امیرالمؤمنین دختری تربیت می کند برای نابودی کیان حاکمیت ظلم

وقتی جامعه دینی ما از فهم و شناخت شخصیت حضرت زینب(س) با همه وسعت و عمق و جامعیت عاجز است، آیا می تواند این شخصیت را به عنوان یک الگوی کامل و زیبا برای دختران و  زنان این زمان مطرح و ارائه کند؟ پاسخ به این سوال مهم موضوع ادامه گفت وگوی ماست با استادی از حوزه و دانشگاه .

0

 خانم دکتر میرخانی با وجود فاصله زمانی که میان ما و حضرت زینب(س) وجود دارد، به نظر شما  چگونه می توان از سیره و شخصیت ایشان در عصر کنونی به عنوان الگو بهره برد؟

  • توجه کنید نفس نامگذاری ایشان کلیدی برای حرکت زینبی است: «زین اب»؛ ما روی اسم های اعضای این خانواده متعالی دقت کنیم. چرا در نامگذاری به رسول خدا سبقت نمی گیرند؟ نقش نامگذاری در شخصیت و اعتلای آن چیست؟ این وظیفه مهم آیا امروز موردتوجه است؟ «زینب» زینت پدر، آن هم پدری چون علی(ع). واقعیت این است که زینب(س) نه تنها زینت پدر که زینت مذهب، زینت تاریخ تشیع می شود. امروز وقتی با مادران شیردل و مقاوم شهدا صحبت می کنید، اولین  کلام شان الگو گیری از زینب کبری است. در تشیع راستین ما زنانی داریم که در هیچ مذهبی نداریم.

 

امروز وقتی با مادران شیردل و مقاوم شهدا صحبت می کنید، اولین  کلام شان الگو گیری از زینب کبری است.  در تشیع راستین ما زنانی داریم که در هیچ مذهبی نداریم.

 

بعد مشکل فاصله زمانی در این الگوگیری چگونه حل می شود؟

  • ببینید آنچه که در قانون اسلامی مدنظر است معنا و روح زندگی است، چون ابزارها و افراد در طول زمان عوض می شوند اما اهداف زندگی تغییر نمی کند. این اهداف است که اگر انسانی آن اهداف را دریافت، می تواند در موقف زمانی مکانی، تاریخی و جغرافیایی که هست، به گونه ای عمل کند که رفتار او به لحاظ اهداف زندگی و ترسیم هویت زندگی فرا زمانی و فرا مکانی باشد. ابزار یک موقع شمشیر است یک موقع سلاح هسته ای. استفاده از این ابزار در طریق حق یا باطل است که مهم است و این بستگی دارد به اهدافی که در زندگی مطرح است. وقوف و احاطه ما به حوادث، تدبیر و مهارت در به جا تصمیم گرفتن و به موقع عمل کردن، استقامت در راه رسیدن به مقصد درست و متعالی، صبوری و استمداد از مدد الهی، اخلاص در عمل، خدا ترس بودن، قدرت در بیان حقیقت و…اینها اموری است که امروز برای یک زن مسلمان ضروری است. براین اساس در دنیای بحران زده امروز افتخار ماست که شخصیتی جامع چون زینب کبری(س)  پیش روی ماست وبه عنوان چهره ماندگار تاریخ می تواند راهنمای هر زن آزاده ای باشد.

 در حال حاضر ما در شرایطی هستیم در دوران کنونی که هر دگمه ای را می زنیم فضایی از اطلاعات مقابل مان باز می شود و برای بعدی از زندگی به ما ایده می دهد، روش غدا خوردن، گفتمان، آرایش کردن، لباس پوشیدن و … پس بشر امروز بیشتر از هر زمانی احتیاج دارد که یک الگوی احسن و خوب داشته باشد. اگر قرار باشد که انسان امروز هرلحظه به دنبال یک الگو برود، نه تنها نمی تواند پیشکسوت باشد، بلکه به تعبیر قران کریم راهش را گم می کند.(اِن تُطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله) امروز مخصوصا دختران و زنان ما اما اگر می خواهند ذلیل نباشند و منشأ اثر باشند، باید الگو داشته باشند. این الگوی فرازمانی و فرا مکانی همان شخصیت جامع و عزت آفرین زینب(س)  است. پس بایستی در معرفی این الگو کار علمی بیشتری کنیم.

