از جامعیت  شخصیت حضرت زینب (س) غفلت شده است

حضرت زینب(س) درشمار شخصیت های بزرگ تاریخ اسلام است که از او بسیار گفته و شنیده می شود. با این حال باید دید آیا  مردم ما، مخصوصا زنان و دختران مان، شخصیت ایشان را با همه جامعیتی که دارند، درست می شناسند؟ پاسخ به این سوال، موضوع گفت وگویی است که در آستانه وفات بانو با استاد حوزه و دانشگاه داشته ایم.

0

وقتی از حضرت زینب(س) صحبت می کنیم، غالبا افراد فکر می کنند که ایشان را خوب می شناسند؛ چرا که با توجه به محوری بودن نقش شان در حماسه بی بدیل کربلا  بسیار از ایشان  گفته و شنیده می شود و در عین حال نه تنها حق ایشان ادا نشده است، بلکه قطعا در  معرفی درست ایشان و شخصیت  جامع الاطراف شان جفای بزرگی صورت گرفته است.  سالروز وفات حضرت زینب(س) بهانه ای بود برای گفتگو با دکتر عزت السادات میرخانی استاد حوزه و دانشگاه تربیت مدرس در خصوص ابعاد شناخته و ناشناخته شده ی شخصیت  این بانوی بزرگوار.

 

خانم دکتر میرخانی در اولین سوال می خواهیم بدانیم به عقیده شما ابعاد شخصیتی حضرت زینب(س) چه اندازه در بین افراد جامعه و حتی دینداران ما به طور کامل شناخته شده است؟

  • وقتی می خواهیم از حضرت زینب صحبت کنیم به نظرمن باید از بحث تمدن سازی اسلامی و ضرورت آن درمواقف تاریخی مختلف شروع کنیم. ببینید تاریخ اسلام مثل یک زنجیره است با حلقه های به هم پیوسته. نکته جالب در فرهنگ اسلامی این است که در تمامی قضایای تاریخی و آیات قرآن شما بایستی آینده را بسازید، اما با وقوف بر گذشته. یعنی یک پایه اساسی که در تمام دانش ها مطرح است و فرهنگ اسلامی به ویژه قران کریم هم آن را ضروری می داند، این است که انسان های بصیربایستی اشراف به وقایع و شخصیت های تاریخ ساز داشته باشند.(از آدم تا خاتم ) تا از جهت جامعه شناسی و مردم شناسی بتوانند اصول موفقیت و رمز و رازهای آینده نگری و تاریخ سازی را از درک صحیح گذشته به دست آورند.  تنها کتابی هم که این اشراف را ایجاد می کند، قران کریم است، چون از ابتدای تاریخ  اطلاعات را به روشنی در مقابل انسان می گشاید. از چگونگی ورود آدم و همسرش، مقابله قابیل با هابیل و… هم شروع می کند. قرآن کسب این اطلاعات را با صیغه امر به ما ابلاغ می نماید.  

نکته دیگر اینکه قرآن کریم ما را به عبادات امر می کند و این عبادات هم تنها منحصر به عبادات فردی نیست و شامل سیاستگذاری جامعه دینی و تمدن سازی اسلامی هم می شود که برعهده تمام افراد است. ضمن اینکه شما می دانید انسان ها یک هویت فردی دارند یک هویت جمعی. آیه قرآن می فرماید:«ان هذه امتکم امة واحده» بحث امت واحده بحث سرنوشت جمعی است. با توجه به آنچه گفته شد، آن بعدی که از حضرت زینب(س) مغفول مانده جامعیت ابعاد مختلف زندگی ایشان است که یکی از آن ها بعد اجتماعی ست. انسان غایت مندی که مبدأ و مقصد دارد و در آن حلقه و موقفی که ایستاده نقشی را می آفریند که در آن موضع بتواند «احسن عملا» باشد. او پیشینه جامعه ای را که در مقابل اوست به خوبی می شناسد و در فن خطابه خود به تحلیل ابعاد ضعف و قوت مخاطبانش می پردازد. سپس موضع انحراف اجتماعی آنان را بازگو و آینده آنان را به روشنی ترسیم می نماید.

باید دید  فردی چون زینب کبری در آن موقف زمانی، مکانی، جغرافیای سیاسی که ایستاده چه کاری ورای دغدغه های فردی اش انجام می دهد؟علت این بصیرت و اشراف درعین شجاعت، استواری وبلاغت درکلام چیست، آن هم در موقفی که حوادث تلخ عاشورا او را بایستی در موضع انفعال قرار دهد؟ این روحیه مقرون با مقاومت در عین آرامش روانی و درونی واقعا جز تاثیر فرهنگ جامع وحیانی است؟ به این اعتبار قران کریم به موازات اینکه برای انسان مسئولیت سازی و خودسازی های فردی درنظر می گیرد، به بعد بیرونی افراد هم اشاره دارد و اگر ما از سازندگی فردی واز درون شروع کنیم و به بیرون توجهی نداشته باشیم و یا بالعکس به بیرون توجه کرده و به سازندگی فردی عنایت نداشته باشیم، ضربه خواهیم خورد و خب اگر چنین باشیم نتوانسته ایم حضرت زینب(س) را به آن جامعیتی که هستند ببینیم و الگو قرار دهیم.

