است، همانطور که نتوانست به مردم شهر تهران بیاموزد که در حادثه آتش سوزی پلاسکو به جای عکس گرفتن و سد معبر، باید شرایط را برای امداد رسانان فراهم کنند. دانش موجود در کتب امروز ما چیزی از نحوه ی رفتار در خیابان و رانندگی ، نحوه استفاده ی درست ازمنابع موجود وموارد بسیار دیگری که برای رسیدن به یک جامعه سالم و قانونمند نیاز است را آموزش نمی دهد و امروزه بخاطر نیندیشیدن به آن ها دچار بحران همه جانبه هستیم. توقع نابجاییست اگر بخواهیم بدون ارائه آگاهی های لازم بصورت کاملا جدی، در قالب کتب آموزشی مدارس و بصورت مداوم، شاهد نظم، سلامت رفتار، حفظ سلامت جسم و روان افراد و به تبع آن وجود روحیه اعتماد بین افراد اجتماع باشیم.”

معلمانی که غم معاش دارند

وی به جایگاه معلمین در جامعه هم اشاره کرد: “متاسفانه جایگاه معلم به دلیل سیاست های غلط اعمال شده در نحوه گزینش،  جذب ، تربیت و آموزش ضمن خدمت معلمان، ارزشیابی غیر صحیح معلمان، پرداخت حقوق غیر منصفانه، در نظر نگرفتن اهمیت سیستم آموزشی در پیشرفت کشور، بسیار تنزل کرده و معلمان ما از احترام لازم در سطح جامعه برخوردار نیستند.مثلا وقتی صحبت از پرداخت حقوق معلمان بصورت یک مسئله غیر قابل حل، هر روز از طریق رسانه های مختلف به گوش مردم و خصوصا دانش آموزان می رسد، اعتبار و حرمتی برای این قشر باقی نمی ماند. معلمی که با مدرک فوق لیسانس و دکتری غم معاش خود را دارد چگونه می تواند دانش آموزانش را برای داشتن اعتبار اجتماعی و امکانات زندگی مناسب به درس خواندن تشویق کند؟ وقتی از کوچک تا بزرگ در این مملکت همه اخبار اعتصاب و راهپیمایی و اعتراض معلمان را برای دریافت حقوق مناسب می شنوند، دایره تاثیر کلام من درباره لزوم علم آموزی شامل چند دانش آموز خواهد شد؟!”

 

امید به طرح تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش

خانم نرگس نقدی معلم ٥۳ ساله ایست با ٢٢سابقه کار، که ضمن بیان تفاوت شغلش با مشاغل دیگر از اشکالات سیستم آموزشی کشور اینطور حرف زد: 

“تفاوت شغل معلمی با دیگر مشاغل این است که با روح و جسم یک فرد کار داری که اثرات کارت در آینده نشان داده می شود. گاهی می شنویم که یکی به راه خوب رفته و در اجتماع شاخص شده و وقتی با او صحبت می کنیم می گوید رفتار فلان معلمم در من اثر داشته.

از طرفی اشکالات سیستم آموزشی ما این است که آنچه به بچه ها می آموزیم با نقش هایی که در آینده به عهده می گیرند متفاوت است و آنقدر  به تئوری می پردازیم که جایی برای تجربه کردن و  لذت بردن آموزه ها نمی گذاریم علی الخصوص که خانواده ها نیز علاوه بر آموزش در مدرسه بچه ها را به کلاس های اضافه می برند و اینقدر بچه ها سرگرم کلاس رفتن و درس می شوند که حتی ارتباطشان با والدین کم شده، در ضمن با این همه درس خواندن در مقاطع آکادمیک در نهایت می بینیم چقدر بیکار در جامعه داریم یا اگر مشغول کارند کار غیر مرتبط با درسشان انجام می دهند. خوشبختانه با نظام جدید و طرح تحول بنیادین و طبق برنامه ای که ریخته شده قرار است به آموزش محض توجه نشود و طبق سند ملی فرآیند تعلیم و تربیت در تمام ساخت ها شامل تعلیم و تربیت اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی ، زیستی و زیباشناختی، هنری، حرفه ای و در نتیجه زمینه سازی برای کسب شایستگی ها باشد.”