 

 امروز دختران و زنان ما اگر می خواهند ذلیل نباشند و منشأ اثر باشند، باید الگو داشته باشند. این الگوی فرازمانی و فرا مکانی همان شخصیت جامع و عزت آفرین زینب(س) است. پس بایستی در معرفی این الگو کار علمی بیشتری کنیم.

 

 به نظرتان چه بکنیم که در الگوگیری تنها به یک بعد شخصیتی حضرت زینب  اکتفا نشود؟

  • به نظرمن اولین گام توجه به روش های تربیتی در پرورش نسل و دخترانی شایسته براساس مولفه های روشن و قابل تحقق اسلامی است. توجه به روش تربیتی امیرالمؤمنین(ع) در دوران کودکی و حتی طفولیت حضرت زینب(س) و روش تربیتی حضرت زهرا(س) با اینکه مقطع کوتاهی بوده است. باید دید آنها چگونه عمل کردند. به عنوان مثال توجه کنید وصیت به دختر پنج ساله،از نظر فقهی تآثیری ندارد. دختر پنج ساله که مکلف نیست، ما اصلا می توانیم وصی پنج ساله برای خود قرار دهیم؟! اصلا از نظر حقوقی آیا اعتبار دارد یا ندارد؟! وصایای حضرت زهرا(ع) به حضرت زینب (س) در سنی صورت گرفته زیر سن بلوغ وحتی از نظر ما دوران کودکی است. اما آن وصایا را زینب کبری(س) در وقایع عاشورا در پنجاه و چند سالگی محقق می کند. این یک روش تربیتی است در مسئولیت پذیری؛ روشی که مسئولیت را با آمیزه ای از محبت، معرفت و عبودیت ترسیم می کند. این جامعیت در تربیت بسیار مهم است حتی در عرصه هایی مثل عرصه های معرفتی.

 

وصایای حضرت زهرا(ع) به حضرت زینب (س) در سنی صورت گرفته زیر سن بلوغ وحتی از نظر ما دوران کودکی است. اما آن وصایا را زینب کبری(س) در وقایع عاشورا در پنجاه و چند سالگی محقق می کند. این یک روش تربیتی است در مسئولیت پذیری کودک.

 

زمانی که زینب کبری(س) در مجلس ابن زیاد سخن می گوید و ابن زیاد می گوید: زینب سجع می گویی؟! از کسی که مصیبت زده است، شما انتظار ندارید فصیح و بلیغ حرف بزند؛ آن هم در مجلس کوفه که بعد از واقعه عاشورا و حرکت کاروان در روز یازدهم نخستین جلسه است.

توجه کنید که زینب کبری(س) یک جا با سکوتش دشمن را می شکند زمانی که ابن زیاد می گوید: تو کیستی؟! او زینب کبری را می شناسد و زینب کبری اعتنا نمی کند یعنی شخصیتی که در ظاهر برای خود ساختی، برای من اعتبار ندارد. دوباره سؤال می کند و وقتی زینب(س) شروع به کلام می کند، می گوید: گویا زبان علی درکام اوست.

خب ما هنور منطق ادبیات کلامی این بزرگواران را(امیرالمؤمنین و حضرت زهرا) نفهمیده ایم. ما درک نکردیم و سعی نکردیم این منطق را از زینب کبری(س) فرا بگیریم و یا اصلا ببینیم شیوه استدلال علمی حضرت علی(ع) چگونه بوده است؟

ببینید حضرت زینب(س) در بدترین شرایط ممکن با فصاحت حرف می زنند. این ها مسائل مخفی است. ما در آرام ترین شرایط شاید نتوانیم درست چند کلمه هم صحبت کنیم. این الگوی عملی که ما در  شخصیت  زینب کبری می بینیم که هم مبنای نظری دارد و هم جامعیت و هم عملیاتی سازی باید معرفی شود. این که ایشان مهارت دارد که در هر دوره ای  از عمرش  مهارت اخلاقی، سازندگی های فردی، مهارت های علمی را پرورش دهد.

امیر المؤمنین(ع) با زبان کودکی مطالب سنگین را به زینب(س) یاد می دهند و از او مهارت و مسئولیت می خواهند. در واقع  در تربیت زینب برای آینده مهارت سازی می کنند در جهت وقوف بر وقایعی که در گذشته واقع شده و رسالتی که برای آینده دارد.

 امیرالمؤمنین دختری را تربیت می کند که در مقابل طاغوت نه تنها سر خم نکند بلکه او را از اریکه قدرت به زیر آورد. این بعد از شخصیت که فقط نمی خواهد عابد یا زاهد و یا یک همسر و دختر خوب بسازد، شخصیتی را می خواهد بسازد که بتواند کیان یک حاکمیت ظلم را زیرو زبر کند. آیا ما این شیوه را در تربیت مان داریم؟! ما در بسیاری از موارد این روحیات را برای زنان درست نمی شماریم.

