محاکمه ژاندارک، روایت متفاوت برشت از قهرمانی یک زن

“محاکمه ژاندارک” اثر نمایشنامه نویس چیره دست آلمانی است و تنها نمایشنامه ای که قهرمانش بر خلاف مرام سیاسی نویسنده رویه ای باستانی را پیش می گیرد که با رویکردی حسی و عاطفی تراژدی می آفریند؛ اثری برگرفته از یک واقعیت تاریخی در قرن 14 میلادی و در هنگامه جنگ میان آلمان و فرانسه.

0

اثر مشهور برشت نمایشنامه ” محاکمه ژاندارک ” است که در مورد قرون وسطی و اختلاف بین دو کشور اروپایی فرانسه و انگلیس در سال 1338 میلادی است. این اثر اشغال کشور فرانسه توسط انگلیس و ضعف مقامات فرانسه را در مقابل آن نشان می دهد. خیانت اشراف و بخصوص کلیسا در این اثر بیشتر به چشم می خورد. این اثر برشت به لحاظ تاریخی نیز سندیت دارد و برگرفته از یک واقعیت تاریخی است.

 

در مورد نویسنده

برتولت برشت، نمایشنامه ‌نویس، کارگردان تئاتر و شاعر مشهور آلمانی متولد دهم ماه فوریه ۱۸۹۸میلادی، را بیشتر به عنوان نمایشنامه‌ نویس تئاتر روایی (که نقطه مقابل تئاتر دراماتیک است) و به‌ خاطر نمایشنامه ‌های مشهورش در این فضا می ‌شناسند.

مادرش‌ از طبقه متوسط ‌ بود و پدرش‌ کارخانه ‌داری‌ سرشناس‌. هنگامی‌ که‌ برشت‌ زاده‌ شد، خانواده ‌اش‌ در زمره‌ افراد مرفه‌ آگسبورگ‌ به‌ شمار می ‌رفتند‌. سرنوشت‌ چنین‌ می ‌خواست‌ که‌ برشت‌ مسیر دیگری‌ را در زندگی‌ انتخاب‌ کند. مناسبات‌ خانواده ‌اش‌ برای‌ او دلپذیر نبود، خیلی‌ زود با اندیشه‌ ها، تصورات‌ و قید و بندهای‌ کهنه‌ و فرسوده‌ خانواده‌ خود به‌ مخالفت‌ برخاست‌.

در مدرسه‌، برشت‌ نوجوان‌ از معلمان‌ خود ایراد می ‌گرفت‌ و از آنها انتقاد می‌ کرد. چندین‌ بار او را از مدرسه‌ اخراج‌ کردند تا بالاخره‌ مدرسه‌ ابتدایی‌ را تمام‌ کرد و وارد دبیرستان‌ شد.

برشت سرودن شعرهایش را در ۱۵سالگی و پیش از نمایشنامه ‌نویسی آغاز کرد و نخستین سروده‌هایش را بین سال های ۱۹۱۴تا۱۹۱۷ میلادی سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد.

در سال۱۹۱۸ میلادی هنگامی‌ که به خدمت سربازی اعزام شد، افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سروده‌هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان می ‌خواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود می ‌کرد.

شعرهای نمایشی برشت را از مهم ‌ترین آثار او می ‌دانند. اینها شعرهایی هستند که به صورت سرود، تصنیف یا ترانه وارد نمایشنامه‌های او شده و به مناسبت‌های موضوعی خاص یا برای غنا بخشیدن به موضوع و افزایش اثرگذاری، به صورت پیش درآمد، میان ‌پرده، موخره یا در میان متن آورده‌ شده‌اند. این شعرها اغلب طنزآمیز یا هزل ‌هستند و زیر پوسته شوخ‌ طبعانه خود دارای مفاهیم بسیار جدی و آگاه کننده و پیام‌ رسان ایده‌های نقادانه و اجتماعی برشت هستند. بیشتر نمایشنامه‌های برشت دربرگیرنده یک یا چند سرود، ترانه و شعر است.

 

من‌ برتولت‌ برشت‌، از جنگل‌های‌ سیاه‌ می‌آیم‌

     مادرم‌، هنگامی‌ که‌ در بطن‌ او آرمیده‌ بودم‌،

    مرا به‌ شهرها آورد.

    ولی‌ سرمای‌ جنگل‌ها تا روز مرگ‌ در پیکرم‌

    باقی‌ خواهد ماند.

    من‌ با مردم‌ مهربانم‌ و به‌ شیوه‌ آنان‌

    کلاه‌ سیلندر بر سر می‌گذارم‌.

    می ‌گویم‌، آنها مثل‌ حیواناتند، فقط‌ بوی‌ دیگری‌ دارند.

    و می‌گویم‌: مهم‌ نیست‌، من‌ هم‌ چنینم‌.

    هنگام‌ غروب‌، مردها را گرد خود جمع‌ می‌کنم‌.

    ما به‌ هم‌ “عالیجناب‌” خطاب‌ می‌کنیم‌.

 

محاکمه ژاندارک  

اثر مشهور برشت نمایشنامه ” محاکمه ژاندارک ” است که موضوع آن در مورد قرون وسطی و اختلاف بین دو کشور اروپایی فرانسه و انگلیس در سال 1338 میلادی است. این اثر اشغال کشور فرانسه توسط انگلیس و ضعف مقامات فرانسه را در مقابل آن نشان می دهد. خیانت اشراف و بخصوص کلیسا در این اثر بیشتر به چشم می خورد. این اثر برشت نیز به لحاظ تاریخی سندیت دارد و برگرفته از یک واقعیت تاریخی است.