 

بهترین خاطره

این دبیر عربی مقطع دبیرستان اضافه کرد:

 “مهمترین خواسته من از رئیس جمهور این است که صالح ترین، کار آمدترین و باتجربه ترین فرد را برای وزارت آموزش و پرورش انتخاب کند. همچنین هزینه ی بیشتری را برای این وزارتخانه در نظر بگیرد چون اگر معلم تأمین باشد با خیال راحت تری به امر آموزش خواهد پرداخت.  علاوه براین برای عزیزانی که تازه به این امر مقدس مشغول می شوند باید بگویم که اگر عشق به معلمی و عشق به بچه ها دارید وارد این کار شوید و قبل از شروع کار آراسته به اخلاق حسنه شوید . در ضمن توصیه می کنم علمتان را بروز کنید و قبل از ورود به کار  با روانشناسی سنین مختلف دانش آموزان آشنا شوید و حتما در رشته خودتان تخصص لازم را کسب کنید.”

و در آخر خاطره ای شیرین از دوران تحصیلش گفت:

 “وقتی دانش آموز مقطع راهنمایی بودم ، مدتی را به جای یک معلم نهضت سواد اموزی به خانم های مسن درس می دادم و بهترین خاطره من به آن سال ها برمی گردد که آن ها با وجود سن کم من مرا معلم خود می دانستند و می گفتند اجازه خانم! دعاهای آن ها حالم را خوش می کرد و همین باعث می شد که خودم قدر معلمانم را بیشتر بدانم . یادم می آید اولین حقوقم را هم از دست پر برکت آن ها گرفتم چون برای تشکراز من برایم پول جمع کرده بودند.”

 

به دنبال معدل ونمره هستیم

خانم رنجبر معلم کلاس سوم ابتدایی  مهمترین خصوصیت معلم بودن را ارتباط با با روح و فکر بچه ها دانست و از مشکلات سیستم آموزشی صحبت کرد:

“مهمترین مشکل نظام آموزشی ما، کمبود امکانات آموزشی است. از طرفی گستردگی مطالب درسی در زمان کم ، توجه کم به استعدادهای واقعی دانش آموزان توسط مسئولین و بی توجهی به مقام معلم تاثیرات مستقیم و در ضمن منفی زیادی بر یادگیری دانش آموزان دارد. محتوا و هدف آموزش در کشور ما نیز تا خیلی درست نیست یعنی سیستم آموزشی ما به جای پرورش دانش آموز مسئوول، دانش آموز معدل بیست را خوب را پرورش می دهد و نمره برایش ملاک است. به بیانی ما به جای آموزش رفتارهای مناسب برای ساختن جامعه سالم، مجبوریم معدل های ٢٠ را زیاد کنیم و این یعنی نبود جایگاه مناسب برای پرورش در نظام آموزشی ما.  زمان هایی هم که معلم سعی دارد برای اجتماعی کردن بچه ها و آماده کردن آن ها برای پذیرش نقش های اجتماعی تلاش می کند، متاسفانه خانواده ها  هماهنگی لازم را با آموزه های معلمان ندارند و نسبت به این مسائل ناآگاهند، بنابراین بچه ها دچار دوگانگی می شوند.”

 

نظام آموزشی ما غیرخلاقانه است

خانم مرادخانی ، دبیر مقطع دبیرستان نیز علاوه بر بیان خاطره ای از سال اول کارش، از ویژگی شغل معلمی برایمان گفت:

” بهترین و مفیدترین خاطره به  اولین سال کارم برمی گردد که نظر دانش آموزانم در مورد خودم و کلاسم خواستم و یکی از آنها برایم نوشت ” از تو متنفرم “! این بهترین خاطره من شد چون آن سال من خیلی سخت گیر بودم و این حرف درس خوبی برایم شد.

وِیژگی اصلی شغل ما این است که ما روز یک انسان را پر می کنیم و شخصیت او را در طی چند ساعت می سازیم که امکان دارد این ساعت ها بهترین ساعت زندگی یک فرد باشد چون برخی بچه ها مشکلات خانوادگی دارند و دوری از خانه و بودن در مدرسه برایشان خوشایند است. بنابرین یک معلم باید روی رفتار و عملکرد و ظاهرش حساس باشد.”