این ها چیزهایی ست که باید در تمدن سازی اسلامی به کار گرفته شود در تقابل با  تمدن نوینی که بشریت امروز را خسته کرده است از بی عدالتی، فریاد دروغین حقوق بشر،  رهبری جهانی بر اساس زور، سلطه و استبداد. این راه جدید الگوی عملی می خواهد.

 

در مورد مشخصات این الگوی عملی برای زنان امروزی بیشتر توضیح می دهید ؟

  • نکته نخست این است که ببینیم آیا یک انسان می تواند جامع اضداد باشد؟ آنجا که زینب کبری درکنار اطفال است چگونه با آن ها سخن می گوید؟ می بینیم که آن ها چگونه از لحاظ محبتی سیراب اند. این سیرابی عاطفی بنیان شخصیت عقلی انسان است. زیرا توان عقلی در کنار شخصیت عاطفی بروز می کند.

این خیلی مهم است که ما کجا عقل را بکار بگیریم، کجا عاطفه را. این یک بحث مهم است می گویند زن عقل نمی خواهد فقط عاطفه اش کافی است. من سؤالم این است که آیا زینب فقط با عاطفه پیش رفت؟! همان کسی که غذایش را بین اطفال تقسیم می کند و به گونه ای با محبت و عاطفه با ان ها سخن می گوید، در سوی دیگر به دلیل فشار فراوانی که بر اوست نماز را نشسته می خواند. یعنی هم بعد عاطفی در چنین فردی رشد کرده، هم بعد عقلانی و هم بعد معرفتی و مادامی که ما این جامعیت را نتوانیم ترسیم کنیم، نمی توانیم به جایی برسیم. مسئله دیگر اینکه امروز ما هنوز به آن بصیرت شخصیت شناسی در تاریخ اسلام به درستی ورود نکرده ایم.

 

می گویند زن عقل نمی خواهد فقط عاطفه اش کافی است. من سؤالم این است که آیا زینب فقط با عاطفه پیش رفت؟!

 

روش پژوهش تاریخی قران با روش تاریخی ما خیلی متفاوت است. قرآن می گوید تاریخ زبان دارد، زبان تاریخ ظلم ستیز است ، زبان تاریخ این است که بندگان صالح باید برای مردم الگو شوند و باطل باید دماغش به خاک بمالد ومسئول این امر کیست؟ یک انسان بامعرفتی مثل حسین(ع) و زینب کبری(س). اما زبان هنر و رسانه و همین طور دانشگاه و حوزه ما در ارائه این الگوها فعال و همسو حرکت نمی کنند.

 

به عنوان سخن پایانی به عقیده شما چه باید کرد؟

  • باید دست به دست هم داد و فکر کرد بر اساس ان فکر راهبردها را تعیین و بر اساس راهبردها فرآیند ها را تبیین کرد. ما به دلیل وفور این شخصیت ها از آن هاغافل هستیم. مثل ماهی که در آب است و نمی داند آب چیست؟ زمانی که از آب بیرون می افتد تازه معنای آب را می فهمد. داستان ما با فرهنگ مان همین است

قطعا باید یک تحول فرهنگی ایجاد شود تا تحول در سبک زندگی، الگوگیری و الگوپذیری ایجاد شود. ما مسئله ای داریم به عنوان ولایت. ولایت یعنی انسان ها برای اینکه خوب حرکت کنند یک امام  و راهنما می خواهند و ما بهترین پیشکسوت ها را در مکتب تشیع داریم چه زن و چه مرد. باید برنامه ریزی کرد. مثلا مادری که شاغل است باید تشخیص دهد که چه زمانی ضروری است نزد فرزندش بماند و چه زمانی می تواند به شغلش ادامه دهد. زینب(س) همراه برادر می آید اما فرزندانش را هم با خود می آورد یعنی مادر نه تنها فاعل است، فعال هم هست. ما اولین کاری که می کنیم این است که مادر را از فرزندش به دلیل اشتغال جدا می کنیم. این جدایی یک خطر است. این مسئله خیلی مهم است چراکه از کودکی باید پایه های تربیت و مهارت اسلامی را بنا نهاد. واین مهارت و تربیت گام به گام صورت می پذیرد.

/انتهای متن/