حالمان بد است!

این بار یک احوال پرسی پسرانه داریم، احوال پرسی از زندگی که خوب است یا بد…

3

سرویس ما و زندگی به دخت/

سلام

حال همه ما خوب است. ملالی نیست به جز لبخندی کمرنگ که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند. با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نلرزد این دل ناماندگار بی درمان!

از نو برایت می نویسم. حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن!

خوب که فکر می کنی، روزگار مملو است از تکرارهای بی پایان. خوب که نگاه می کنی اطرافمان را حصار روزمرگی احاطه کرده است. خوب که عمیق می شوی حالمان بد است رفیق!

نمی دانم. انگار همه تکنولوژی ها دست به دست هم داده اند تا من و تو را به بن بست روزمرگی هدایت کنند. همه چیز دم دستمان است و حالمان بد است هنوز!

دایره تفریحات مان از سرانه 100 نفر روزگار پدربزرگ هایمان هم بزرگتر شده. اشکنه و آب دوغ خیارمان فست فودهای رنگارنگ رستورن های پر زرق و برق شهر شده. کوچک و بزرگ مان تلفن همراهی داریم که به قاعده یک تلویزیون و ضبط صوت و کامپیوتر و دوربین و تلفن کارایی دارد بلکه هم بیشتر. اما هنوز حالمان بد است!

لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله دورتر به خود بنگریم و از خود بپرسیم که سال ها سپری شد تا آن بشویم که اکنون هستیم ؟

لازم است گاهی اینترنت و سایت و شبکه های رنگارنگ و زرق و برق های دور و اطرافمان را برای لحظه ای کنار بگذاریم و لحظاتی با خودمان خلوت کنیم  و از خودمان بپرسیم آیا عمر در همین سر و صداها خلاصه می شود؟

نمی دانم.شاید…. شاید….. این چند لحظه خلوت حالمان را کمی بهتر کند..

دردائیل/انتهای متن/