 

داستان محاکمه

در  شرایط سختی که سیاست و جنگ بین دو کشور فرانسه و انگلستان به وجود آورد، ژاندارک که دختری 17 ساله از روستاست به فرمان صداهایی که خیال می کرد از جانب خدا و ملائک اعظم به او الهام می شود، خود را به شکل مردان در می آورد و به خدمت شارل هفتم می رسد و در صف سپاهیان او قرار می گیرد .

ژاندارک قهرمان ملی، مذهبی، سیاسی فرانسوی نماد شجاعت، شهامت و عرق میهن پرستی، از جان گذشته و بی باک، باکره و پرهیزگار، در عین سادگی کودکانه اش، خشن و خستگی ناپذیر است. شنیدن نداهای آسمانی و قوه درک فرازمینی اش، وجوهی متعالی و والا به او می بخشد که این زوایای دینی و الهی محبوبیت مردمی اش را می افزاید.

او برای جنگیدن با دشمن، ظاهر و آرایشی مردانه به خود می گیرد. در میدان رزم، لباس مردانه به تن کرده و جنسیت خود را فراموش می کند. او با انجام این عمل بر حاکمیت مردسالار دورانش صحه می گذارد، گویی خود نیز با ظاهری زنانه، خویشتن را لایق میدان نبرد نمی داند و اساساً اعتراض، شهامت، مخالفت و قهرمانی را اعمالی مردانه می پندارد، که انجام آنها، هیئت و هیبتی مردانه می طلبد.

اما به نظر می رسد ژاندارک هم جایگاه قهرمانی خود را تا اندازه ای مرهون جنسیتش است و هم مکافات سنگین آن قهرمانی را. براساس تفکر اسطوره ای، زن پذیرنده و رویابین است و مرد مهاجم و جنگجو. در قرن 14 میلادی، ژاندارک این تعریف ازلی – ابدی را درهم می شکند و وارونه می کند و دست آخر، شهید همان نگرش و روش مردمدار، کلیسا محور و قربانی گیرنده می شود.

 

قهرمان دوشیزه ای مقدس است

ناگفته پیداست که ژاندارک، باکره اورلئان دارای تمام خصوصیاتی است که او را بدل به اسطوره ای ماندگار می کند. ژاندارک چنان تصویر نمونه ی و بی خدشه ای از خود بر جای می گذارد، که نه تنها به مثابه الگوی تهور در ذهن و جان سرزمین اش حک می شود، که از او به بعد با تاثیر عمیقی که در حافظه تاریخ بر جا گذاشته است، هر کجا و در هر زمان در موقعیتی مشابه، قهرمانی او در خاطره بشر زنده، تکرار و ستایش می شود.

ژاندارک به قهرمان های دیگر برشت بی شباهت است. او رویه ای باستانی را پیش می گیرد، با رویکردی حسی و عاطفی خود را به دست طبیعت می سپارد و تراژدی می آفریند. این رویه برخلاف آن شیوه برخوردی است که برشت و مرام سیاسی اش توصیه می کنند.

وجه تمایز ژاندارک از دیگر قهرمان های برشت، ماندن او در حصار باورهای مسیحی و قرون وسطایی است؛ بدون وجود نشانی از موضع انتقادی برشت در مقابل آن. از روحیه انقلابی و پرشور برشت در این نمایشنامه خبری نیست. تنها مولفه آشنای متن برشت، آزادیخواهی ژاندارک است آن هم نه ناشی از عقلانیت و تفکری که ویژه قهرمانان مورد تایید برشت است.

 

قهرمانی که روایت می شود نه قضاوت

برشت در مورد این نمایشنامه می گوید:

«تماشاگر این آرامش خاطر را نخواهد یافت که دعوتش کرده باشند شریک احساس های روی صحنه شود، قهرمان نمایشنامه را نمونه مجسم خود ببیند و به این ترتیب که خود را در عین حال در دو نسخه مشاهده می کند، گمان برد فناناپذیر و با اهمیت است. نوع با ارزش تری از علاقه هم وجود دارد؛ علاقه به قیاس، به تفاوت، به چیزی که در موردش نشود وسعت دید داشت، به چیزی که تعجب می آورد.»

تفاوت دیگر این نمایشنامه با دیگر آثار برشت پوشیدگی موضع نویسنده آن در مقابل عملکرد قهرمان است. ژاندارک از سوی برشت نه تحسین می شود نه تکفیر، نه تایید و نه تکذیب، تنها روایت می شود؛ موضعی تقریباً خنثی و بی طرفانه که برشت در دوره فعالیتش به ندرت اتخاذ کرده بود. به نظر می رسد برشت در این نمایشنامه، آگاهانه و تعمداً از منظری متفاوت به قهرمان و فرآیند قهرمانی می نگرد. گویی نگرش انتقادی او این بار اندیشه سیاسی خودش را به چالش گرفته است.

 

اثری تحسین بر انگیز

نمایشنامه محاکمه ژاندارک جزو زیبا ترین نمایشنامه ها و بهترین نوشته های برشت محسوب می شود. محاکمه ژاندارک با داستان جذاب و نوع بیان گیرایش مخاطب خود را درگیر داستان ها و حوادثش می کند و او را در جایگاه تصمیم گیری قرار می دهد.

 این نمایشنامه که به خاطر طرفداران زیادش به صورت کتاب در آمده است، به شدت مورد توجه منتقدین قرار گرفته است و خواندنش هر چند لذت مشاهده اش بر روی صحنه تئاتر را ندارد اما خالی از لطف هم نیست.

/انتهای متن/