 

 باید دید فردی چون زینب کبری در آن موقف زمانی، مکانی، جغرافیای سیاسی که ایستاده چه کاری ورای دغدغه های فردی اش انجام می دهد؟علت این بصیرت و اشراف درعین شجاعت، استواری وبلاغت درکلام چیست، آن هم در موقفی که حوادث تلخ عاشورا او را بایستی در موضع انفعال قرار دهد؟

 

با توجه به جامعیت شخصیت حضرت زینب(س) که به آن اشاره کردید، در طرح شخصیت ایشان به چه ویژگی ها و مؤلفه هایی می توان تکیه بیشتری کرد، مثلا حلم و صبوری،عقلانیت، تکلیف شناسی، معرفت و …؟

  • توجه داشته باشید که ما در خصوص شخصیتی صحبت می کنیم که بنیان های معرفت و تربیت، در تمامی لحظات زندگی او به خوبی شکل گرفته. ایشان در چه خانواده ای متولد و رشد کرده؟ نوع ارتباط عاطفی، پرورشی، آموزشی با ایشان ازابتدا تا انتها مخصوصا با امیرالمؤمنین و حضرت زهرا(س) در دوران طفولیت و… چگونه بوده است؟ مسئله دیگر بعد ژنتیکی در مورد ایشان است که مورد غفلت واقع شده است. چه ساختار تربیتی و چه ساختار ژنتیکی در مورد حضرت زینب است که ایشان را چنین شخصیتی بی بدیلی کرده است. در واقع دیدن مؤلفه ها و اصول و قواعد ناپیدایی که براساس فرهنگ قویم اسلامی درایشان شکل گرفته بایستی امروزمورد تاملات جدی قرار گیرد. چراکه مسلماً ایشان یک شبه، مهارت مدیریت، قوت در مقابله با جریانات باطل، تشخیص درست موقعیت و بکارگیری اصول وحیانی و عقلانی مقارن را بدست نیاورده است.

 

 مسلماً حضرت زینب یک شبه، مهارت مدیریت، قوت در مقابله با جریانات باطل، تشخیص درست موقعیت و بکارگیری اصول وحیانی و عقلانی مقارن را بدست نیاورده است، شخصیت بی بدیل ایشان حاصل  ساختار تربیتی و  ساختار ژنتیکی خاصی بوده است.

 

عقیله بودن به چه معناست؟ می فرمایند:عقیله بنی هاشم. یعنی اندیشمندترین، عاقل ترین و با مهارت ترین در عرصه فکر و اقدام چه در زمینه عقل عملی و چه عقل نظری. خب این ها ابعادی است که در زینب نهادینه شده تا درموقفی مانند کربلا بروز کند. دقت کنید یک وقت شما کاری را در زمانش که انجام نمی دهید دیگر نه تنها اثر ندارد گاهی تأثیر معکوس هم دارد. یعنی خود تشخیص موقعیت، مدیریت زمان و مکان و نقش گذاری نکات قابل توجهی است. شما می بینید که زینب(س) یک احاطه کامل به زمانی که در آن است و پیشینه تاریخی موحدین و حتی پسینه ای که این قیام باید آثارش را تا قیامت بگذارد، دارد.

 

عقیله بودن  یعنی اندیشمندترین، عاقل ترین و با مهارت ترین در عرصه فکر و اقدام چه در زمینه عقل عملی و چه عقل نظری. این ها ابعادی است که در زینب (س) نهادینه شده تا درموقفی مانند کربلا بروز کند.

 

خب این جامعیت فکری، عقلی و شخصیتی ابعادی است که مورد غفلت مانده است. توجه کنید در مرثیه خوانی ها و روضه خوانی ها در مورد ایشان به چه ابعادی می پردازند؟ علت هایی که می تواند چنین بانو، دختر، همسر، خواهر و زنی را بسازد، مورد غفلت است. جامعیت در فکر و اقدام در عمل به موقع در مورد ایشان طرح می شود؟ این خود یک آسیب است. اصل علیت که اصلی ضروری و اساسی در همه  شئون زندگی انسان و بنیان نظام عالم است، چه می گوید؟ همه موجودات عالمِ امکان تابع علل هستند. اگر علت ایجاد شود، معلولش هم بوجود می آید. پس بایستی در علل این جامعیت شخصیت ایشان تامل نمود، روش معلول گرایی و غفلت از علتها خود یک بی توجهی آسیب زاست. 

 

توجه کنید در مرثیه خوانی ها و روضه خوانی ها در مورد ایشان به چه ابعادی می پردازند؟ علت هایی که می تواند چنین بانو، دختر، همسر، خواهر و زنی را بسازد، مورد غفلت است. آیا جامعیت ایشان در فکر و اقدام در عمل به موقع طرح می شود؟ این خود یک آسیب است.

 

ادامه دارد…

/انتهای متن/