دست تنها چطور خانه را اداره کنم؟

ترک کردن خانه بدون دلیل محکمه پسند، نه به نفع خانم خانه است و نه به نفع خانواده و فرزندان. در صورتی که این اتفاق بیفتد، قطعا دادگاه حق را به خانمی که خانه را ترک کرده نمی دهد.

0

آقای حسنی بیش از شش ماه است که با دو دختر خود و بدون حضور همسر و مادر بچه هایش زندگی می کند. ایشان مجبور است که هم کار موظفی خود را که کارمند اداری است انجام دهد و هم در برگشت به خانه جای مادر را گرفته و به پخت و پز و نظافت و کارهای خانه مشغول شود.

خودش می گوید:

همسرم سودابه بعد از یک مشاجره لفظی و بگو مگوی ساده، که ممکن است در هر زندگی خوب و عادی هم پیش بیاید، بدون توجه به داشتن دو دختر جوان و محصل و بدون توجه به پیمان زناشویی و تعهدات دوطرفه زندگی متاهلی، خانه را ترک کرد و رفت. همه اقوام و فامیل خودم و سودابه می دانند و گواهند که در زندگی من برای او و بچه ها هیچ چیز کم نگذاشتم ولی مثل اینکه او منتظر بهانه ای بود که برود. من خودم می دانم خیلی خوش برخورد و گرم و صمیمی نیستم. همیشه خسته از سرکار می آمدم  چون مجبور بودم دو شیفت کار کنم تا برای مخارج خانه و زندگی کم نیاوریم. سال به سال خانه و وسایل زندگی را بهتر و بیشتر کردیم ولی باز یک چیزی همیشه در زندگی کم بود و اون صمیمیت و خوش اخلاقی و روی گشاده زنم بود. تقریبا مثل اینکه من همسری نداشتم. رابطه زناشویی مان هم خوب نبود. نمی توانستیم جلوی دخترها که هردو در سن حساس هستند،  رابطه راحت و صمیمی داشته باشیم. ولی سودابه حداقل صمیمیت  و رابطه خوب را هم ار من دریغ می کرد.

بالاخره هم یک روز که آمدم دیدم گذاشته رفته و پیام داده که دیگر برنمی گردد. متاسفانه خانواده اش هم از او جانبداری کردند و این رفتار او را تایید کردند. تا به امروز هم در تصمیم خودش راسخ بوده و خیال برگشت ندارد.

 در این مدت 110 سکه از مهریه اش را دادخواست داده و به اجرا گذاشته و یک خانه غیر از خانه مسکونی ام را بایت مهریه به نام خودش زده و یک چهارم حقوقم را هم دریافت می کند و ماشینم را هم توقیف کرده است. من هم از ترس اینکه بچه هایم را ببرد و آنها را از من جدا کند، شب و روزم شده خدمت به بچه ها. حتی وظایف شخصی شان را هم که نیاز به مادر دارد من انجام می دهم. آنها هیچ کمکی نمی کنند و همه جوره از من کار  و درخواست دارند. اگر دخترهایم از پیشم بروند من می میرم. واقعا مریض شده ام و نمی توانم اینطوری ادامه بدهم.

 هر روز یک دادخواست و اخطار از دادگاه می رسد و من باید در دادگاه حاضر شوم ولی هنوز نتوانسته ام من هم یک دادخواست بدهم تا حقم را از او بگیرم.

خسته ام و مریض و ناتوان شده ام. با خودم فکر می کنم که من هیچ وقت کار بدی نکردم، هیچ جا خلاف امر خدا نرفته ام، پس  چرا خدا به من کمک نمی کند؟

پاسخ:

خیلی  از ما عادت کرده ایم که مسائلی را که در زندگی برای مان پیش می آید، همه را پای خدا بنویسیم. در صورتی که خدا به ما اختیار داده و ما خود زندگی خود را باید با توکل و کمک خدا بسازیم. در صورتی که در واقع هرچه خوبی و نعمت و رحمت است از طرف خداست و هرچه مشقت و سختی و نگرانی و غصه و… هست از طرف ماست که با ندانم کاری و یا بی احتیاطی ها و… برای مان ایجاد می شود.

حال و روز آقای حسنی همینطور است. از فرط  غصه زندگی خانوادگی اش در معرض بیماری است .دائم خود را می خورد که چرا چنین و چنان شده و چرا این بلا سر زندگی من آمده و … ؟ از بس ناراحت است، نمی تواند امورحقوقی و شرعی را هم به درستی هضم کند. از اینکه همسرش توانسته مهریه اش را بگیرد ناراحت است و می گوید چرا زن می تواند هم مهریه اش را بگیرد و هم نخواهد که به زندگی مشترک برگردد.

اما توصیه های ما به ایشان:

  • واقعیت این است که مهریه حق زن است و عموماً عندالمطالبه هم هست. یعنی زوجه هروقت درخواست کرد، چون زوج این دین را بر عهده گرفته باید پرداخت کند و اگر امتناع کند، زوجه می تواند درصورت امکان مالی مرد، اموال و حقوق زوج را برای دریافت مهریه توقیف کند و از آنها به اندازه مهریه اش یا یک جا و یا به اقساط برداشت کند. البته این کار می تواند حتی وقتی با همسرش زندگی خوب و راحتی دارند انجام گیرد. در واقع دریافت مهریه هیچ ارتباطی با ادامه زندگی مشترک یا طلاق و غیره ندارد.
  • در مورد دیگر حقوق مالی زوجه اینطور نیست. درحال حاضر همسر آقای حسنی که زندگی را ترک کرده مستحق دریافت نفقه نیست و درخواست هم بدهد رد می شود. چون با ترک وظیفه زناشویی یعنی ترک زوج و خانه او، استحقاق دریافت نفقه را از دست داده و نمی تواند به دلیل عدم پرداخت نفقه بیش از شش ماه تقاضای طلاق با دلیل عسروحرج بدهد. در این نوع طلاق لازم نیست زن مهریه اش را ببخشد تا دادخواست طلاق بدهد. بلکه به دلیل قرارگرفتن در عسروحرج به دلیل عدم دریافت نفقه می تواند طبق قانون دادخواست طلاق دهد. با از دست دادن حق نفقه در صورت درخواست طلاق از طرف زوجه، چون طلاق به دست زوج است، خانم باید مهریه اش را به زوج بذل کند و بلکه هر مال دیگری را هم که مرد درخواست کند، باید به زوج بذل کند تا او  زن را طلاق بدهد.
  • زوج هرچند دیر ولی الان هم می تواند دادخواست تمکین به دادگاه بدهد و زوجه را با حکم دادگاه مجبور با بازگشت به خانه نماید. در صورت عدم بازگشت و امتناع از اجرای حکم دادگاه و اثبات آن به دادگاه، زوج می تواند دادخواست ازدواج مجدد از دادگاه بگیرد و بدون اینکه همسر اولش را طلاق بدهد یا اجازه همسر اول لازم باشد، مجدداً ازدواج کند.
  • آقای حسنی هرچند با اکراه، ولی پذیرفت که بعد از شش ماه سختی کشیدن و تنها اداره کردن زندگی، برای تقدیم دادخواست تمکین زوجه به دفتر خدمات قضایی مراجعه و اقدام عملی در مورد دریافت حقوق خود نماید.
  • نهایتا به ایشان پیشنهاد شد که برای آرامش خود و فرزندانش و نیز تحمل بهتر این بحران سخت و اذیت کننده و مدیریت کردن مشکل و پیشگیری از بروز بیماری روحی و روانی به مشاور و روانشناس مورد اعتماد مراجعه کند.

/انتهای متن/