دنیای معتکف بعد از این سه روز

معتكف سه روز در مسجد می ماند تا همه گناهان را در بند كند و به  حریم خدا وارد شود . اما در پایان این دوره سه روزه، چه کند که همچنان در این حریم بماند؟

0

مرضیه شکوری/

، اما چگونه می توان پس از تمام شدن این دوره  سه روزه، همچنان الهی بود و الهی مانداین در بند کردن، مشروط به ادامه درست  زندگی پس از اعتکاف است، یعنی این بار بجای مسجد ، خود ، داشته ها ، تعهدات ، نقش ها و  جایگاه هایش را در بستر جامعه، الهی سازد .

برای آماده شدن نیاز به بودن است، بودنی از جنس اخلاص و برای تقرب در این بودن باید از دنیای ساختگی خویش رها شویم ، این رها شدن تمثیلی از ذبح اسماعیل درون است، آن وقت می توان از غیر برید و به او وصل شد و در این بین هرکس به اندازه توان از آن وصل، بهره می برد.

برهمین اساس پیامبر اسلام می فرمایند:

إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا

نسيم‏ هاى رحمانى در حال وزيدن است و همه بايد مراقب باشند و خود را در معرض آن نسيم‏ ها قرار دهند.[1]

 

باید مراقب  فرصت ها بود

وقتی خدا اهل زمین را به واسطه بارش رحمت الهی خود سیراب می کند، عملاًنعمت باران را برای همه فرستاده لیکن كسى می تواند از بركت آن استفاده كند كه خود را در معرض بارش های محبت خدا قرار دهد. كسى كه هنگام نزول باران به زير سقف می‏رود، خود به‏ خود از اين نعمت عظيم خداوند محروم مى‏ گردد. داستان ما و خدا و فرصت های او دقیقاً مصداق این فضای بارانیست. باید مراقب این فرصت ها بود .

بنابراین هرگز نمی توان اثر و ارزش فرصت ها را باهم برابر دانست.

 رجب در بین ماه ها، نمونه است و خاصیتِ اعتبار بخشی دارد، آن هم از نوع الهی. این ماه در درون خود دارای گوهری نهفته است که اهلش را به سوی خود می کشاند ، سه روز طلایی ، بیتوته ای عاشقانه و مشوقی برای بهتر ماندن. اینجاست که اعتکاف ومعتکف بودن نیز مصداقی از این نسیم های الهی می شود. بنده با تمام سعی های دنیایی خود وارد مسجد می شود تا شاید ” لعلهم ترحمون” مشمول رحمت خاصه خدا شود ، فارغ ازتمام امکانات دنیا به گوشه ای بسنده کرده و در کنار ره توشه اندک خود در طلب آبادانی آخرت مشغول می شود و شیرین مطالبه ای است این جهاد نفس.

 

معتکف خود را  رصد می کند

از آنجا که اعتکاف رازی برای پیدا کردن رمزهای آخرت است، معتکف شروع به رصد می کند، رصدی وجودی که چه کرده ، چه شده و چه خواهد شد ؛ برای کرده ها جز توبه راهی نیست و برای شده ها تنها علاج برای انسان تائب، صبر است و تزکیه و برای شدنی های آینده دعا و مناجات، شرایط تسلیم و تعلیم در محضر عبودیت را فراهم می کند.

شخص معتکف در نشستی سه روزه ، سعی در پالایش درونی و رفع دغدغه های بیرونی خویش را دارد و با مجاهدت نفس دردنیای تودرتوی دل، قصد طهارت آن را دارد؛ طهارتی که وقتی از بیت الله نیت خروج می کند کارشیطان شروع می شود.

 

 معتکف چه کند که در حریم خدا بماند؟

انسان معتکف به امید رهایی از اسارت های خود ساخته، مسجد را مسیری برای تقرب می داند. بنابراین با وقوف در خانه خدا عملاً نه به خود و اطرافیان که به شیطان یادآوری می کند من علی رغم تمام اشتباهاتم به خانه خویش بازگشتم تو را راهی نیست.

ودر لحظه اتمام این سه روز انسان مطهر به دنیای عادی انسان های دیگر باز می گردد، دنیای مکّاری که تشنه جذب انسان های سالم است تا ثابت کند بدون او نمی شود زنده بود؛ حال آنکه  پیامبر صلی‌الله علیه و آله می فرمایند :

«معتکف معتکف الذُّنوبَ ويُجرى‏ لَهُ مِنَ الأجرِ كَأجرِ عامِلِ الحَسَناتِ کل‌ها».

 معتكف همه گناهان را در بند مى‏كند، مانند كسى كه همه خوبى‏ها را انجام داده است، به او پاداش داده مى‏شود.

[2]این در بند کردن، مشروط به درست ادامه دادن زندگی پس از اعتکاف است. معتکف اگر این فرض را  در نظر بگیرد که “بُعد منزل نبود در سفرروحانی” بلا شک این بار بجای مسجد ، خود ، داشته ها ، تعهدات ، نقش ها و  جایگاه هایش را در بستر جامعه، الهی می کند؛ مأموریتی که تنها از دل یک اعتکافِ مخلصانه، در مسجد پا می گیرد .

 

بازوی خدا برای هدایت

انسان معتکف یاد می گیرد در بدو خروج از اعتکاف مثل قبل به کاستی های درونش وقعی ننهد و با داشته های ولو اندک خود به فکر فتح قله هایی باشد که انسان سازی هدف غایی اوست. پس با نشاطی مضاعف ، روحیه ای شاداب ومعنوی وقلبی سرشار از اطمینان و اعتماد پا به بستر جامعۀ پیرامون خود می گذارد و با طی سفرهای عرفانی،  از دل جامعه به خدا می رسد و این زیبا ترین سفری خواهد بود که خدا برای او رقم زده است.

 اینجاست که چون دربندگیش صداقت داشته، خداوند او را بین قلوب ، محبوب نموده و مسیر هدایت دیگران را از مسیر او می گذراند .

[1] . بحارالأنوار، ج 68، ص 221

[2] . . كنزالعمّال، حدیث 24012.

/انتهای متن/