او در ادامه ی صحبت هایش ضمن اشاره به اشکالات نظام آموزشی، خواسته ای از رئیس جمهور آینده داشت:

” نظام آموزشی ما غیرخلاقانه است و برای بچه ها محدودیت ایجاد می کند و نمی گذارد آن ها فراتر از محدوده درسی و مدرسه بیندیشند متأسفانه ما معلم ها هم برای اینکه بتوانیم دستورات آموزش و پرورش اجرا کنیم تن به این محدودیت ها می دهیم اما به نظر من می شود طوری سیستم را تعریف کرد که بچه ها برای اندیشندن و پاسخ دادن آزاد و خلاق باشند. برای رفع اشکال سیستم آموزشی از رئیس جمهور می خواهم که سیستم آموزش و پرورش ما را مستقل تر و بازتر کند، مدارس را از بحث کمی و نمره بیرون بیاورد و محتوای برخی کتاب ها را تغییر داده تا مناسب با نیاز واقعی دانش آموزان برای آینده باشد.”

 

قبل از معلم شدن ، انسان شوید!

خانم مراد خانی پیامی زیبا هم برای دختران علاقمند به شغل معلمی داشت:

“جدای از معلم بودن انسان بودن مهم است، برای اینکه یک خواهر خوب، یک دوست خوب، مادر خوب و معلم خوب باشید باید اول خودتان را بسازید و نباید با نیت ناپاک وارد این شغل شوید. انسان باید  روی منیت خود پا بگذارد. در نظر بگیرید که با یک انسان طرفید و می خواهید او را پرورش دهید نه اینکه انسانی را خرد کرده و تحت فشارش قرار دهید. یادمان نرود که عمل و رفتار ما به عنوان معلم روی دانش آموز اثر واقعی می گذارد، با حرف تنها کسی پرورش نمی یابد.”

 

محتوای مطالب درسی سنگین است

خانم سعیده حسینی  معلم بازنشسته ی درس علوم است و  در مورد سختی های شغل معلمی و ضعف کتب درسی اظهار نظر کرد:

“انرژی ای که یک معلم صرف کارش می کند بسیار بیشتر از انرژی و تلاش صرف شده ی یک کارمند است. این را افرادی که در اداره و سازمانی مشغول به کارند نیز می گویند.

همچنین به نظر من کتاب های درسی نسبت به سن بچه ها محتوای سنگینی دارند به همین علت بچه ها مطالب درسی را سطحی و بدون فهم عمیق مطالعه می کنند به طوری که یک دانش آموز مقطع سوم دبیرستان که اصطلاحا دیپلم  دارد بسیاری مفاهیم ساده را درک نمی کند. “

 

لطفا معلمان را بیشتر تأمین کنید!

او گلایه ای از مردم و برخی همکاران داشت:

“جایگاه معلم در جامعه ما متأسفانه رفیع نیست بلکه بسیاری از مردم با دید تحقیر به این شغل نگاه می کنند مثلا اگر در جایی متوجه شوند که فردی معلم است این را بیان می کنند که معلمین قشر ضعیف جامعه هستند و البته بسیاری از معلمان، خودشان باعث این دیدگاه در جامعه شده اند من بارها دیده ام و شنیده ام که معلمان برای خرید به فروشگاه و مغازه می روند می گویند ما معلم هستیم تخفیف بدهید اما من برعکس این همکاران همیشه می گویم ما مشکل مالی نداریم و به این شغل افتخار می کنیم. از رئیس جمهور تقاضا دارم معلمان را اینقدر از نظر مالی تأمین کند که مجبور نباشند به تدریس به عنوان شغل دوم نگاه کنند و مثلا به مسافرکشی بروند! معلم باید ذهنی آزاد داشته باشد، با انگیزه سر کلاس برود و ایده جدید برای تدریس  داشته باشد اما می بینیم که بسیاری از معلمان به دلیل مشغله های جانبی زندگی مطالب تکراری را بدون خلاقیت به بچه ها درس می دهند.:”

این معلم بازنشسته در آخر افزود:

 “دخترانی که به عنوان معلم وارد نظام آموزش و پرورش می شوند اولا باید به بچه ها عشق بورزند یعنی به غیر از تدریس، معلم باید هر روز در مورد مسائل روز جامعه با دانش آموزان حرف بزند مثلا من یک بار دانش آموز سی سال پیش خودم را دیدم و او به من گفت شما یک روز موضوعی را مطرح کردید که هنوز آویزه گوشم شده! خوشحالم که طی سال های تدریس علاوه بر درس دادن با ارتباط تنگاتنگ با دانش آموزانم مثل یک مشاور در کنارشان بودم.”

/انتهای متن/